تعدادی از همسفران لژیون سوم از نمایندگی رودکی در باب دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» چنین نوشتند:
سلام دوستان پریا هستم یک همسفر
بهنظر من از فرمانبرداری تا فرماندهی یکی از موضوعات مهم در جهانبینی کنگره۶۰ است. انسان برای رسیدن به فرماندهی ابتدا باید فرمانبرداری را یاد بگیرد. فرمانبرداری یعنی؛ آموزشپذیر بودن و پذیرفتن قوانین و اصول درست.
کسی که نتواند آموزش بگیرد؛ نمیتواند مسیر رشد و تکامل را بهدرستی طی کند. رعایت قوانین باعث ایجاد نظم و مسئولیتپذیری در انسان میشود. انسان باید ابتدا فرماندهی نفس خودش را یاد بگیرد. کنترل خشم، ترس، تنبلی و خواستههای نامعقول بخشی از این فرماندهی است. فرماندهی واقعی به معنی دستور دادن و قدرتنمایی نیست. یک فرماندهی خوب باید خودش الگوی دیگران باشد و به قوانین عمل کند. خدمتکردن نیز باعث افزایش مسئولیتپذیری و دور شدن از خودمحوری میشود.
رسیدن از فرمانبرداری به فرماندهی یک مسیر تدریجی و نیازمند زمان و آموزش است. انسان باید آموزشهایی را که میگیرد در زندگی خودش به اجرا درآورد. وقتی بتوانیم خودمان را مدیریت کنیم؛ میتوانیم مسئولیتهای بزرگتری را بپذیریم، بنابراین فرمانبرداری نقطه ضعف نیست؛ بلکه پلهای برای رسیدن به فرماندهی است.
در نهایت کسی که میخواهد فرمانده خوبی باشد؛ باید ابتدا فرمانبردار خوبی باشد بهطور مثال من خودم همیشه سعی کردم و تلاش میکنم در خانواده، فرمانبردار خوبی باشم تا بتوانم فرماندهای آگاه و مسئولیتپذیر در خانوادهی خودم و الگویی برای فرزندم باشم تا فرزندم هم بتواند مسیر رشد و تکامل را بهدرستی طی کند.
سلام دوستان خدیجه هستم یک همسفر
خداوند بعد از آفرینش انسان تمام نیازهای او را نیز آفرید که با تلاش، کوشش، تفکر و تجربه آنها را کشف کند. ما اگر فرامین خداوند را انجام دهیم؛ یعنی از قدرتمطلق فرمانبرداری کردهایم و کسی که فرمانبردار خوبی باشد به فرماندهی لایقی تبدیل میشود؛ فرماندهای که هم از درون و هم بیرون خود بتواند همه چیز را کنترل کند و از درون یعنی؛ کنترل خشم، انتقال عواطف و احساسات بهجا و به آن مسلط باشد.
مصرفکننده فرماندهی روح و جسم خود را به موادمخدر میدهد و در تاریکی فرو میرود؛ چون از فرماندهای بهنام عقل فاصله دارد. در کنگره سیستمی بهوجود آمده که اصل آن صداقت و فرمانبرداری است و این فرمانبرداری از کسی است که آموزش و تجربه دارد، تمام آموزشهای کنگره را فرمانبرداری کرده و در تمام مراحل زندگی بهکار گرفته است. راهنمای باتجربهای که تلاش میکند تا زکات حال خوب خود را بپردازد و رهجو را با آموزش و دانشهای کنگره به حال خوب برساند. اگر انسانی بهدنبال حال خوب و آرامش باشد؛ از فرمانبرداری از خداوند شروع کرده و به فرمانبرداری از راهنما و انسانهایی که رشد کردهاند و فرمانده لایقی هستند میرسد؛ مانند سربازی که به خدمت رفته و باید از فرماندهاش اطاعت کند تا اگر روزی بخواهد در نظام آن کشور خدمت کند و به درجه ی یک فرمانده برسد؛ بتواند این شغل حساس را مدیریت کنید و قطعا اگر فرمانبرداری کرده باشد؛ میتواند به امنیت و سلامت مردم کمک کند یا انسانی که میخواهد کاری را انجام دهد باید به نقطهای رسیده باشد که بهخوبی از همهی مراحل زندگی عبور کند و در مشکلات و مسائل پیچیدهای که بهوجود میآید؛ بتواند با کمک نیروهای درون و بیرون که تحت فرمان او هستند مسائل را به بهترین شکل به انجام برساند و راز این فرمانبرداری تا فرماندهی کسی است که در مسیر ارزشها است.
سلام دوستان زهرا هستم یک همسفر
خداوند را شاکر و سپاسگزارم از اینکه دوباره روزی من شد تا خدمت هر چند کوچکی را انجام بدهم.
برای اینکه ما بتوانیم به فرماندهی برسیم؛ قطعاً باید اول فرمانبرداری را یاد بگیریم، در غیر اینصورت بههیچ عنوان نمیتوانیم به فرماندهی خوبی تبدیل شویم. خود من بهعنوان همسفر وقتی وارد کنگره شدم اصلاً نمیدانستم با خودم چند چند هستم؛ یعنی اختیار و فرماندهی ذهن، قلب، روح و جسم همه و همه دست نیروهای دیگری بود، هیچ برنامهای نداشتم و هر چه نفس میگفت انجام میدادم؛ حتی غذا خوردن وخوابیدن همه و همه تحت فرمان نیروهای اهریمنی بود؛ تا اینکه وارد کنگره شدم و با آموزشهای ناب کنگره تا حدودی توانستم فرماندهی جسم و روح خود را به دست بگیرم و البته ابتدا باید بتوانم فرمانبردار خوبی برای کنگره باشم تا روزی من هم بتوانم فرماندهی جسم و جان خودم را بهدست بگیرم و ذرهذره از تاریکیها به سمت نور و روشنایی حرکت کنم.
وقتی انسانی بهواسطهی مواد، تحت فرمان نیروهای اهریمنی قرار میگیرد؛ دیگر از خود هیچ چیزی ندارد و اول و آخر فرمانبردار بیچون و چرای نیروهای تاریکی میباشد.
قدمبهقدم و ذرهذره باید از تاریکی فاصله بگیریم و ذرهذره جسم و جان خودمان را پس بگیریم؛ پس باید یاد بگیریم که به تمام آموزشهایی که راهنمای ما در کنگره به ما آموزش میدهد با جان و دل گوش دهیم و فقط شنونده نباشیم؛ بلکه باید بهصورت عملی و کاربردی به انجام برسانیم و اینکه نباید در کنگره چشم بگویم؛ ولی در عمل باز هم راه اشتباهی که سالها است درگیر هستیم را دوباره برویم.
از خدای بزرگ کمک میخواهم که بتوانم فرمانبرداری را در حد اعلا انجام دهم و گوش به فرمان راهنمای عزیزم باشم تا بتوانم روزی من هم به فرمانروای خوب و قابلی تبدیل شوم تا بتوانم به تمام کسانی که مثل من اسیر دست نیروهای اهریمنی هستند؛ کمک کنم تا بتوانند فرماندهی جان و نفس خودشان را پس بگیرند. خدا را شکر میکنم برای حضورم در کنگره۶۰ که انسانهای واقعی را سر راهم قرار داده تا چراغ راه و روشنایی باشند تا کسانیکه مثل من گرفتار شدهاند نجات پیدا کنند.
در آخر از تمام آموزشهای که راهنمای عزیزم خانم فریبا در اختیارم قرار میدهد، سپاسگزارم.
رابط خبری: راهنما همسفر فریبا (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال مطلب: همسفر مهدیه رهجوی راهنما همسفر فریبا (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی رودکی
- تعداد بازدید از این مطلب :
51