همسفر الهام:
اگر انسان بخواهد در جایگاه فرماندهی قرار بگیرد؛ باید فرمانبرداری را به طور کامل انجام دهد. فرماندهی دارای صور آشکار و صور پنهان است، صور آشکار به این صورت است که انسان به اعضای بدن خود فرمان میدهد، صور پنهان یعنی فرمان دادن به قسمت درون، مانند فرمان دادن به دست برای بلند کردن شیء، یا فرمان دادن به چشم برای نگاه کردن به چیزی، برای رسیدن به فرماندهی ابتدا باید از فرمانبرداری شروع کنیم. فرمانبرداری از نیروهای الهی و از قدرت مطلق، بایستی فرامین را به خوبی اجرا کنیم. انسان زمانی که میخواهد به فرماندهی برسد، دو مسیر ارزشها و ضدارزشها برای او باز میشود که با اختیار خود میتواند یکی از این دو مسیر را انتخاب کند؛ یعنی از فرمانبرداری تا فرماندهی هزاران فاصله است.
تفاوت مهم بین فرمانبرداری و فرماندهی اختیار است؛ باید به شناخت کافی، آگاهی و دانایی رسیده باشیم تا بتوانیم تشخیص بدهیم که کجا باید فرمانبردار باشیم کجا فرمانده باشیم و زمانی که انسان در معرض تاریکیها قرار میگیرد، فرماندهی خود را از دست میدهد و اسیر نیروهای منفی و بازدارنده میشود. انسان سرنوشت خود را با خواست خود رقم میزند و فرماندهی خود بر این معنا است که من به بخشی از نیروها و انرژیهای درونی و بیرونی تسلط کامل داشته باشم که اگر بخواهم کار یا عملی را انجام بدهم بتوانم به راحتی از پس آن بر بیایم؛ حتی بتوانم کارهایی که دیگران از من میخواهند به راحتی و به سهولت انجام دهم. هرکاری که انسان انجام میدهد و از انجام دادن آن احساس خوبی به دست میآورد در واقع به نیروی خودش مسلط است و این همان فرماندهی است.
فرماندهی یعنی جایگاهی که اختیار انسان معنی پیدا میکند؛ بنابراین اگر ما بخواهیم نیروهایی که از کنترل ما خارج شده را دوباره در اختیار خود قرار دهیم و به آنها شو شود بگوییم و متمرکز شوند؛ باید فرمانبرداری کنیم، هیچ راهی ندارد و از این چارچوب خارج نیست. لذتی که در زندگی میبریم از این قانون پیروی میکند. اصولاً ما وقتی نسبت به نیروی ناشناختهای شناخت پیدا میکنیم، بر آن مسلط میشویم و آن نیرو از ما تبعیت میکند و در ما انرژی و خوشحالی زیادی به ارمغان میآورد.
همسفر لادن:
از فرمانبرداری تا فرماندهی مسیری است که انسان در زندگی خودش طی میکند هر انسانی برای رسیدن به موفقیت، ابتدا باید یاد بگیرد که از قوانین درست پیروی کند. فرمانبرداری به معنی انجام دادن مسئولیتها با دقت و نظم است. کسی که نمیتواند مسئولیتهای خود را انجام دهد، نمیتواند فرمانده خوبی باشد. فرمانبرداری به ما صبر، نظم و احترام به دیگران را یاد میدهد. انسان در این مسیر از اشتباهات خود نیز درس میگیرد با گذشت زمان، تجربه و دانش انسان بیشتر میشود در نتیجه، اعتمادبهنفس او نیز افزایش پیدا میکند. فرماندهی فقط دستور دادن به دیگران نیست، یک فرمانده خوب باید خودش الگوی خوبی برای دیگران باشد. او باید مسئولیت تصمیمهای خود را بپذیرد و همچنین باید به حرفها و مشکلات دیگران توجه کند.
فرمانده موفق کسی است که بتواند دیگران را با رفتار خوب هدایت کند او باید عادل، صبور و مسئولیتپذیر باشد. رسیدن از فرمانبرداری به فرماندهی یکباره اتفاق نمیافتد. این مسیر با تلاش، تجربه و یادگیری ساخته میشود هر مسئولیتی که به درستی انجام دهیم، ما را برای مسئولیتهای بزرگتر آماده میکند؛ بنابراین نباید از فرمانبرداری و انجام وظایف کوچک ناراحت باشیم؛ زیرا همین تجربههای کوچک، پایههای موفقیتهای بزرگتر هستند؛ پس برای رسیدن به فرماندهی، اول باید یک فرمانبردار مسئول و شایسته باشیم.
همسفر ریحانه:
این دستور جلسه برای من همسفر، کلید رسیدن به آرامش است. یاد گرفتم که در کنگره۶۰ اولین قدم برای فرماندهی شهر وجودی خودم، فرمانبرداری از قوانین، حرمتها و از همه مهمتر، فرمانبرداری از راهنما است تا زمانی که نتوانم فرمانبردار آموزشها و جایگاههای خدمتی باشم، قطعاً نمیتوانم فرماندهی زندگی، احساسات و افکارم را در دست بگیرم. در گذشته، همیشه میخواستم همه چیز طبق میل و اراده شخصی من پیش برود و با تلاش برای تغییر شرایط محیطی و اطرافیان، فقط انرژی خودم را از دست میدادم؛ اما آموختم که فرمانبرداری به معنای تسلیم آگاهانه و اعتماد به مسیری است که به رهایی ختم میشود. وقتی شروع کردم به گوش دادن بیقید و شرط به آموزشها و تمرکز کامل روی خودم، متوجه شدم قدرت تصمیمگیری و توانایی من برای تغییر در جهت مثبت، چند برابر شده است.
فرماندهی یعنی توانایی انجام کارهای ارزشی و دوری از ضدارزشها، یعنی وقتی یاد گرفتم فرمانبردار نفس سرکشم نباشم، آرامآرام فرماندهی زندگیام را به دست گرفتم. امروز میدانم کسی که نتواند از قوانین و راهنمای خود تبعیت کند، هرگز نمیتواند در جایگاههای خدمتی و در سطوحِ بالاتر، فرماندهی لایق برای خود و زندگیاش باشد. امیدوارم با گوش سپردن به ندای عقل و آموزشهای ناب کنگره به آن فرماندهی درونی برسم که نتیجه آن صلح، امنیت و رهایی از بندهای نادانی است.
همسفر فاطمه:
در سیدی از «فرمانبرداری تا فرماندهی» دکتر امیندژاکام میفرمایند: «اگر کسی بخواهد در جایگاه فرماندهی قرار بگیرد باید فرمانبردار خوبی باشد» یعنی اینکه ما بتوانیم به یک سری از نیروهای درونی و بیرونی خود احاطه داشته باشیم و بتوانیم فرمانهایی را که به ما صادر میکنند اجرا کنیم، این فرمانها باعث میشود در وجود ما خیلی خوشایند باشد. یک فرمانده خوب اول باید فرمانبرداری کند، آموزش ببیند و تجربه کسب کند تا بتواند یک فرمانده توانا باشد. همه ما در کنگره۶۰ میدانیم که باید بتوانیم فرمانبردار خوبی باشیم با آموزشهایی که در کنگره داده میشود؛ باید خوب یاد بگیریم و آنها را اجرا کنیم اگر به عنوان همسفر وارد کنگره شدم و میخواهم از آموزشها بهرهمند شوم؛ باید هرچه راهنمایم میگوید، فرمانبرداری کنم تا بتوانم به رهایی برسم
رابط خبری: همسفر نگار رهجوی راهنما همسفر سعیده (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر سوزان رهجوی راهنما همسفر صغری (لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بروجن
- تعداد بازدید از این مطلب :
94