فرماندهی و فرمانبرداری دو موضوع مهم در زندگی انسان هستند. ما انسانها در زندگی خود هم در جایگاه فرمانده قرار میگیریم و هم فرمانبردار؛ برای مثال یک پدر یا مادر در خانواده مسئولیت و فرماندهی دارد و در مقابل خودش باید قوانین و مسئولیتهای اجتماعی را رعایت کند. در کنگره۶۰ یاد میگیریم که فرماندهی در واقع زورگویی و دستور دادن به دیگران نیست، بلکه نتیجه دانایی، نظم، مسئولیتپذیری و عمل سالم است. کسیکه میخواهد فرمانده خوبی باشد ابتدا باید بتواند خودش را مدیریت کند.
فرمانبرداری نیز به معنی بیاختیار بودن نیست. فرمانبرداری درست یعنی مسیر قوانین درست را بشناسیم و با آگاهی و مسئولیتپذیری در آن مسیر حرکت کنیم. کسیکه از قوانین درست پیروی کند، بهتدریج توانایی پیدا میکند که در جایگاههای بالاتر قرار بگیرد. یکی از مهمترین نکات این است که انسان نمیتواند بدون یادگیری فرمانبرداری، فرمانده خوبی باشد. همانطور که یک شاگرد باید آموزش بگیرد تا روزی به دیگران آموزش بدهد، در زندگی نیز ابتدا باید نظم و قوانین را یاد بگیریم و اجرا کنیم.
فرماندهی و فرمانبرداری مانند دو طرف یک سکه هستند. اگر فرماندهی همراه با دانایی و عدالت باشد و فرمانبرداری نیز همراه با آگاهی و پذیرش مسئولیت انجام شود انسان میتواند به آرامش، نظم و جایگاه بهتری در زندگی برسد. از دیدگاه روانشناسی انسان زمانی میتواند فرمانده خوبی باشد که ابتدا بتواند خودش را مدیریت کند. فردی که بر افکار، احساسات و رفتارهای خود تسلط ندارد، نمیتواند بهدرستی دیگران را هدایت کند؛ بنابراین فرماندهی واقعی از درون انسان آغاز میشود، یعنی فرد ابتدا باید یاد بگیرد و مسئولیت نتایج انتخابهایش را بپذیرد.
پس میتوان گفت فرماندهی بدون فرمانبرداری کامل نمیشود و فرمانبرداری بدون آگاهی نیز نمیتواند نتیجه مطلوبی داشته باشد. تعادل میان این دو باعث شکلگیری نظم میشود. هدف نهایی این است که انسان به مرحلهای برسد که بتواند با تفکر درست احساسات و رفتار خود را مدیریت کند و در مسیر رشد و تکامل حرکت نماید.
منابع: سیدی «فرماندهی و فرمانبرداری»، وادی پنجم
رابط خبری: همسفر خدیجه رهجوی راهنما همسفر الهه (لژیون چهارم)
نویسنده: همسفر خدیجه رهجوی راهنما همسفر الهه (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی وحید
- تعداد بازدید از این مطلب :
198