دهمین جلسه از دوره پنجم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره 60، نمایندگی امیرکبیر، با استادی مسافر سعید، نگهبانی مسافر فرهاد و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» دوشنبه 16 شهریور 1405 ساعت 17:00 آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان سعید هستم یک مسافر.
خداوند را شاکر هستم که مجدد به من اجازه داده شد این جایگاه را تجربه کنم و همینطور از ایجنت محترم شعبه امیرکبیر تشکر میکنم که اجازه خدمت به من دادند.
دستور جلسه این هفته با عنوان فرمانبرداری تا فرماندهی، مسیر را برای من روشن و مشخص میکند. من وقتی روز اول بعنوان تازهوارد وارد کنگره 60 میشوم، اولین چیزی که راهنمای تازهواردین به من میگوید، این است که جلسه بعد رأس یک ساعت مشخص در شعبه باش. فرمانبرداری برای من از اینجا شروع میشود. وقتی به حرف راهنمای محترم تازهواردین گوش میکنم، سه جلسه را به سرانجام میرسانم و بعد راهنما و لژیون انتخاب میکنم و سفرم آغاز میشود.

فرمان بعدی، پوشیدن لباس سفید و سروقت حاضر شدن در کارگاههای آموزشی است و فرمانهای مهمی که رعایتشان باعث میشود سفرمان به سلامت انجام شود. یکی از کارهایی که فرمانبرداری برای من انجام میدهد، نظم پیدا کردن است. اینکه متوجه میشوم خوردن دارو سر ساعت 6 با 6 و 1 دقیقه تفاوت دارد. تجربه من از دارو خوردن و فرمانبردار بودن این است که طی سفرم همیشه دارو را سروقت خوردم و یک روز هم در پله دِیلی، در پارک طالقانی همراه لژیون بودم و دارو را فراموش کرده بودم همراهم ببرم؛ طبق فرمان راهنما آن روز را دارو نخوردم. زیرا از فرمانبرداری نتیجه گرفته بودم.
من اگر فرمانبرداری بکنم، میتوانم فرمانده بشوم. طبق تجربه شخصیام که کارم کاسبی است، یک جملهای را بسیار شنیدهام که میگویند یک شاگرد خوب میتواند استاد خوب باشد. یعنی اگر خوب شاگردی نکرده باشم، اصلاً نمیتوانم استاد خوبی بشوم. راهنمای عزیزم این پیام را به من دادند که منظم و مرتب در جلسات شرکت کن و سیدیها را هم بنویس؛ خب این برای من یک فرمان است و از ابتدا تا الآن که حدود 3 سال رهایی دارم، اکثر سیدیها را به موقع نوشته و تحویل دادهام. من فکر میکنم همین حرف گوش کردن و فرمانبرداری باعث شده است که به نتیجه برسم و این نتیجه برای من رفتار خوب و متعادل در جامعه و خانواده را به همراه داشته است.
از این که به صحبتهای من گوش کردید، بسیار سپاسگزارم.
- تعداد بازدید از این مطلب :
49