English Version
This Site Is Available In English

راهنما بزرگترین هدیهٔ الهی است.

راهنما بزرگترین هدیهٔ الهی است.

چهاردهمین جلسه از دوره بیست و سوم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی اسبیکو، با استادی راهنمای محترم مسافر حسین، نگهبانی مسافر فرزین و دبیری مسافر اشکان با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» سه‌شنبه ۱۷ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ شروع به کار کرد.

 

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، حسین هستم، یک مسافر.
خدا قوت می‌گویم خدمت همهٔ دوستان، امیدوارم حال همه خوب باشد.

اولین بار است که با شال پرافتخار راهنمایی، استاد شده‌ام و اینجا جا دارد واقعاً از تمام زحماتی که آقا رضا برایمان کشیدند، صمیمانه تشکر کنم. از تمام کسانی هم تشکر می‌کنم که قبلاً حمایت کردند، در لژیون سردار بودند و این بنا را برای ما آماده کردند تا به این راحتی بتوانیم سفر کنیم و هیچ گونه دغدغه و مشکلی نداشته باشیم و به درمان برسیم.

دستور جلسه: از فرمانبرداری تا فرماندهی.

یک برگشتی می‌زنم به گذشته. فرمانبرداری دو جنبه دارد: یا فرمانبردار نیروهای منفی هستی یا فرمانبردار نیروهای مثبت. ما یک زمانی مصرف‌کننده شدیم. اولین باری که مواد مصرف کردیم، آن مواد آنقدر فرماندهی روی ما نداشت؛ ما می‌گفتیم مواد را کجا مصرف کنیم، چطور مصرف کنیم. ولی همهٔ ما تجربه‌اش را داریم که به مرور زمان و اندک اندک با ادامهٔ مصرف، تمام فرمان جسم از ما گرفته شد. کسی اینجا نیست که بگوید من فرماندهی جسمم را داشتم و آمدم کنگره – مگر یک همسفر که آن هم با افکار خودش مشکل داشت.

وقتی آمدیم کنگره، یک سری چیزها به ما دادند و گفتند باید فرمانبردار باشی. فرمانبرداری یک کلمهٔ ساده نیست که بگویی «فرمانبردار باشم». کنگره یک راهنما به تو هدیه می‌دهد. به نظر من، راهنما بزرگترین هدیهٔ الهی است. یک راهنمای راستین – مثل جناب مهندس، مثل راهنماهای شعبه که زحمت کشیده، درس خوانده و الان در اختیار ما قرار گرفته اند.

ما یا یک راهنما را قبول داریم یا نداریم. اصلاً حد وسطش را نداریم که بگوییم «این حرف راهنما را قبول دارم، آن حرفش را قبول ندارم». بعضی مواقع راهنما یک سری حرف‌هایی می‌زند که به خیال من به ضررم است؛ می‌گوید از وقتت بزن، از پولت بزن. شاید بگویی اگر در مغازه‌ام باشم بیشتر در می‌آورم. من به واسطهٔ مصرفی که داشتم، واقعاً با ورشکستگی کامل وارد کنگره شدم. هیچ چیزی از خودم نداشتم – باور کنید پول کرایه هم نداشتم. ولی یکی دو پله که سفر کردم، یکم که وضعم خوب شد، رفتم سر کار و یک جورایی می‌خواستم بیشتر به کار برسم. اگر راهنما نداشتم، راهم را گم می‌کردم.

یادم است یک بار به خاطر یک مشتری نیامدم کنگره. آقا رضا این را به من گفت: «اگر خیال می‌کنی که کنگره نیایی و وضعت بهتر می‌شود و حالت خوب‌تر می‌شود، زهی خیال باطل.» این حرف در گوش من آویزان شد و هیچ‌وقت – هر کاری داشتم – باور کنید عروسی خواهرزاده‌ام بود، همه در عروسی بودند، من آمدم کنگره. می‌دانی به چه فکر می‌کردم؟ آن موقع که مصرف‌کننده بودم، در هیچ مراسمی نبودم. بگذار الان هم بگویند «حسین رفته پی مصرفش» – ولی من خودم می‌دانم راه چه گونه است.

مهندس در سی‌دی دربارهٔ فرماندهی خوب صحبت می‌کنند. اگر می‌خواهی فرمانده خوبی بشوی – برای سفر اولی‌ها می‌گویم – اولین کاری که باید بکنی، این است که فرماندهی جسمت را به دست بگیری. تا زمانی که مصرف می‌کنی، فرماندهی جسم در اختیار تو نیست. حتی در زمان نشئه‌ای، مهندس می‌فرمایند مقداری از جسم در اختیار توست. ولی در اوج مصرف و موقع خماری، دستت حتی به جیبت هم نمی‌رسد، بعضی مواقع به سرت هم نمی‌رسد.

باید اندک اندک گوش کنی. می‌گویند باید شب‌ها زود بخوابی – خواب شب برای سفر اول از هر چیزی مهم‌تر است. باید از مهمانی‌هایت کم کنی، از مشغله‌های ذهنی‌ات کم کنی تا فرمانده خوبی بشوی. تا زمانی که فرمانده خوبی نشوی، نمی‌توانی فرماندهٔ زندگی خودت باشی، نمی‌توانی فرماندهٔ افکارت باشی.

مهندس یک حرفی زدند که واقعاً خیلی جالب بود: موقعی که سفر می‌کنی و هر پله‌ای که جلو می‌آیی، ذهن و افکارت باز می‌شود. مهندس می‌فرمایند من بیست سال یک پارک جلوی خانه‌ام بود، اما آن را نمی‌دیدم. من هم مثل مهندس بودم – تا زمانی که آمدم کنگره، بچهٔ خودم را نمی‌دیدم. من فقط متین را از وقتی دیدم که آمدم کنگره. دو پله سفر کردم و اندک اندک افکارم باز شد. خدا را شکر که تا حدی فرماندهٔ ذهن خودم هستم.

الان هم که در سفر دوم هستم، باز هم باید فرمانبردار باشم. من یک راهنما دارم و در هر لحظه باید فرمانبردار باشیم. انسان بدون راهنما راه را گم می‌کند. امیدوارم که همیشه در کنگره باشم و بتوانم راهی را که تا الان رفتم، ادامه دهم. ازین  که به صحبت‌های من گوش کردید متشکرم.

 

تایپ و عکس: مسافر هومن لژیون یازدهم

ویرایش و ارسال: مسافر امیر لژیون ششم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .