مهندس حسین دژاکام (بنیان جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰) میفرمایند: «کنگره۶۰ کلانتری، نیروی انتظامی و قوه قضایی ندارد. بر مبنای یکسری قوانین اجرا میشود۰»
وقتی از کلمه فرماندهی صحبت میشود همه در ذهن خود یک فرمانده نظامی تجسم میکنند که با لباس نظامی به تعدادی سرباز دستور میدهد. همیشه در ارتش فقط دستور دادن قابل مشاهده است؛ ولی در کنگره۶٠ اعضا بر مبنای محبت، کمک و خدمت به دیگران قوانین را رعایت میکنند.
انسان در هر جایگاهی که قرار دارد، فرمانده بودن جز خواستههای او است؛ بنابراین باید بدانیم برای رسیدن به خواست درونی و هدفهای خود فقط یک راه وجود دارد آن هم فرمانبرداری است.
فرمان در هر گروه و مکانی متفاوت است، مثلاً وقتی وارد کنگره۶۰ میشویم؛ باید تابع مرزبان باشیم و قوانین و حرمتها را رعایت کنیم. همچنین رعایت نظم و حضور بهموقع سر جلسات فرمانهایی است که باید آن را اجرا و عمل کنیم.
در کنگره۶٠ کسانی موفق هستند که قوانین را رعایت کرده و حرمتها را پذیرفتهاند و با ابزارهای موجود در مسیر مثبت حرکت میکنند.
اگر فرمانهای الهی را اجرا کنیم به سمت خوبیها، پاکیها و زیباییها میرویم و اگر فرامین شیطان را اجرا کنیم دقیقاً از جنس شیطان خواهیم شد.
برای رسیدن به فرماندهی خویش باید ابتدا از فرمانبرداری شروع کنیم و اولویت اول فرمانبرداری از نیروهای الهی و قدرتمطلق است تا به صراطمستقیم رهنمون شویم.
انسان موقعی که دچار تاریکی میشود در نفساماره قرار دارد تا زمانی که اعتیاد دارد، متوجه آن نمیشود و به کار خود ادامه میدهد. نفساماره فرمان میدهد که باید این کار را انجام بدهی، موادمخدر تهیه و استفاده کنی. حال انسانی که تحت فرمان نفساماره است چگونه میتواند به فرماندهی برسد و به دیگران فرمان بدهد؟ برای اینکه از نفس اماره خارج شود بسیار مهم است که بپذیرد در برخی موارد مشکل، نقص یا نیازی دارد که باید برای رفع آن از یک نیروی دیگر بهره ببرد و آن هم برای خود استادی انتخاب کند و در مورد استاد خود قضاوت نکند تا از نفساماره خارج شود. فرمانبرداری کار راحتی نیست در عمل کار بسیار سخت است.
شرط دانایی، آموزش است و معنی آموزش این است که باید استادی را برای خود انتخاب کنیم. استاد یا راهنما چیزهایی را به شما آموزش میدهد و شما هم باید از او اطاعت کنید در غیر این صورت آموزش انجام نمیشود. شرط فرماندهی این است که باید استاد داشته باشیم.
زمانی انسان میتواند فرمان بیشتری بدهد که توانایی او افزایش یابد. وقتی انسان توانایی کار بیشتری داشته باشد از انجام آن خشنود میشود و احساس شعف پیدا میکند. اگر میخواهیم فرمانده شویم و از ما فرمانبرداری کنند؛ باید در ابتدا خود فرمانبردار شویم. شرط لازم برای فرماندهی، فرمانبرداری است، به همین علت کاری که از دیگران میخواهیم انجام دهند را خود انجام دهیم.
فرماندهی صور آشکار و پنهان دارد. صورپنهان آن یعنی به درون خود فرمان بدهی یا به دست فرمان بدهی خودکار را بردار یا به چشم بگویی باز شود.
فرماندهی خواسته درونی است کاری که انسان انجام میدهد در واقع به نیروی خود مسلط میشود و این مسلط شدن درونی است.
در آخر باید عاشق مسیر و هدف خود باشم تا بتوانم ابتدا فرمانبردار خوب و سپس فرماندهای شایسته باشم.
منابع: صحبتهای چهارشنبه مهندس حسین دژاکام با دستور جلسه از فرمانبرداری تا فرماندهی سال ۱۴٠۴، فایلصوتی دکتر امین دژاکام «از فرمانبرداری تا فرماندهی»
نویسنده: راهنما همسفر معصومه (لژیون دهم)
رابط خبری: همسفر نیلوفر رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون دهم)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون دوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی کاسپین قزوین
- تعداد بازدید از این مطلب :
84