همسفر زهره:
استاد رعد میفرمایند: «اگر پیوند محبت باشد، دوستی هم برقرار است؛ در غیر این صورت هیچ ارتباطی به معنا گرفته نمیشود و چون باد از نظر میگذرد.» یعنی اینکه اگر محبت در بین انسانها باشد، دوستی و همه چیز وجود دارد و اگر نباشد همه چیز از بین خواهد رفت. محبت از حب میآید؛ یعنی دوست داشتن و لذت بردن انسان از هر موضوعی و به این معنی است که انسان از دیدن هر چیزی دچار شادی، شعف و لذت بشود و اگر محبت و دوست داشتن به اوج خودش برسد آن زمان است که عشق پدیدار میشود.
انسان در برابر موضوعاتی که در طول حیات و بعد از حیات برایش پیش میآید به سه طریق با آن موضوعات برخورد میکند یا بیتفاوت عبور میکند یا جاذبه و محبت دارد و جذب آن میشود و یا اینکه دافعه دارد و از آن فرار میکند و متنفر میشود؛ مثلاً جاذبهای که یک گل خوشبو دارد و همه جذب آن میشوند. دافعه داشتن مانند حس بدی است که دیگران هنگام برخورد با ما دارند و ترجیح میدهند که فاصله خود را با ما حفظ نمایند. ما انسانها گاهی با رفتار و کردارمان از خود بوی خوب یا بد ساطع میکنیم؛ پس ما تعیینکننده هستیم که دیگران چگونه با ما رفتار کنند. اینکه دیگران به ما احترام بگذارند و دوستمان داشته باشند و به ما محبت کنند بستگی به ظاهر و بوی ما دارد.
انسانهایی که کینه و غرور دارند و از بالا نگاه میکنند، نسبت به دیگران مانند طبلهای تو خالی هستند که بوی بد از خود تولید میکنند. نکته مهمی که در اینجا مطرح میشود این است که ما با انجام اعمال و رفتار خود تعیین میکنیم که آیا میتوانیم بین خود و دیگران پیوند محبت برقرار کنیم یا خیر. پیوند محبت گاهی تحت منافع انسانها از لحاظ مادی یا معنوی عمل میکند؛ بنابراین محبت واقعی به سخن، پول و قرارداد نیست. دوست داشتن، یعنی اگر در کنار فردی هستیم از بودن با او احساس آرامش، آسایش و امنیت داشته باشیم و زمانیکه از او جدا میشویم باز هم دوستش داشته باشیم و دلتنگ و ناراحت نبودنش باشیم؛ پس دوست داشتن معنوی همیشه پا برجا است و دوست داشتن مادی هیچ وقت ماندگار نخواهد ماند.
محبت یاد گرفتنی است و ما این موضوع را در کنگره آموختهایم. دیگران خدمت کردن تا ما آموزش بگیریم و به رهایی و صلح و آرامش برسیم، اکنون نوبت ما است که خدمت کنیم تا دیگران آموزش بگیرند و به آن صلح و آرامش درونی برسند.
همسفر لیلا:
زمانیکه پیام محبت خوانده میشود و در دلها جای میگیرد بسیار خوشحال هستم. من در آن زمان میخواهم بگویم: «ای خالق عالم من شما را دوست دارم و به خدای خود عشق میورزم.» در گذشته بسیاری از ادیان ما عشق به خالق داشتند و عاشق بودند. اکنون نیز مخلوقاتی هستند که این بار معنایی محبت را نمیدانند. حال در کنگره هم فرقی ندارد ما راهنما باشیم یا دیدهبان و در هر قسمتی که باشیم؛ پس هر شخصی مسئولیتی دارد.
در کنگره هیچ چیز متعلق به ما نیست و همه چیز در گردش است. لژیون، شعبه و هر خدمتی در حال گذر هستند. ما میآییم، میرویم و مالک هیچ چیز نیستیم. پول، ثروت و مال همه گذرا هستند. این جمله که «اگر عشق به خالق نداری، عشق مخلوق مهیا کن» یعنی تا عشق به بندگان خدا نداشته باشیم، نمیتوانیم به خداوند عشق بورزیم و او را دوست داشته باشیم.
منبع: سیدی «هزاران لباس»
رابط خبری: همسفر طیبه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم)
ویرایش: همسفر پروانه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون چهارم) دبیر اول سایت
تنظیم و ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی حسنانی تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
98