English Version
This Site Is Available In English

نافرمانی ریشه در جهل و ناآگاهی انسان دارد

نافرمانی ریشه در جهل و ناآگاهی انسان دارد

همسفر زینب:

فرمانبرداری به این معناست که هر فرد در هر جایگاهی که قرار دارد، باید مطیع باشد. قرار گرفتن در جایگاه بالاتر یا ارتقا یافتن به این معنا نیست که دیگر نیازی به فرمانبرداری نداریم و فقط باید دستور بدهیم. ما در هر جایگاهی که باشیم، باید فرمانبرداری را بیاموزیم و به آن عمل کنیم تا دیگران نیز از رفتار ما الگو بگیرند.

آقای مهندس می‌فرمایند: «کنگره ۶۰ کلانتری و نیروی انتظامی ندارد، بلکه بر مبنای یک‌سری قوانین که بین افراد حکم‌فرماست، بنا گردیده است. این قوانین بر پایه محبت، خدمت و کمک به دیگران نیز اداره می‌شود.»

قوانین در کنگره به‌ خوبی اجرا می‌شوند. برای مثال: زمانی که مرزبان‌ها تذکری می‌دهند، همه موظف هستند آن را بپذیرند. فرقی نمی‌کند فرد رهجو، راهنما یا در هر جایگاه دیگری باشد؛ قوانین برای همه یکسان است.

در نیروی ارتش نیز ممکن است یک سرباز وظیفه مسئول برقراری نظم باشد. او می‌تواند حتی به یک سرهنگ تذکر بدهد و سرهنگ نیز موظف به پذیرش آن است. این موضوع نشان می‌دهد که در هر جایگاهی رعایت قوانین و فرمانبرداری اهمیت دارد.

درمان در کنگره، درمانی کامل و جامع است. ما با آموزش‌های کنگره است که  جسم، روان و جهان‌بینی خود را به تعادل می‌رسانیم و به تدریج از مشکلاتی مانند ترس، ناامیدی و منیت رهایی پیدا می‌کنیم تا مبادا منیت مانع فرمانبرداری ما شود.

نافرمانی ریشه در جهل و ناآگاهی انسان دارد. زمانی انسان نافرمان می‌شود که خود را عقل کل بداند و تصور کند نیازی به پذیرش نظر و فرمان دیگران ندارد. هدف ما در کنگره این است که با آموختن و به کارگیری آموزش‌ها، به دیگران کمک کنیم تا آن‌ها نیز به رهایی برسند. برای انجام این کار ابتدا باید فرمانبرداری را به‌خوبی بیاموزیم.

کسی می‌تواند فرمانده لایقی باشد که پیش از آن فرمانبردار خوبی بوده باشد. همان‌گونه که در قرآن آمده است، نزدیک‌ترین افراد به خداوند باتقواترین و پرهیزگارترین افراد هستند و در نتیجه فرمانبردارترین افراد نیز خواهند بود.

همسفر عصمت:
اولین چیزی که بعد از شنیدن کلمه «فرماندهی» به ذهن انسان می‌رسد، فرماندهی نظامی در پادگان است که هر دستوری داده می‌شود، بدون چون و چرا باید اجرا شود. در بدن انسان نیز فرمانده و فرماندهی وجود دارد. این فرماندهی در وجود انسان، هم در صور پنهان و هم در صور آشکار صورت می‌گیرد.
وقتی به اعضای بدن دستور حرکت یا انجام کار خاصی را می‌دهیم، اعضای بدن باید بدون چون و چرا از این فرمان تبعیت کنند و آن را انجام دهند.

گاهی ممکن است در اثر مصرف مواد مخدر این فرماندهی و فرمانبرداری دچار تغییراتی شود. شخص مصرف‌کننده مواد مخدر بسیاری از کارهایی را که پیش از این به‌راحتی انجام می‌داده، دیگر نمی‌تواند انجام دهد.

افرادی که سالم هستند معمولاً به فرماندهی وجود خود توجه زیادی نمی‌کنند، مگر در شرایط خاص. برای مثال: هنگام امتحان به مغز خود دستور می‌دهیم مطالب را به یاد بیاورد، اما گاهی مغز نمی‌پذیرد و مطالب را فراموش می‌کنیم، تمرکز خود را از دست می‌دهیم و این فرماندهی به‌صورت موقت از دسترس خارج می‌شود.

این فرماندهی ارزش بسیار زیادی دارد. وقتی کودکی تازه متولد می‌شود و پس از مدتی قادر می‌شود بر نیروهای درون بدن خود تسلط پیدا کند، اولین کلمه را بر زبان بیاورد یا نخستین سینه‌خیز رفتن را تجربه کند، برای پدر و مادرش لذت‌بخش و سرشار از شور و شعف است؛ چون نوزاد به توانایی‌های خود پی برده و توانسته است به آن‌ها دست پیدا کند و بر آن‌ها فرماندهی داشته باشد.

فرماندهی به این معناست که انسان بر نیروهایی که در درون خود دارد، تسلط پیدا کند. کسی که رقصنده، شناگر یا فوتبالیست ماهری است، توانسته با سعی و تمرین نیروهای درون خود را بشناسد و بر آن‌ها تسلط پیدا کند؛ در حالی که یک فرد عادی ممکن است نتواند این کارها را انجام دهد. چنین فردی فرماندهی بر بدن خود را در طول سال‌ها تمرین آموخته است.

در مقابل، شخصی که درگیر اعتیاد است این فرماندهی را از دست می‌دهد. اگر بخواهد فرماندهی خود را دوباره به دست آورد و به زندگی عادی باز گردد یک کلید دارد و آن کلید، فرمانبرداری است.

فرماندهی در درون و بیرون انسان وجود دارد و شرط لازم برای رسیدن به آن فرمانبرداری است. برای اینکه فرمانده خوبی باشیم، باید فرمانبردار خوبی باشیم.

فرماندهی یعنی انسان بر نیروهای درون در صور پنهان و نیروهای بیرون در صور آشکار، احاطه داشته باشد و در زمینه‌های مختلف به فرماندهی برسد و شرط رسیدن به آن دستیابی به دانایی مؤثر است.

وقتی انسان در تاریکی اعتیاد، جهل، نادانی، دروغ و مسائل دیگر قرار می‌گیرد، نمی‌تواند اشتباهات خود را اصلاح کند؛ برای این که در نفس اماره یا به‌ ندرت در نفس لوامه قرار دارد. زمانی که انسان در نفس اماره قرار دارد و دستورات آن را اجرا می‌کند. به اجبار از دستورات نفس حیوانی و امرکننده پیروی می‌کند. چنین انسانی چگونه می‌تواند به انسان دیگری فرمان بدهد؟ انسانی که تحت فرمان نفس اماره قرار دارد در برابر این نیرو دست‌‌ و پایش بسته است.

اگر انسان در نفس اماره باشد و بخواهد فرمانبرداری از راهنما را انجام دهد، درونش دچار آشفتگی می‌شود؛ به دلیل این که نمی‌خواهد بپذیرد امور زندگی‌اش از کنترل نفس اماره خارج شده است.

نویسنده: همسفر عصمت و همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون سوم)
عکاس: همسفر سکینه رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون ششم)
رابط خبری: همسفر ندا رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم)
همسفران نمایندگی ایران

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...