English Version
This Site Is Available In English

شرط فرماندهی

شرط فرماندهی

جلسه دهم از دوره سی‌وهشتم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰، نمایندگی وحید به استادی راهنما همسفر الهه، نگهبانی همسفر خدیجه و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» روز سه‌شنبه 17 شهریورماه 1405 ساعت 16:00 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خداوند را شاکر هستم که بار دیگر به من این فرصت داده شد که در این جایگاه قرار بگیرم‌. از نگهبان، ایجنت و مرزبانان محترم تشکر می‌کنم که به من فرصت دادند تا بتوانم در کنار شما عزیزان، آموزش بگیرم. دستور جلسه امروز از فرمانبرداری تا فرماندهی است. همه دستور جلسات یک نقطه‌ای را در ذهن من بیدار می‌کنند؛ اما فرمانبرداری یا فرماندهی به چه معنا است؟ هر کدام تعاریف و مفاهیم جدایی دارند. هدف جناب مهندس از دستور جلسه این بود؛ که وقتی یک شخص شروع به مصرف آنتی‌ایکس می‌کند و در دنیای تاریک قرار می‌گیرد، فرماندهی را در صورآشکار و صورپنهان از دست می‌دهد. شخص با قرار‌گرفتن در پروسه درمان، متد DST و گرفتن آموزش‌هایی مانند جها‌ن‌بینی، کم‌کم به تعادل می‌رسد و آن فرماندهی را در بخش‌بخش وجود خود برقرار می‌کند. ما همسفران تجربه مصرف موادمخدر را نداشته‌ایم ولی درگیر خیلی از مسائل ذهنی، روحی و روانی بوده‌ایم. حال ما در مسیر آموزش قرار می‌گیریم و سعی می‌کنیم که با بیداری نیروها و حس‌هایی که مدت‌ها بسته بوده است و با تبعیت از عقل، این مسائل را در درون خود احیاء کنیم و کم‌کم آن تعادل را در درون خود برقرار می‌کنیم تا فرماندهی را پس بگیریم.

فرمانبرداری یعنی فرمان‌پذیری و گوش‌به‌فرمان بودن از راهنما است؛ که در کنگره۶۰ معمولا باب شده است؛ ولی در اصل ما باید بتوانیم با قوانین، شرایط، موقعیت و افراد این مجموعه ارتباط برقرار کنیم و آن فرصت تطبیق را به خود بدهیم، در غیر این‌صورت از گردونه خارج خواهیم شد. شرط این‌‌که من به فرماندهی برسم این است؛ که سعی کنم این پروسه آموزشی را طی کنم و گوش‌به‌فرمان راهنما باشم تا بتوانم به آن تعادل لازم برسم. اگر قرار است که فرماندهی را طبق مسیر تاریک ذهن خود پیش ببرم و در پروسه آموزشی قرار بگیرم و فرمانبردار ذهن تاریک خودم باشم، هیچ‌وقت به نتیجه نخواهم رسید. عوامل درونی و بیرونی در این مسیر تأثیر دارند برای مثال: کسانی‌که نمی‌توانند با سیستم  ارتباط برقرار کنند، آن نقطه اتصال را در بدو ورود دریافت نمی‌کنند؛ معمولاً در ماه‌های ابتدایی، روش درمان یا این مجموعه را باور ندارند. کسانی‌که به‌دلیل استعداد و توانایی‌هایی که دارند، برخورداری از یک‌سری علوم خاص یا تجربیات زیادی که در مسیر زندگی خود کسب کرده‌اند نمی‌توانند آن نقطه اتصال را با راهنما، به‌دلیل داشتن منیت، خودستایی و خودبزرگ‌بینی برقرار کنند.

کسانی هم هستند که به سیستم علاقه‌مند می‌شوند و می‌آیند ولی آن جدیت و پشتکار را در بهره‌برداری از آموزش‌ها ندارند؛ در‌ نتیجه هر سه مورد درگیر آن عوامل درونی و بیرونی می‌شوند که فرماندهی آن‌ها دست نیروهای تخریبی یا اهریمنی قرار می‌گیرد و در خط نیروهای شیطانی حرکت می‌کند. معمولاً چیزی که در مجموعه کنگره۶۰ با آن مواجه شدم و طبق تجربیات من بود این است، که اگر قرار باشد من به تعادل برسم و فرماندهی را پس بگیرم باید استقامت داشته باشم و مهم‌ترین مسئله هم همین است. معمولاً اگر اشخاصی که از این سیستم خارج می‌شوند به هر دلیلی باور ندارند یا منیت دارند، آن مقدار زمان لازم را برای ارتقاء خود سعی و تلاش نمی‌کنند که اگر استقامت به خرج بدهند و این زمان را رعایت کنند، قطعاً به آن هدف و مقصود خود می‌رسند. ما باید تمام تلاش خود را بکنیم که اگر روزی به فرماندهی رسیدیم و یا اگر جایگاهی در کنگره۶۰ به ما داده شد، آن تعادل را حفظ کنیم و مهم‌ترین بخش همین است که نگهدارنده و حافظ این تعادل باشیم. کسانی‌که ایراد می‌گیرند، قضاوت می‌کنند و دیگران را نقغص می‌کنند اگر به این فرماندهی هم برسند باز درواقع در خط همان نیروهای اهریمنی هستند. ما اگر روزی به فرماندهی رسیدیم، تمام تلاش خودمان را برای بیداری حس نیروهای درون که شامل عقل و آگاهی است به کار ببندیم که ان‌شاءالله بتوانیم هم فرمانده خوبی در صورآشکار و هم در صورپنهان باشیم.

جابه‌جایی دستیار آبدارخانه 

مرزبان کشیک: همسفر شهرزاد و مسافر کامران
تایپیست: همسفر مائده رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون ششم)
عکاس: همسفر نازیلا رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر شهرزاد مرزبان خبری
همسفران نمایندگی وحید

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .