عقل بسته به دانایی اش، به هر خواسته ای در هر لباس و شکلی،حکم اجرا شدن نمی دهد.مثلا زمانی که می خوهد مواد مصرف کند اصلا سربازان قلعه اجازه مطرح کردنش پیش حاکم رو نمیدهند، چه برسد که حاکم ، حکم هم صادر کند پس اینجوری مطرح می کنند که:
فردا امتحان داریم، هیچی نخواندیم، برای اینکه نمره قبولی بگیریم، باید، ریتالین و یا ترامادول مصرف کنیم و با یک بار هم که مصرف کننده نمیشویم، درنتیجه عقل که اطلاعات کافی رو در مورد ماده مخدر ندارد، می پذیرد. و این شخص باز هم اینو تکرار می کند.
در صورتی که اگر واقعا قصدش درس خواندن بود، کل طول ترم رو فرصت دارد که بخواند، چرا شب امتحان باید درس را در طول یک شب جمع کند.
بعد عقل میگوید اینها مواد هستند و با چند ماه مصرف کردن، معتاد میشوید.
چند ماه استفاده می کند، می بیند معتاد نشده، میگه پس این اطلاعات غلط است ادامه میدهید.
اینجوری که فریب میخورد و به تباهی کشیده میشود.
حالا این تصاویر، در ذهن کی ساخته بشود فرق می کند؟
یک راهنما با شگردهای نیروهای منفی آشنا است و زیر بار آن نمیرود.
یک سفر اولی که تازه چند ماهه سفر را شروع کرده، چون شگر های منفی را نمی شناسد ، واردش نمی شود و بازی میخورد و سفرش ر خراب می کند.
این قدرتی که در تعریف دانایی مطرح است.
این دانایی بسیار برای ما حیاتی است، چون امنیت قلعه رو تامین میکند. اگر دانایی در انسان بوجود نیاد،حتی اگر تغییری هم حاصل شه، اون تغییر ناپایدار است.
دانایی باید جوری به توانایی تبدیل بشود که برای اجرایش خود را خسته نکنیم.
اگز دانایی ما متوقف بشود، با حقه ها فریب می خوریم ( داستان ترامادول توی قلعه عقل، که میخورم که در امتحانم قبول شم، در صورتیکه هدف نئشه شدند، دانایی باید جزئی از بافتمان شده باشد،تا دانایی موثر بشود. مثل رانندگی یک راننده قهار و اضلاع مثلث دانایی به یک میزان رشد کنند.
مثلا: در معرض دروغ قرار میگیرم و دروغ میگویم، کارم را تجزیه تحلیل کنم که چرا دروغ گفتم؟ مجهولی که باید تفکر کنم در موردش که هدفم چی بوده؟ مثلا: بزرگ نمایی خودم گیر در منیت پس باید روی این ضلع کار کنم.
برای همین است که میگویند اگر در این هستی، آموزش را قطع کنید، کارت تمام است و آموزش اصلی هم آموزش زندگی است.
انسان وقتی که میخواهد از کسی الگو بگیرد و بیاموزد باید به این مسائل بالا دقت کند.
رهجو یا دانشجو در زمان درس دادن استاد باید در لحظه باشد و گرنه چطوری میخواد آموزشها را در زندگی اش کاربردی کند برای نجات خودش شاهد و جاذب پیامها و سیگنال ها در لحظه بودن ارتباط اش با آن محیط برقرار باشدوقتی من یک جایی نشستم، فکرم یک جای دیگر است، ارتباطم با محیط برقرار نیست، دیگر نمیتوانم استفاده کنم.
میگوید : چکار کنم؟
هی ذهنم منحرف میشود.
مثل کسی که: هیچ باشگاهی نرفته است،ورزش نکرده است، عضله ای نساخته.
میگوید: چکار کنم؟
نمیتوانم با ماهیچه هایم این کارها را انجام بدهم.
چون تمرین نداشته است.
توی کنگره برای شروع تمرینات
باید تو جلسات حضور داشته باشیم اگر تو جلسات ذهنت رفت، اشکال نداره دوباره خیلی آروم، ذهنت رو بیار اونجا اصولا تمام اتفاقاتی که در کنگره می افتد بدای این است که حواست را جمع نگه دارد :
مثل: سلام کردن دست زدن. چون اوایل کار سخته برای ی آدم که ذهنش رو ی جا نگه داره وای به حال اینکه بیمار یا مصرف کننده هم باشه
پس حضور داشتن، یک نوع تمرین است
که اگر بعدا به مرور زمان این تمرین در زندگیمون هم انتقال پیدا کنه ، اصلا قرار نیست که یک گوشه بشینین و با ذهنمون دعوا کنیم که یک جا نگه داریم.
کم کم و بتدریج و به مرور زمان می بینید که:
مزه غذا رو داری حس می کنید،میز را با کمک دست هایتان دارید حس می کنید،هر فعالیتی که انجام میدی، می بینی بیشتر درگیر هستی،به دلیل اینکه حس ها سالم شدند، و می توانیم در اون محیط قرار بگیریم،پس انسان باید در لحظه باشد،وگرنه باید از نو تکرار کند.
چون آموزش اتفاق نمی افتد و مطالب جذب نمی شود، چاره ای جز تکرار نیست.
در سیدی «کشش» هم، آقای مهندس دژاکام توضیح میدهند که کششها همان نیروهای جذب و دفع در زندگی انسان هستند؛ نیروهایی که میتوانند ما را به سمت ارزشها یا ضد ارزشها ببرند.
قانون طبیعی کشش: همانطور که در جهان نیروی جاذبه وجود دارد، در زندگی انسان هم نیروهای جذب و دفع عمل میکنند.
- کشش مثبت: محبت، خدمت، آموزش، خانواده، آرامش. اینها انسان را به سمت نور و رهایی میبرند.
- کشش منفی: مواد مخدر، ضد ارزشها، روابط ناسالم، تنبلی. اینها انسان را به سمت تاریکی و تخریب میکشانند.
- نقش در درمان اعتیاد: برای رهایی، باید کششهای منفی را کمرنگ و کششهای مثبت را پررنگ کرد. این تغییر مسیر باعث تثبیت درمان میشود.
- شگفتی در کشش: مهندس اشاره میکند که وقتی انسان کششهای مثبت را تجربه میکند، شگفتی و زیبایی زندگی آشکار میشود؛ مثل نیرویی که بدون اجبار، فرد را به سمت خوبیها میبرد.
-اهمیت عمل به آموزش: سیدیها فقط برای نوشتن یا شنیدن نیستند؛ ارزش اصلی در عمل کردن به آموزشها است. حتی اجرای یک نکته کوچک میتواند زندگی را متحول کند.
سیدی «کشش» یادآور میشود که ما همیشه در حال جذب یا دفع هستیم؛ اگر کششهای مثبت را تقویت کنیم، شگفتیهای زندگی نمایان میشوند و مسیر رهایی هموار میگردد.

منابع: {سی دی دانایی و دانایی موثر}
{جزوه جهانبینی کاربردی}
{سی دی کشش}
برداشت: همسفر سهند از لژیون یکم
تنظیم: سایت همسفران آقا نماینذگی ستارخان
مرزبان کشیک: همسفر علی
- تعداد بازدید از این مطلب :
40