تعدادی از همسفران لژیون ویلیام، ششم و نهم نمایندگی پرند مطالبی را در خصوص دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» در قالب مشارکت مکتوب ارائه کردند که تقدیم شما میگردد.
.jpg)
راهنما همسفر الهه (لژیون ویلیام)
وقتی وارد کنگره۶۰ شدم علت بعضی از کارها و صحبتهای راهنمایم را نمیدانستم و متوجه نمیشدم مثلاً اینکه میگفتند رأس ساعت باید در شعبه حضور داشته باشید با خودم میگفتم حالا لژیون یک ساعت و نیم بعد شروع میشود چرا من باید زودتر آنجا باشم؟ ولی با اینکه خیلی وقتها سیدی که معرفی میکردند و میگفتند گوش دهید و خلاصه برداری کنید متوجه نمیشدم؛ اما به حرف ایشان گوش میکردم و نمیدانستم به چه دلیل باید بنویسم؛ چون سیدی وظایف رهجو را گوش داده بودم فقط این را میدانستم که باید فرمانبردار باشم و چشم بگویم. واقعاً بعد از مدتی که حسهایم باز شد و با گرفتن آموزشها کمکم حس ناامیدی در درونم از بین رفت، متوجه شدم چقدر آن فرمانبرداری کمک من کرد تا ارتقاء پیدا کنم و رشد نمایم.
راهنمایم همیشه میگفت باید تلاش کنید تا بتوانید جایگاه راهنمایی را کسب نمایید؛ زیرا آموزشها همراه با خدمت باعث تکامل و رسیدن به فرمان عقل میشود. در ابتدا مخصوصاً زمانیکه راهنمای ویلیام بعد از رهایی به من گفتند بروم امتحان راهنمایی بدهم فقط بخاطر اینکه فرمانبرداری کنم و راهنمایم ناراحت نشود در آزمون شرکت کردم و اصلاً فکر نمیکردم که قبول شوم، میگفتم من را چه به راهنمایی ولی با خواست قدرت مطلق و خواندن منابع توانستم شال سرمهای را در ابتدا کسب کنم و بعد از آن مشغول به خدمت مرزبانی شدم. بسیار آموزش گرفتم، نقطه تحملم بسیار بالا رفت، کمتر چیزی ناراحتم میکرد.
راهنمای شال نارنجی به من گفتند که مطمئنم شما میتوانید راهنمای خوبی شوید؛ وقتی فرمانبردار خوبی باشید مطمئناً روزی فرا خواهد رسید که فرمانده خوبی میشوید. ساختمان از زیر بنا است که به بالا میرود و سقوط نمیکند؛ بنابراین مسافران و همسفرانی که در سفر اول هستند هر کاری حتی اگر از نظر بیمعنی است؛ زمانیکه راهنما به شما میگويد بدانید برای شما و تکامل لازم و حیاتی است و بعداً علتش را خواهید فهمید؛ ولی تا آن زمان فقط چشم بگویید بعد از مدتی به صورت ناباورانه میبینید که از آن فرمانبرداری تبدیل به فرماندهای لایق و قدرتمند در تمام زمینهها و جایگاههای خدمتی شدهاید.

راهنما همسفر حمیده (لژیون نهم)
همانطور که استاد امین میگویند لازمهٔ فرماندهی، فرمانبرداری است. یکی از شرطهای فرماندهی این است که فرمانبرداری کنیم تا بتوانیم فرمانده خوبی باشیم. فرمانبرداری کار آسانی نیست. ممکن است در ظاهر اینطور به نظر برسد و ما فکر کنیم کار راحتی است؛ اما در عمل اینطور نیست؛ زیرا ما فرماندهی مثبت و منفی داریم که از نیروی درونی انسان شروع شده است و سپس در دنیای بیرون خود را آشکار مینماید. انسان بر اساس آگاهی و باورهایی که در طول زندگی کسب میکند خواستههای درونش شکل میگیرند که میتوانند معقول یا غیرمعقول باشند. این خواستهها همان نفس یا شاکلهٔ انسان را شکل داده و به او فرمان میدهند. انسان نیز بر اساس دانایی خود، این فرمانها را اجرا میکند.
در حقیقت، هر چه شخص به فرمان عقل نزدیکتر باشد، به فرماندهی شهر وجودی خود میرسد و در نتیجه فرمانبرداری او مثبتتر خواهد بود و هر چه از فرمان عقل دورتر باشد، حالت معکوس برای او بوجود میآید. در کنگره۶۰، چیزی به نام فرمانبرداری وجود دارد. فردی که وارد کنگره میشود تا اعتیاد خود را درمان کند، باید فرمانبردار راهنما و استاد خود باشد؛ زیرا استاد نیز خودش روزی سفر اول را طی نموده است و به واسطه اینکه فرمانبردار خوبی بودهاند، به جایگاه فرماندهی رسیدهاند. من به عنوان کسی که کنگره۶۰ را قبول دارم، باید فرمانبردار باشم؛بنابراین اگر از این مجموعه فاصله بگیرم حس خودم آلوده میشود؛ پس باید فرمانبردار خوبی باشم تا بتوانم به فرماندهی برسم.
همسفر هستی (لژیون ویلیام)
خدا را شاکرم که امروز عضو کنگره۶۰ و در لژیون ویلیام حضور دارم، از آقای مهندس دژاکام و خانواده محترم ایشان سپاسگزارم برای این بستری که فراهم کردند تا مسافر و همسفر در کنار یکدیگر به درمان و دانایی برسند. یادم میآید زمانیکه در اوایل سفر بودم راهنمایم مرا تشویق کرد تا سفر ویلیام کنم؛ بنابراین جانانه دستان ایشان را میبوسم همچنین از راهنمای ویلیام تشکر میکنم برای تمام زحماتی که در این ده ماه برای من کشیدند و با من پا به پا هر روز آمدند تا به رهایی برسم. من در گذشته دانایی داشتم البته همه ما دانایی داشتیم؛ چون هرکدام از ما با گذشت زمان و سالهایی که از زندگی میگذرد درسهایی را گرفتهایم و داناییهایی را کسب نمودهایم؛ اما آیا به دانایی موثر تبدیل شده است، آیا توانستم آن راعملی کنم؟
من از همان ابتدا که شروع به سیگار کشیدن کردم میدانستم که به خودم آسیب میزنم؛حتی در چهل سالگی که شروع کردم به کشیدن قلیان میدانستم به ریههایم آسیب جدیتری وارد میشود؛ پس دانایی داشتم و چندین بار هم ترک کرده بودم، اما دوباره در اولین اتفاق ناگوار زندگی شروع به مصرف میکردم کردم. زمانیکه وارد کنگره شدم با آموزشهایی که در ابتدای سفر گرفتم این بود که فرمانبردار باشم و بپذیرم که راهنما از من بیشتر میداند و با انجام این دو کار دانایی من ذرهذره به دانایی موثر تبدیل شد. گویی نیرویی در درون بیدار شد و من را به فرمانبردار از راهنما فرامیخواند که باید سفر نیکوتین انجام بدهم.
اذن سفر نیکوتین برای من صادر شده بود و من با ورود به لژیون نیکوتین گوش به فرمان راهنمایی شدم که هم سن فرزند من است؛ اما مثل یک مادر دلسوز پا به پا با من در این سفر همراه شد تا الفبای سفر را به من بیاموزد. هر روز که نیروهای بازدارنده راه من را سد میکردند با تمام دانایی من را بیشتر دلگرم میکردند و همراه من بودند. زمانیکه بهم میریختم سیدی به من معرفی میکردند و با گوش کردن سیدی متوجه میشدم که گویی تمام صحبتها با من است و من را هوشیار میکرد تا قدمهای محکمتری بردارم و روز به روز دانایی خودم را به دانایی موُثر تبدیل کنم.
همسفر اعظم (لژیون ششم)
کسی که میخواهد فرماندهی لایق شود؛ باید اول خواسته فرمانده شدن را در هر موقعیتی داشته باشد. از بچه صغیر که ذوق کلامی را که برای اولین بار میخواهد به زبان آورد تا فرمانده ارتشی که چند گردان و هنگ در اختیار دارد؛ بنابراین ما نمیتوانیم در هر جایگاهی که قرار داریم پرش صعودی به قله داشته باشیم؛ باید بدانیم که آرامآرام و به تدریج حرکت نماییم مانند نوزاد که اول نمیداند چگونه غذا بخورد، راه برود، بدود، صحبت کند. ما هم باید کارها و خواستههای قلبی خود را به تدریج و ذرهذره پیش ببریم. موفقیت آسانسوری نیست؛ بلکه پلهپله باید آن را بدست آوریم.
اول باید فرمانبردار خوبی باشیم، بعد آنقدر در کارهای خود متبحر عمل کنیم تا بتوانیم یک روزی در جایگاهی مثل فرماندهی قرار بگیریم و خاصیت زندگی مادی همین است. ما باید به تدریج از کارهای کوچک شروع به حرکت و تلاش داشته باشیم تا در نهایت به مقصد یا مقصود برسیم. هیچ فرزندی یکدفعه بدنیا نیامده و هیچ موفقیتی به یکباره بدست نخواهد آمد، هیچ مصرف کنندهای یکمرتبه در دام اعتیاد گرفتار نشده است، پس طبعاً یکدفعه هم درمان نخواهد شد. برای رسیدن به هر خواستهای زمان لازم نیاز است و تا پروسه زمان طی نشود نمیتوانیم به آن هدف برسیم. سپاسگزار خداوند متعال هستم که به من فرصت داد تا در کنگره۶۰ آموزش دریافت کنم، از نظر عقلی رشد نماییم، کیفیت زندگی خود را بالا ببرم و بتوانم در صلح و آرامش زندگی کنم.
عکاس: همسفر مهدیه رهجوی راهنما همسفر الهه (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر شیوا رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمايندگی پرند
- تعداد بازدید از این مطلب :
71