سیزدهمین جلسه از دوره نوزدهم کارگاههای خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی بنیان مشهد، با نگهبانی مسافر جواد، استادی راهنما مسافر صادق و دبیری مسافر حسین، با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» روز سهشنبه هفدهم شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، صادق هستم یک مسافر. خداوند را شاکر و سپاسگزارم که امروز در خدمت شما هستم و از لژیون مرزبانی، ایجنت محترم و تمام خدمتگزاران شعبه تشکر میکنم.
امروز میخواهم درباره موضوعی صحبت کنم که شاید در ابتدا برای خیلی از ما سخت یا ناخوشایند باشد: «مزیتهای فرمانبرداری و مسیر رسیدن به فرماندهی». صادقانه اگر بخواهم بگویم، من هم وقتی تازهوارد کنگره ۶۰ شدم، در درک مفهوم فرمانبرداری دچار اشتباه و مقاومت بودم. وقتی به من میگفتند «باید فرمانبردار باشی تا بتوانی فرمانده شوی»، با خود میگفتم: «مگر اینجا پادگان است؟ اگر باید هر چه گفته میشود اجرا کنم، پس آزادی من کجاست؟» اما باگذشت زمان و با پیشروی در این مسیر، کنگره به من ثابت کرد که این فرمانبرداری، برخلاف تصور اولیه، به معنای محدودیت نیست، بلکه عینِ آزادی است.
.jpg)
اگر بخواهم این مفهوم را باز کنم، باید از ریشهها شروع کنم، یعنی همان «وادی اول». در این مرحله، شما باید درک کنید که مسئولیت کارهای خودتان بر عهده خودتان است؛ نباید مسئولیت زندگی و انتخابها را به خداوند واگذار کنیم و منتظر معجزهای باشیم. خداوند به ما این توانایی و قدرت را داده تا مسئولیت بگیریم و این خودِ آزادی است؛ آزادیِ انتخابِ بهترین مسیر برای زندگی. اما نکته حیاتی اینجاست: وقتی من تصمیم میگیرم که این مسیر کنگره را انتخاب کنم، دیگر در مرحلهی «اجرای این تصمیم» نباید به دنبال آزادیِ بدون مسئولیت باشم. در هیچ سیستم مدیریتشدهای در جهان، پس از تصمیمگیری، آزادیِ ترکِ قوانین وجود ندارد. پس وقتی تصمیم گرفتیم در این مسیر بمانیم، باید فرمانبردارِ قوانینِ این سیستم باشیم. ما باید از یک «نظام» پیروی کنیم و فرمانبردارِ کسانی باشیم (استادان و بزرگتران) که خودشان قبلاً این مسیر را طی کردهاند و مسئولیت راهنمایی ما را پذیرفتهاند.
.jpg)
در کنگره ۶۰، برخلاف پادگان، به تصمیم ما احترام گذاشته میشود. اینجا اجبار نیست؛ اگر بخواهیم ادامه میدهیم و اگر نخواهیم، مسیر را رها میکنیم. من خودم راهنما شدهام و تا زمانی که اشتیاق خدمت داشته باشم ادامه میدهم، اما میدانم که وقتی مسئولیتی را میپذیرم، باید فرمانبردارِ قوانینِ آن جایگاه باشم تا بتوانم بهدرستی عمل کنم.
بگذارید از جنبهی دیگری به موضوع نگاه کنیم: «اگر فرمانبردار نباشیم چه میشود؟». ما که از دوران اعتیاد آمدهایم، دچار یک مشکل ساختاری بودیم: «بلاتکلیفی». در دوران اعتیاد، ما هیچ تصمیم ثابتی نداشتیم؛ هر روز با یک تصمیم جدید و متفاوت پیش میرفتیم که همین بیثباتی، اعتمادبهنفس ما را بهشدت تخریب کرد. ما عادت کرده بودیم تصمیم بگیریم و بلافاصله آن را رها کنیم.
یکی از بزرگترین چالشها، پدیدهای است که به آن «توهم دانایی» میگوییم. ما بارها شاهد افرادی بودهایم که در میانه سفر، دچار این توهم میشوند که: «من دیگر همه چیز را یاد گرفتهام، دیگر نیازی به راهنما ندارم، میتوانم خودم داروهایم را کم کنم و بدون نیاز به ساختار کنگره، درمان شوم». آنها فکر میکنند با “خودم هستم” گفتن، به آزادی رسیدهاند، اما واقعیت این است که اینها در مسیر سقوط دوباره هستند. همین افراد، پس از مدتی با مصرفهای بسیار سنگینتر و آسیبهای بیشتر، دوباره به کنگره بازمیگردند.
اما وقتی فرمانبرداری را بپذیریم، ما از آن بلاتکلیفی و آشفتگی خارج میشویم. ما میدانیم مسیر درست چیست و پله به پله، باتکیهبر قوانین، ظرفیتهای روانی و رفتاری ما افزایش مییابد. این مسیر دقیقاً برای این است که روزی به ما «کلید فرماندهی» را بدهند. وقتی شما مسئول یک واحد خدمتی میشوید، در واقع در حال تمرینِ همزمانِ «فرمانبرداری» (از قوانین و مسئولین) و «فرماندهی» (نسبت به زیردستان و وظایف خود) هستید. این یکی از بزرگترین آموزشهای زندگی من است که با سپاسگزاری شبوروز، در حال یادگیری آن هستم. اگر فرمانبردار باشیم، مسیر همیشه روشن و نتیجهی آن حتماً موفقیت خواهد بود.
فراموش نکنید: فرمانبردار بودن، زیربنای موفقیت است. وقتی فرمانبرداری را بپذیرید، نهتنها به رهایی واقعی میرسید، بلکه در آینده، به فرماندهای لایق و توانمند تبدیل خواهید شد.
در ادامه مراسم معارفه راهنما مسافر سعید لژیون شش بنیان برگزار شد
.jpg)
مرزبان خبری: مسافر هوتن
تصویربردار: مسافر وحید لژیون پنج
نگارش: مسافر مجتبی لژیون هشت
ویرایش و ارسال: مسافر بشیر لژیون نه
- تعداد بازدید از این مطلب :
55