ضمن تبریک هفته دیدهبان بهتمامی دیدهبانان و خدمتگزاران کنگره۶۰، به همین مناسبت گفتگویی با دیدهبان مسافر احمد ترتیب دادهایم و شما را به خواندن این مصاحبه دعوت میکنیم.
در کنگره۶۰، خدمت جایگاهی است برای آموختن، مسئولیتپذیری و کمک به دیگران. دیدهبانی نیز ازجمله جایگاههایی است که با مشاهده دقیق، تجربه و شناخت مسائل، در مسیر رشد و اصلاح ساختار حرکت میکند. در این گفتگو دیدهبان مسافر احمد از مفهوم دیدهبانی، تفاوت مسئولیت و خدمت، نقش تجربه در تصمیمگیری، اهمیت همدلی و همچنین مسیر رشد شعب سخن میگوید.
مسافر احمد با آنتی ایکس مصرفی شیره و تریاک وارد کنگره شدند. به مدت ۱۰ ماه با متد DST و داروی اپیوم به راهنمایی مهندس دژاکام سفر کردند. در حال حاضر به مدت ۲۵ سال است که به لطف خدا و دستان پرمهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. رشته ورزشی مسافر در کنگره تیراندازی با کمان است. ایشان در اکثر جایگاهها خدمت کردهاند و در حال حاضر در جایگاه دیدهبان شهرستانها و مسئول کارت عضویت کنگره۶۰ در حال خدمت هستند.
اگر بخواهم خیلی ساده و از نگاه یک تازهوارد بپرسم، دیدهبان در کنگره۶۰ دقیقاً چه چیزی را میبیند که شاید دیگران نبینند؟
دیدهبان، عنوانش معرف مسئولیتش است و کارش دیدن است. دیدن، خود یک حس است. دیدهبان در مسیر کنگره حرکت کرده و در پی خدماتی که به انجام رسانده، به این توانایی رسیده است تا مسائلی را که شاید از دید دیگران پنهان باشد، احساس کند و ببیند و در رفع مسائل کمک کند. به این جهت که این مسئولیت را دارد، بهعنوان یک دیدهبان به شعب مختلف سر میزند و بنا بر اتمسفر هر شعبه متوجه اشکالات و نقاط ضعف و قوت شعب میشود تا ازنظر ارتباط ساختاری، در پی برطرف کردن آن اقدام شود.
با توجه به اینکه سالهاست در جایگاه دیدهبانی خدمت میکنید، مهمترین تفاوتی که بین مسئول بودن و خدمتگزار بودن دیدهاید چیست؟
هرکدام از ما در کنگره، کارهایمان بهعنوان خدمت معرفی میشود؛ اما درواقع این مسئولیتی است که هرکدام از ما آن را پذیرفتهایم و وظیفه انسانی خودمان را انجام میدهیم. وقتی در «کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» میگوید: «انسان باید به اندیشه انسانی برسد»، آن اندیشه انسانی بهتنهایی کاری انجام نمیدهد. منظور از رسیدن به اندیشه انسانی، تبدیلشدن به انسانی است که به همنوع خودش کمک میکند، مسئولیت میپذیرد و وظیفهاش را نسبت به انسانهای دیگر انجام میدهد. واقعیت این است که هستی کار میکند تا من و شما زندگی کنیم و از زندگی بهره ببریم. وظیفه ما چیست؟ باید به درخت نگاه کنیم. در مناطق گرمسیر، به درخت نخل تنها آب میدهند و شاید مقداری کود، ولی نخل به ما رطب و خرما میدهد، میوهای که شیرین است و ماندگاری بالایی دارد. حال انسانی که از هستی استفاده میکند چه تولیدی دارد؟ آیا دست انسانهای دیگر را میگیرد و به دردمندان کمک میکند؟ آیا از تجربیات خودش، بدون توقع و چشمداشت، در اختیار دیگران قرار میدهد؟ اگر درست نگاه کنیم، میبینیم این وظیفه تکتک ماست؛ زیرا دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما هم باید بکاریم تا دیگران بخورند.
یکی از نکات مهم در ساختار کنگره این است که تصمیمها بر اساس تجربه و آموزش شکل گرفتهاند. چهقدر تجربههای گذشته در تصمیمهای امروز دیدهبانان نقش داشتهاند؟
بسیار زیاد. حرکت کنگره بر اساس تجربه است و اگر تجربه نباشد، دانایی اتفاق نمیافتد و نمیتوانیم در پی رفع اشکالات قوانین برآییم. این بر پایه تجربه است که وقتی قانونی تصویب میشود و به اجرا درمیآید، از آن نتیجهگیری میکنیم. این میشود تجربه ما، اگر خوب بود، ادامه میدهیم و اگر نتیجه لازم را نداد تجدیدنظر میکنیم.
اگر قرار باشد فقط یک ویژگی از یک دیدهبان به نسل بعدی منتقل کنید که کنگره در آینده هم بتواند بر پایه آن حرکت کند، آن ویژگی چیست؟
قلبش برای کمک به دیگران میتپد؛ اگر انسانی مشکلی دارد نمیگوید: مشکل تو، مشکل من نیست. ما این جواب را زیاد شنیدهایم که وقتی میگوییم فلان مشکل را دارم، میگویند: به من چه؟ مشکل خودت است؛ درصورتیکه یک انسان دانا میگوید: مشکل توست؛ ولی من چه کمکی میتوانم بکنم؟ من در این موضوع تجربه ندارم؛ ولی اگر فکر میکنی من میتوانم به تو کمک کنم، بگو برایت چه کنم. خیلی از انسانها میگویند مشکل خودت است؛ ولی در کنگره نهتنها دیدهبانان، بلکه همه خدمتگزارانی که در کنگره در حال خدمت هستند و از دید من لطف میکنند، این مسئولیت را پذیرفتهاند و در قلبشان نگفتهاند: مشکل خودت است. بلکه میگویند: من رها شدهام و اگر کسی مشکل دارد، آن مشکل خودش نیست، من رها شدهام و تلاش میکنم این تجربهای را که به دست آوردهام، به انسانهای دیگر هم منتقل کنم. این روند، احساسی است که در قلب خدمتگزاران کنگره وجود دارد.
دیدهبانان با مشکلات و نقاط ضعف شعب روبهرو میشوند. چگونه بدون اینکه به دنبال ایراد گرفتن باشند، از دل مشکلات فرصت آموزش و رشد پیدا میکنند؟
هر مشکل یا مسئلهای که در شعب پیش میآید، اختلافنظر یا انجام ندادن کامل یک کار است و این موضوع نشئتگرفته از جهانبینی است. درباره جهانبینی، شناخت انسان یا عملکرد انسان و کاری که انجام میشود، یادآوری میشود که ای انسان، شما در کنگره به درمان رسیدی و پذیرفتی که مسئولیت داشته باشی. این یک واکنش داوطلبانه است و وقتی داوطلبانه مسئولیتی را پذیرفتی، پس باید آن را به نحو احسن انجام بدهی؛ باید یکدیگر را قبول داشته باشیم و با همدلی کار را جلو ببریم. از هم ایراد نگیریم و به هم فرصت بدهیم تا در عملکرد نشان داده شود؛ حتی اگر اشتباهی صورت گرفت، با کمک هم کار را درست کنیم. اگر از این مسیر عبور کنیم، شعب به بهترین شکل ممکن اداره میشوند. قطعاً در همه شعب نقاط ضعف وجود دارد؛ اگر نباشد، شعبه رشد نمیکند و یک جای کار اشکال دارد. مشکلات به ما فرصت رشد میدهند و راهحل هر مشکل در درون همان مشکل نهفته است و ما با همدل بودن میتوانیم تغییرات مثبت ایجاد کنیم.
بعد از سالها خدمت در کنگره، وقتی به گذشته خودتان نگاه میکنید، کنگره بیشتر به شما چه چیزی داده و شما فکر میکنید چه چیزی به کنگره دادهاید؟
من اگر تمام زندگیام را در کنگره بگذارم، کاری که کنگره برای من کرده و رحمت الهی که شامل حال من شده، با دستان آقای مهندس بهعنوان فردی که این رحمت الهی از طریق ایشان به من رسیده، هر کاری کنم بازهم کم است. اگر دو کفه ترازو را در نظر بگیرید، یک کفه رهایی، سلامتی و برگشت به زندگی است، گوهر سلامتی و تاج سلامتی. چه چیزی میتوان روی کفه دیگر قرار داد که بتواند این را تکان بدهد؟ اگر کوهی از طلا هم بگذاریم، این را تکان نمیدهد. کنگره این را به من و شما داده و باید ارزش این را بدانیم و در اعتلای این مسیر کمک کنیم.
در پایان برای رشد شعبه تازه تأسیس بندر گناوه اگر توصیهای است بفرمایید؟
در نظر بگیرید فردی با هزار امید و انگیزه به کنگره میآید تا درمان شود و به حال خوش برسد. مجموعه خدمتگزاران باید تمام تلاششان را کنند تا این فرد به رهایی برسد؛ یعنی بستری را که شامل انتقال اطلاعات، انتقال قوانین و انتقال حرمتهاست، فراهم کنیم تا فرد بتواند در این بستر مناسب به مسیرش ادامه بدهد. اگر با هم همدلی و هماهنگی داشته باشیم و حواسمان به افراد شعبه، خصوصاً سفر اولیها، باشد و خدایی نکرده سلیقه و نظرات خودمان را فقط نبینیم، ما محکوم به موفقیت، رشد و توسعه هستیم و امیدوارم که همه ما بتوانیم این کار را انجام بدهیم. البته نیروهای بازدارنده هم تمام تلاششان را میکنند که این اتفاق رخ ندهد و این ما هستیم که باید هوشیار باشیم.
سخنان مسافر احمد، بیش از آنکه درباره یک جایگاه سازمانی باشد، درباره نگاه انسان به مسئولیت و همنوع خویش است، نگاهی که در آن، تجربه زمانی ارزشمند میشود که به کمک دیگران بیاید و خدمت زمانی معنا پیدا میکند که از من عبور کرده و به ما برسد. شاید خلاصه این گفتوگو را بتوان در همان جملهای یافت که خود ایشان بر آن تأکید دارند: مشکل توست، ولی من چه کمکی میتوانم بکنم؟ از ایشان بابت وقتیکه در اختیار ما گذاشتند و تجربیات و دیدگاههای ارزشمندشان را با ما به اشتراک گذاشتند، صمیمانه سپاسگزاریم. همچنین از شما همراهان گرامی که تا پایان این مصاحبه با ما همراه بودید، ممنونیم و از همراهیتان سپاسگزاریم.
طراح سؤال و مصاحبهکننده: راهنما همسفر لطیفه
عکاس: مرزبان خبری همسفر طاهره
ویرایش و ارسال: همسفر رها رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی خلیجفارس بوشهر و نمایندگی گناوه
- تعداد بازدید از این مطلب :
43