همسفران از پارک مادر دولتآباد اصفهان و پارک ثامن تربت حیدریه درباره دستورجلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» گفتند:
راهنما همسفر بهاره (لژیون سوم) از نمایندگی امام قلیخان (رشته ورزشی بسکتبال):
زمانی که در گذشته میگفتند «از اصفهان تا تهران» من فقط به مقصد دقت میکردم و هدفم تنها رسیدن به مقصد بود؛ اما در کنگره یاد گرفتم که به جز مقصد، مبدأ و مسیر حرکت هم بسیار مهم است. وقتی از کلمه «از» استفاده میشود؛ یعنی قرار است یک مسیری طی شود. کلمه «از» در عنوان «از فرمانبرداری تا فرماندهی»، آغاز یک حرکت است و «تا» یعنی رسیدن به مقصد نهایی. در نقطه مبدأ، ما فرمانبردار نیروهای تخریبی بودیم و خواستههای نامعقول نفس، ما را هدایت میکرد. فرمانبرداری در اینجا به معنای تسلیم کورکورانه نیست، بلکه مثل شاگردی است که میخواهد فن استاد را بیاموزد. ما گوش میدهیم و قوانین را اجرا میکنیم. در این مسیر، هرقدر در اجرای قوانین کوچک، دقیقتر باشیم، قدرت بیشتری برای تصمیمگیری پیدا میکنیم. این سفر، پیوند میان «یادگیری» و «توانایی» است و بدون فرمانبرداری، رسیدن به فرماندهی ممکن نیست. موضوع «از فرمانبرداری تا فرماندهی» یکی از کلیدیترین و عمیقترین مباحث در کنگره۶۰ است. این مفهوم، برخلاف تصور رایج که فرمانبرداری را به معنای سرسپردگی کورکورانه میداند، در کنگره۶۰ به معنای آموزش پذیری برای رسیدن به حاکمیت بر خویشتن است. در جهان بیرون، فرمانبرداری گاهی با حقارت یا ضعف اشتباه گرفته میشود؛ اما در مسیر درمان و جهانبینی کنگره۶۰، این یک پل طلایی برای رسیدن به قدرت مطلق انسان؛ یعنی فرماندهی بر نفس است. هیچکس نمیتواند فرمانده خوبی باشد، مگر اینکه ابتدا یک فرمانبرداری خوب بوده باشد. فرمانبرداری؛ شکستن سد منیت است. چرا فرمانبرداری سخت است؟ زیرا منیت اجازه نمیدهد. فرمانبرداری در اینجا به معنای تسلیم شدن در برابر قوانین کنگره، راهنما و حرمتهاست. کسی که هنوز من میدانمهایش بر آموزش دیدن غلبه دارد، نمیتواند فرمانبردار باشد. فرمانبرداری؛ یعنی گوشدادن به دستورات کسی که این مسیر را قبل از ما رفته است، برای اینکه بتوانیم خودمان را از اسارت ضدارزشها آزاد کنیم. فرمانده؛ یعنی کسی که میتواند به ذهن خود دستور دهد و ذهنش اطاعت کند. کسی که میتواند صبح زود بیدار شود (فرماندهی بر خواب). کسی که میتواند از ضدارزشها دوری کند (فرماندهی بر خواستهها). کسی که در شرایط بحرانی، آرامش خود را حفظ میکند (فرماندهی بر احساسات). ما همیشه در حال یادگیری هستیم. فرمانبرداری، کلید درهای بسته جهانبینی است. فرماندهی، پاداش کسی است که آموخته است چگونه در برابر عقل و قوانین هستی زانو بزند. فرماندهی؛ یعنی هر زمان که اراده کنی، جسم و روحت همان کاری را انجام دهند که تو میخواهی، نه آنچه که مواد یا نفس اماره به تو دیکته میکند.

همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون یک) رشته ورزشی والیبال:
دستورجلسه این هفته از فرمانبرداری تا فرماندهی است. من از این دستورجلسه فرا میگیرم که برای رسیدن به فرماندهی، اول باید فرمانبرداری را آموزش بگیرم. فرمانبرداری؛ یعنی گوش دادن به کسی که راه درست را میداند و از او آموزش گرفتن است. در کنگره یاد گرفتم که نمیتوانم همیشه فکر کنم خودم همه چیز را میدانم. گاهی باید گوش کنم، یاد بگیرم و بعد به چیزی که یاد گرفتم عمل کنم. زمانی که به آموزشها عمل کنم، ذرهذره تجربه بهدست میآورم و قویتر میشوم. به نظر من فرماندهی فقط دستور دادن به دیگران نیست. فرمانده واقعی کسی است که اول بتواند خودش را مدیریت کند. به طور مثال بتواند جلوی بعضی خواستههای نادرست خود را بگیرد و درست تصمیم بگیرد. من فکر میکنم اگر از خودم شروع کنم، میتوانم در زندگی هم بهتر رفتار کنم. کنگره به من آموزش داد که برای رسیدن به هر چیزی باید آموزش ببینم و صبر داشته باشم.
خدا را شکر میکنم که در این مسیر هستم و میتوانم هر روز مسئله جدیدی یاد بگیرم.
رابطین خبری: همسفر مریم مرزبان خبری پارک مادر دولتآباد اصفهان و همسفر لیلی مرزبان خبری پارک ثامن تربت حیدریه
ویرایش و ارسال: راهنما همسفر الهه (لژیون هشتم) از نمایندگی صالحی(رشته ورزشی دارت)
گروه ورزش همسفران کنگره۶۰
- تعداد بازدید از این مطلب :
20