English Version
This Site Is Available In English

کنگره۶۰ مثل گوهر شب‌چراغ است

کنگره۶۰ مثل گوهر شب‌چراغ است

جلسه دوازدهم از دوره هجدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی جواد به استادی راهنما همسفر امیره، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر زکیه با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» روز یک‌شنبه ۱۵ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

اولین چیزی که اعتیاد از انسان می‌گیرد، حکومت و فرماندهی جسم انسان است؛ البته برای این‌که بتوانیم فرماندهی جسم خودمان را از اعتیاد پس بگیریم؛ باید راهش را پیدا کنیم. وقتی می‌خواهیم راهی را پیدا کنیم؛ باید ببینیم کدام راه درست است؛ حتی اگر طولانی باشد.

درست‌ترین راه کدام است؟ راه درست و مستقیم راهی است که من را به تندرستی، سلامتی و رهایی هدایت می‌کند. ما همسفرهایی هستیم که ترکش‌های اعتیاد را خورده‌ایم، شاید خودمان مواد مصرف نکرده باشیم؛ اما ترکش‌های اعتیاد را تجربه کرده‌ایم. حالا که پذیرفته‌ایم اعتیاد یک بیماری است، برای درمان این بیماری و ترکش‌های آن باید زمان بدهیم، مسیر صراط مستقیم را انتخاب کنیم و طبق قوانین و شرایطی که این مسیر برای ما رقم زده است، حرکت کنیم.

کنگره۶۰ مکانی است که راه درمان اعتیاد را به ما نشان می‌دهد، به ما می‌گویند: تمام تخصص و معلومات بالای خود اعم از دکترا را رها کن، اینجا فقط یک رهجو هستید. رهجو باید گوش‌به‌فرمان باشد و فرامین را اجرا کند. فرامین چیست؟ اولین چیزی که به ما می‌گویند این است که با پوشش سفید و مناسب وارد کنگره ۶۰ شویم، دروغ نگوییم، تجسس نکنیم، در کار همدیگر دخالت نکنیم، با هم رفت‌وآمد نداشته باشیم و در جلسه مشارکت کنیم، آن‌قدر زیبا مشارکت کنیم که همه دست‌ها بالا برود.

من به یاد دارم در این چند سالی که به کنگره۶۰ می‌آمدم، افرادی از اصفهان می‌آمدند، فقط برای این موضوع که چند دقیقه اینجا مشارکت کنند، انرژی بگیرند و انرژی بدهند. آیا ما از این فرصت استفاده می‌کنیم؟ آیا فرمانبرداری می‌کنیم؟ دستور جلسه ما از فرمانبرداری تا فرماندهی است. اگر بخواهی فرمانده لایق و شایسته‌ای باشید؛ باید فرمانبردار خوبی باشید. چطور فرمانبردار باشی؟ فرامین را اجرا کنی. فرامین چیست؟ همان حرمتی که دو بار در ابتدا و انتهای جلسه توسط نگهبان جلسه خوانده می‌شود.

بیماری که درگیر اعتیاد است، چشمه درونی‌اش خشک شده و حسش از بین رفته است. ممکن است با خودش بگوید: رها کن! من آن موقع که مصرف می‌کردم چیزی نمی‌فهمیدم؛ حالا هم بیایم؟ اما اگر قرار است خوب شود‌؛ باید پای کار باشد، سر ساعت بیاید، جلسه را جدی بگیرد، فایل صوتی بنویسد و به مسیر درمان احترام بگذارد. من ترکش‌های اعتیاد را خورده‌ام؛ پس باید حکومت جسمم را به‌عهده بگیرم. باید برای جسم و زمان خود اهمیت قائل شوم.

اگر می‌خواهم جایگاه‌ها به سراغم بیایند یا علاقه به خدمت راهنمایی داشته باشم و بتوانم دست دردمند دیگری را بگیرم؛ باید از خودم شروع کنم. من چهار سال به کنگره۶۰ می‌آمدم و مسافرم را می‌گذاشتم پشت در و می‌گفتم: برو تا خوب بشوی، این را همیشه می‌گویم: از مسافرم بسیار سپاسگزارم که اجازه داد من به کنگره بیایم، روی خودم کار کنم و به جسمم احترام بگذارم، فایل‌های صوتی را گوش کنم، از حصار ناامیدی بیرون بیایم و منیت را کنار بگذارم. وقتی مدام می‌گویم بلد هستم پس اینجا چه می‌خواهم؟ وقتی راهنما به رهجو می‌گوید: فایل صوتی منیت را بنویس، حتماً چیزی دریافت کرده است. نمی‌شود بگویی، الان وقت ندارم؛ شش هفته بعد می‌نویسم، شش هفته بعد دیگر شاید آن سی‌دی به درد آن لحظه نخورد، همان زمان باید سی‌دی منیت را یا سی‌دی ناامیدی را می‌نوشتی. در بدترین شرایط بنویس، کار کن، مدیریت کن و حرکت کن.

راهنما همسفر امیره می‌گوید: مشکلات رحمت‌ هستند. خودت می‌دانی که با این همه مشکل، رحمت می‌ببینی یا خیر؟ من یاد گرفتم موج‌سواری کنم تا بتوانم به رهجو هم یاد بدهم؛ اما ابتدا آن فرمانده لایق باید خودش انجام بدهد. کنگره۶۰ یک بستر برای درمان اعتیاد فراهم کرده است، این بستر قوانین و شرایط خودش را دارد. طبق قانون حرکت کنید، قطعاً جایگاه به سراغتان می‌آید. بعد از چهار سال به من گفتند: اگر رهایی ببری، می‌توانی خدمت کنی.

من تشنه خدمت بودم. خدا خودش می‌داند هر مطلبی که به من می‌گفتند، انجام می‌دادم؛ چون دوست داشتم و می‌دانستم این مسیر به من کمک می‌کند.‌ آن‌قدر دستم بالا می‌رفت و مشارکت می‌کردم که دیگر به من می‌گفتند: دستت را پایین بیاور، زشت است، این دفعه نوبت یکی دیگر است. خدمت‌ها را خیلی راحت قبول می‌کردم. اصلاً فکر نمی‌کردم چنین توانایی‌هایی در وجود من باشد.

دکتر امین دژاکام در کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر قسمت پایان دفتر جمله‌ای دارد که می‌فرماید:« اگر امانت الهی را از ژرفای درون خود بیرون بکشید، بزرگ‌ترین عبادت را انجام داده‌اید». امانت الهی چیست؟ این‌که من بخشنده و مهربان باشم، باگذشت باشم، کینه را دور بریزم، عشق بدهم تا عشق بگیرم و نگوییم: رهایش کن، این متوجه نمی‌شود، حالش را هم نمی‌فهمد. شما مهربانی کردی، عشق دادی و همراه مسافرت شدی؛ اما نباید توقع داشته باشی که حتماً در مقابلش چیزی دریافت کنی.

مسافرم حتی زمانی که درمان شد، از من تشکر نکرد؛ اما دنبال توقع نبودم و هنوز هم نیستم؛ البته برای کاری که انجام می‌دهیم و برای مسیری که در آن حرکت می‌کنیم، توقع نداشته باشیم. خلاصه کلام در این است: من باید فرمانبردار خوبی باشم تا فرمانده لایقی بشوم، اگر به من می‌گویند بستر کنگره۶۰ فراهم است، مشارکت کن، فایل‌های صوتی را بنویس، بیا، ورزش کن و از امکانات استفاده کن، همه این‌ها فقط برای این است که من به حال خوش برسم.

اگر الان به ما بگویند پشت این کوه یک تکه الماس است و قرار است به همه یک تکه الماس بدهند؛ اما شرطش این باشد که پیاده از کوه عبور کنیم، همه می‌رویم. چه کسی نمی‌رود الماس را بیاورد؟ چه کسی پیاده نمی‌رود؟ اگر عقرب هم بزندت، می‌روی. اگر پایت درد بگیرد، آن را می‌بندی و باز هم حرکت می‌کنی تا الماس را به دست بیاوری. کنگره۶۰ مثل یک گوهر شب‌چراغ است؛ گوهر شب‌چراغی که رهایی است. برای رسیدن به رهایی، برای رسیدن به این گوهر شب‌چراغ باید قوانین را اجرا کنیم.

نوشتن تندتند و سرسری فایل صوتی دردی از من دوا نمی‌کند. مهندس حسین دژاکام در فایل صوتی «گردباد عظیم» می‌فرمایند: «افرادی که می‌خواهند به آرامش و رهایی برسند، دو راه بیشتر ندارند: یا طبق فرامین حرکت کنند و مطیع باشند یا به قهقرا بروند، اگر با گردباد کنگره۶۰ حرکت کنند و به جایی برسند که نتیجه‌اش رهایی نباشد».

امیدوارم بتوانیم از نوشتارها و فایل‌های صوتی که در اختیارمان قرار داده‌اند، استفاده کنیم. از این آب‌میوه‌های خوشمزه استفاده کنیم که یکی از آن‌ها همان آب‌میوه‌های صبح جمعه است.

امیدوارم بتوانیم به فرماندهی برسیم؛ البته به جایگاهی که بتوانیم خودمان افرادی را برای ساختار جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ پرورش بدهید‌؛ همچنین برای احیای دوباره انسان‌ها کمک کنیم تا فرمانده لایقی باشیم.

در ادامه باحضور ایجنت همسفر مریم، تقدیر از مسئول کارت عضویت قبلی همسفر مریم و معرفی مسئول کارت عضویت جدید همسفر مهدیه و مسئول نگهبان صوتی جدید همسفر سمیه و مسئول ثبت حضور و‌غیاب همسفر زینب

مرزبانان کشیک: همسفر فاطمه و مسافر امیر
تایپیست: راهنمای تازه‌واردین همسفر مهدیه
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر امیره (لژیون هشتم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر فاطمه
همسفران نمایندگی جواد گلپایگان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .