ما معمولاً وقتی میخواهیم راجعبه یک مسئلهای صحبت کنیم، میآییم آن را باز میکنیم. فرماندهی یعنی چه؟ یعنی انسان به نیروهایی احاطه داشته باشد و در آن زمینه به دانایی مؤثر رسیده باشد تا بتواند در آن موضوع به فرماندهی برسد؛ اما برای رسیدن به فرماندهی باید از مسیر فرمانبرداری عبور کنیم. در مدرسه، جامعه و همچنین در کنگره اگر به حرمتها احترام بگذاریم و به صحبتهای راهنما دقت کنیم، میتوانیم فرمانده خوبی باشیم؛ زیرا راه رسیدن به فرماندهی فقط از مسیر فرمانبرداری میگذرد.
فرمانبرداری یعنی چه؟ یعنی اطاعتکردن. من در مسیر فرمانبرداری باید بتوانم نفس خود را کنترل کنم و فرمانهایی که از کنگره دریافت میکنم، به دانایی مؤثر تبدیل کنم. در فرمانبرداری باید از قدمهای کوچک شروع کنیم، البته با اطاعت از دستورات راهنمای خود. در این مسیر نباید نافرمانی وجود داشته باشد؛ بلکه باید آموزشها و فرمانها را به مرحله اجرا برسانیم، برای مثال: در لژیون جونز با رعایت دستوراتی مانند خوردن سالاد.
زمانیکه ما در وادی تاریکیها گرفتار میشویم، فرماندهی بدن و جسم خود را چه در صورپنهان و چه در صورآشکار از دست میدهیم و تمرکز لازم را نداریم. وقتی به کنگره میآییم؛ باید فرمانبردار باشیم. ما در کنگره یاد گرفتهایم که در زمان فرمانبرداری، عشقی به ما داده میشود؛ بهعبارتی فرمانبرداری باید با عشق باشد تا بتوانیم آن را دریافت کنیم. هنگامیکه به کنگره وصل میشویم ساختار زندگی ما شکل میگیرد، آموزش میبینیم و رفتارمان هم با فرزندانمان تغییر میکند. ضدارزشهای خود را کنار میگذاریم، مانند: غیبتکردن، تجسس، قضاوت، دروغ و خیلی از کارهایی که طی روز انجام میدهیم بدون اینکه حتی متوجه شویم. در پایان میخواهم بگویم برای اینکه به جایگاه فرماندهی برسیم باید آموزش بگیریم. در این مسیر به استاد و راهنما نیاز داریم تا ما را به هدفمان نزدیکتر کنند؛ باید بتوانیم از سخن به نقطه عمل برسیم.
نویسنده: همسفر کبری رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر هستی رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون نهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی ستارخان
- تعداد بازدید از این مطلب :
32