از فرمانبرداری تا فرماندهی
دومین جلسه از دور هفتم سری کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی بروجن با استادی راهنمای محترم مسافر محمد جواد، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر مهدی با دستور جلسه: « از فرمانبرداری تا فرماندهی » روز سهشنبه 17 شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ برگزار گردید.
خلاصه سخنان استاد؛
خدا را شاکرم که پس از مدتها توفیق حضور در جمع عزیزان نمایندگی بروجن را پیدا کردم. از تمامی خدمتگزاران این نمایندگی و همچنین ایجنت محترم، آقای وحید، که فرصت حضور و مشارکت در این جمع را فراهم کردند، تشکر میکنم.
.jpg)
موضوع دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» است. سؤال این است که چرا فرمانبرداری و چرا فرماندهی؟ انسان بر اثر ناآگاهی و ورود به ضد ارزشها، بهتدریج فرماندهی شهر وجودی خود را از دست میدهد. مواد مخدر یکی از مهمترین عواملی است که این فرماندهی را از انسان میگیرد؛ بهگونهای که با افزایش تخریب، حتی اختیار سادهترین امور زندگی نیز از فرد سلب میشود. البته این موضوع تنها به مواد مخدر محدود نیست و تمامی ضد ارزشها میتوانند انسان را از فرماندهی خویش دور کنند.
برای بازپسگیری این فرماندهی، آموزش و طی کردن یک مسیر صحیح ضروری است. جلسات کنگره، حضور منظم در لژیون، نوشتن و مطالعه سیدیها، شرکت در امتحانات، ورزش و خدمت، همگی ابزارهایی هستند که به انسان کمک میکنند تا از تاریکی خارج شده و دوباره اختیار و فرماندهی شهر وجودی خود را به دست آورد.
کنگره ۶۰ به ما میآموزد که نخست باید فرمانبردار خوبی باشیم. بسیاری از دانستههای قبلی ما نتوانستهاند ما را از اعتیاد و ضد ارزشها نجات دهند؛ بنابراین لازم است با ذهنی آماده و بدون پیشداوری وارد مسیر آموزش شویم: «اول ندانی را بدان تا بدانی را بدانی.» فرمانبرداری یعنی حرکت در چارچوب قوانین و آموزشهای کنگره و انجام مسئولیتها بهصورت کامل و منظم. همانگونه که ضربات منظم چکش میتواند میخی را در دیوار فرو ببرد، استمرار و نظم در آموزش نیز ما را به نتیجه میرساند.
فرمانبرداری کامل، زمینهساز فرماندهی کامل است. اگر آموزشها و وظایفی که به ما سپرده میشود را نیمهکاره انجام دهیم، نتیجه نیز ناقص خواهد بود. برای حفظ فرماندهی به آگاهی و دانایی نیاز داریم و این دانایی زمانی مؤثر میشود که در عمل به کار گرفته شود. یکی از مهمترین راههای تبدیل دانایی به دانایی مؤثر، خدمت کردن است. خدمت، مانند یک تکیهگاه و کاتالیزور، انسان را در برابر القائات و وسوسههای ضد ارزشها مقاومتر میکند.
فرماندهی نیز از مسائل ساده و روزمره آغاز میشود؛ مانند بهموقع آمدن به جلسه، رعایت نظم و بهداشت، حضور بهموقع در کلینیک، مصرف منظم دارو و انجام مسئولیتها. انسان ابتدا باید فرمانده جسم و جان خود باشد، سپس فرمانده لایقی برای خانواده و «بیت» خود شود و در ادامه با خدمت به دیگران، دستگیر انسانهای دردمند جامعه باشد.
در کنگره، خدمت در جایگاههایی مانند راهنمایی، راهنمای تازهواردین و مرزبانی، فرصتی برای رشد و استحکام انسان است. خدمتگزاران، با قرار گرفتن در مسیر آموزش و عمل، خود را در برابر بازگشت به ضد ارزشها مقاومتر میکنند. در واقع، خدمت میتواند زمینهای برای درک عمیقتر آموزشهای کنگره و حرکت در مسیر تکامل باشد.
در پایان امیدوارم سفر اولیها با همت و تلاش، مسیر درمان را بهخوبی طی کرده و وارد سفر دوم شوند و سفر دومیها نیز خود را برای خدمت به سایر انسانهای دردمند آماده کنند. انسان زمانی میتواند از عمق آموزشها بهرهمند شود که با عمل، فرمانبرداری، خدمت و محروم کردن خویش از برخی خواستههای زودگذر، شایستگی دریافت این آموزشها را پیدا کند.

نگارش: مسافر حمید (لژیون پنجم)
عکاس: مسافر احسان(لژیون هشتم)
ویرایش و تنظیم خبر: مسافر علی
- تعداد بازدید از این مطلب :
248