«به نام قدرت مطلق»
با سپاسگزاری از خداوند بزرگ، بسیار خوشحالیم که حرکت بزرگی را آغاز کردهایم؛ حرکتی که هدف آن احیای انسانها در کنگره ۶۰ است. این حرکت، مسائل مختلفی را در بر دارد که یکی از مهمترین آنها مسئله اعتیاد است.
از آغاز خلقت تا به امروز، برای اعتیاد روش درمان اصولی وجود نداشته است. روشهای بازدارنده و نگهداری، همچنان وجود داشته و دارند، اما در بسیاری از موارد، ریشههای اعتیاد در انسان باقی میماند و دوباره رشد خواهد کرد. با روش DST بسیاری از انسانها توانستهاند اعتیاد به مواد مخدر، سیگار و حتی اضافهوزن خود را درمان کنند. حتی بسیاری از بیماریها نیز به وسیله همین روش اصولی درمان شدهاند و چه خانوادههایی که به واسطه این حرکت عظیم نجات پیدا کردهاند.
این حرکت عظیم و اصولی موجب قطع پیوند میان شیطان و انسان گردیده است. بسیاری از نیروهای شیطانی مانند سد و انحرافاتی بر سر راه انسان قرار میگیرند که باید از آنها عبور کرد. زمانی که انسان از آنها گذر کند، این نیروها از او دور میشوند و این موضوع در همه زمینههای زندگی صدق میکند.
شیاطین همیشه جایی حضور پیدا میکنند که خواهان داشته باشند؛ یا دربندشدگان، آنها را طلب کنند، زیرا در این شرایط زودتر به نتیجه میرسند.
انسان باید همیشه و در همه زمان، خودش را محک بزند تا ببیند در چه مرحلهای قرار دارد. اگر انسانی که در مسیر اصلاح خود گام برداشته، جایگاه خودش را نداند، نمیتواند به مبارزه ادامه دهد. آگاهی از جایگاه، موجب موفقیت انسان در آزمایشهای زندگی میشود و این امری است که همواره برای عیار انسان صورت میگیرد.
در این راه که انسان تلاش میکند تا به شکوفایی برسد، ممکن است همیشه نتیجه مطلوب حاصل نگردد. این امر نباید در انسان تأثیر منفی بگذارد. انسان باید همواره برای ارتقای خویش، از سدها و موانع بازدارنده عبور کند.
این حرکت انسان شاید برای خود او به صورت آشکار چیزی به ارمغان نیاورد، اما ممکن است با حرکت حتی یک نفر، دری برای دیگر انسانها گشوده شود تا آنها نیز بتوانند از آن عبور کنند و درهای دیگری را برای افراد دیگر بگشایند. همین امر، خود پاداشی برای انسان است.
دیگران کاشتند و ما خوردیم؛ ما بکاریم تا دیگران بخورند. این زنجیره در کنگره ۶۰ تا ابدیت ادامه خواهد داشت.
امیدواریم همه گفتارهای کنگره ۶۰ که از نوشتارها نشأت گرفتهاند، در آینده راهنمای بسیاری از انسانها باشند. هر علم و دانشی که انسان آن را به دست بیاورد، اگر مقبول و عقلانی باشد، هم در زمین، هم در آسمان و هم در بیکرانها ماندگار و قابل استفاده خواهد بود.
در خصوص کتابهایی مانند «کتاب شصت درجه زیر صفر»، بسیار حائز اهمیت است که کتاب منابع و اطلاعاتی داشته باشد که هم به درد انسانهای این جهان بخورد و هم برای جهانهای دیگر قابل استفاده باشد. زمانی که خواستههای دو جهان با یکدیگر یکی شود، محصولی پدید میآید که در هر دو جهان قابل بهرهبرداری است.
جناب مهندس اضافه کردند که همه انسانها به هر صورتی که این دنیا را ترک کنند، در زندگی بعدی و دنیای پس از مرگ، همانگونه خواهند بود. دنیا مزرعه آخرت است.
بسیاری از انسانها نمیتوانند با اندیشهای جز اندیشه خودشان به زندگی ادامه بدهند؛ حتی اگر اندیشهای که میبینند راستین باشد، باز هم به اطلاعات خود متکی هستند. این کتاب میتواند به آنها کمک کند؛ چه دچار اعتیاد باشند و چه نباشند.
در هر مسئلهای، یکسری وظایف وجود دارد که بین همه انسانها مشترک است و انجام آنها برای همه ضروری است؛ مانند راستگویی، مسئولیتپذیری و درستکرداری که وظیفهای عمومی محسوب میشوند.
یکسری وظایف نیز وجود دارد که مخصوص هر انسان است و به صورت جداگانه و متفاوت تعریف میشود؛ مانند مسئولیتی که معلمها دارند، وظیفهای که پزشکان دارند، وظیفهای که آهنگر دارد، وظیفهای که مأمور شهرداری دارد و غیره.
اینها وظایف صور آشکار ما هستند. ما وظایف صور پنهان نیز داریم و نباید انسان در انجام وظایف خود کوتاهی کند تا بتواند ارتقا پیدا کند.
«من آب میآورم، تو آنقدر از این آب بنوش تا سیراب شوی، اما نه زیر آب.»
جناب مهندس میفرمایند هر آنچه که انسان در اختیار دارد، باید در زمینههای مختلف به بهترین شکل و در راه درست و سالم مورد استفاده قرار گیرد. برای مثال، مال برای آسایش عمر است، نه اینکه عمر برای گردآوردن مال باشد. انسان باید از ثروتی که دارد بهترین استفاده را بکند، نه اینکه در آن غرق شود.
یک نیرو، یک قدرت و یک توان وجود دارد به نام قدرت مطلق یا خداوند. تصورات ذهنی گوناگونی از خداوند در جهان وجود دارد. ما نمیدانیم خداوند چیست، ولی میدانیم که چه چیزی است. درک آن بسیار دشوار است.
به زبان ساده، یک حساب و کتاب و یک قدرتی وجود دارد که آن قدرت، قدرت مطلق یا خداوند است. یعنی این نظام و سیستم را به گونهای طراحی کرده است که هر عملی انجام بدهیم، به دست خودمان به ما بازگشت میکند.
میگوید: «من آنقدر بلندم که تو نمیتوانی مرا ببینی و قابل تسخیر نمیباشم. اگر میخواهی مرا ببینی، حرکت کن و به سمت من بیا؛ ولی مسلح بیا؛ مسلح به عقل و آگاهی، مسلح به تزکیه و پالایش، مسلح به ایمان و عشق و محبت به کل هستی، مسلح به معرفت و عمل سالم. با اینها بیا تا شاید بتوانی مرا ببینی و عظمت مرا مشاهده کنی.»
اگر هر ذرهای را بشکافی، نور آن را خواهی دید و این نور ذرات، همان مکان لامکان است که با چشم سر قابل رؤیت نیست.
اگر به این عظمت پی بردی، آن هنگام است که میتوانی به درون سفر کنی و حتی پیامآوران حق و راستی را ملاقات نمایی و به عظمت هستی و خداوند متعال پی ببری.
عظمت، همین زندگی فانی نیست که تنها در پی نیازهای دنیوی برویم. به زبان ساده، برای رسیدن به عظمت خداوند باید کل هستی را دید. خالق همه نیروها خداوند است؛ چه نیروهای مثبت و چه نیروهای منفی که انسان را مورد آزمون و آموزش قرار میدهند تا عیار انسان مشخص شود.
انسان اگر به دنبال حق یا باریتعالی باشد، با وجود هر مانعی و در میان تاریکیهای بیشمار، روزنه یا کورسوی نور را دنبال میکند.
اگر به تمام هستی خوب نظر کنیم، میبینیم که همه هستی در تمنای قدرت مطلق میباشد و هر یک به نوعی راه را به ما نشان میدهند.
به بیان دیگر، قدرت نیروهای تاریکی بسیار زیاد است و عاملهای جذب و عاملهای جذبکننده بسیاری نیز دارند. انسانها بارها با رها کردن این نیروها، سبکبال شده و به طرف خداوند جاری میشوند و آنگاه مشاهده میکنند که قدرت خداوند بزرگ چقدر عظیم است.
ما به زمین آمدهایم تا زندگی کنیم و این مرحله را پشت سر بگذاریم. حال میتوان به کمک عقل، هر آنچه را که برای ما موجود است، به بهترین شکل خود تبدیل کنیم. این توانایی در خواست انسان نهفته است.
اگر انسان از پایینترین مراتب به بالاترین جایگاه برسد و یا از بالاترین جایگاه به پایینترین مرتبه برسد، خواست اوست. همه انسانها صدای عقل خود را میشنوند، ولی این خواست انسان است که تعیینکننده نهایی میباشد و این خاصیت انسان است.
انسان در طول مسیر زندگی که همانند یک دایره است، در نهایت به نقطه اول خود بازمیگردد و چیزی جز آگاهی با خود به همراه ندارد. این سفر نیز برای همین پختگی و آگاهی است.
حال باید بنگریم که چه چیزی در کولهبار خود ذخیره مینماییم.
برای مطالعه سیدی گردباد عظیم کلیک نمایید.
تهیه و تایپ: مسافراشکان
بارگزاری: مسافروحید
- تعداد بازدید از این مطلب :
1017