English Version
This Site Is Available In English

فرمان بردار باش تا به فرماندهی برسی

فرمان بردار باش تا به فرماندهی برسی

سیزدهمین جلسه از دوره بیست و یکم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ویژه مسافران و همسفران نمایندگی دکتر احمد به استادی: مسافر راهنما پهلوان حامد، نگهبانی: مسافر علیرضا، دبیری:مسافر محمدرضا دستور جلسه «دانایی و دانایی موثر و سواد » پنجشنبه ۱۴۰۵/۶/۱۲ساعت۱۷شروع به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

از آقای مهندس و خانواده ایشان، جناب آقای روح الله مرزبان عزیز و همچنین نگهبانان و دبیران گرامی تشکر می‌کنم. تشکر کردن در کنگره یک رسم است، اما به نظر من این رسم باید شبیه به مفهوم «دانایی موثر» باشد؛ یعنی باید از تمام وجود و با درک کامل انجام شود. من تمام تلاشم را می‌کنم تا از عمق وجودم از تک‌تک کسانی که در کنگره حضور داشتند تشکر کنم؛ کسانی که باعث شدند من  حامد درمان شوم و این ساختار پیشرفت کند.

 

همواره با خودم فکر می‌کردم که وقتی از کسی پرسیده می‌شود «چگونه می‌توان دیدبان شد؟»، او پاسخ می‌دهد که باید دانایی، دانایی موثر، سواد و مهارت‌های اجرایی داشت. اما سوال اصلی برای من این بود: «چگونه می‌توان دانشمند شد و به دانایی موثر رسید؟» و پاسخ این بود: «فرمان‌بردار باش تا به فرماندهی برسی.»

 

این فرآیند بسیار سختی است. من حامد پیش از درمان، می‌دانستیم که مواد مخدر آسیب‌زا هستند، اما تواناییِ مصرف نکردن آن‌ها را نداشتیم. این کار نیازمند فهم، توانایی و اجرای دانسته‌ها بود. ما بارها تلاش کردیم و ترک کردیم، اما دوباره بازگشتیم. آنچه در کنگره ۶۰ رخ داد، تبدیل آن «دانایی» به «دانایی موثر» بود. من سال‌ها بود که از نظر ذهنی می‌دانستم اعتیاد چه پیامدهای اجتماعی و فردی دارد، اما تواناییِ اجرای تصمیمِ رها شدن را نداشتم. این توانایی از طریق روش DSTو به‌ویژه از طریق «فرمان‌برداری» که در کنگره آموزش داده شد، به دست آمد.

 

تکرار و تمرینِ ذره‌ذره، آن‌قدر مداوم بود که در نهایت من حامد نسبت به مواد و سیگار بی‌حس شدیم؛ یعنی به همان مرحله‌ی «تشخیص» در جهان‌بینی رسیدیم. بحث شمارش دارو یا تکرارهای بی‌شمار، برای رسیدن به درک عمیق در تمام سلول‌های بدن لازم است تا متوجه شویم مواد، سیگار و حتی چاقی، ما را از مسیر زندگی خارج می‌کنند. این تحول مدیون روش DST، آقای مهندس و دیدبانانی است که با حضور و رفت‌وآمدشان، مسیر رسیدن به این درک را برای ما هموار کردند.

 

من قبلاً فکر می‌کردم مثلث «دانایی، تفکر و تجربه» را دارم، اما در عمل نمی‌توانستم روش DST را اجرا کنم. تفکر من درست بود، اما انجام نمی‌شد. با آمدن به کنگره، آموزش‌های لازم برای تکمیل این مثلث فراهم شد. در کنگره، ما از تجربیات دیگران استفاده می‌کنیم؛ از مشارکت جمعی بهره می‌بریم و این تجربه، تدریجاً به دانایی موثر تبدیل می‌شود. مشارکت کردن، مثل ورزش کردن برای تنظیم خواب یا شرکت در جمع برای خروج از انزوا، باعث می‌شود تجربه دیگران در وجود ما شکل بگیرد.

 

حتی در اصلاح رفتارهای اخلاقی، مانند بحث غیبت و قضاوت، با این روش توانستیم به پیشرفت برسیم. شاید هنوز هم در شرایطی قرار بگیریم که دچار غیبت یا قضاوت شویم، اما با یادگیری‌های کنگره، تواناییِ مدیریت آن را پیدا کرده‌ایم. کنگره سواد ما را بالا برد؛ مثلاً در مورد جزئیات تریاک، اطلاعاتی داشتیم که قبلاً نمی‌دانستیم یا نمی‌توانستیم آن‌ها را مدیریت کنیم.

 

یکی از بزرگ‌ترین چالش‌ها، ترس و منیت بود. من از مسئولیت پذیرفتن می‌ترسیدم؛ مثلاً می‌ترسیدم راهنما شوم یا لژیون بزنم. این ترس مانع رشد من می‌شد. اما با ورود به جایگاه‌های مختلف، دیدم که دانایی موثر نیازمند فعالیت اجتماعی و مشارکت است. همچنین، نظم و مدیریت زمان را آموختم. با تمرین در این جایگاه‌ها، توانستم از «فرمان عقلی» برای مدیریت زندگی استفاده کنم؛ چیزی که در سفر اول به این اندازه ممکن نبود. جایگاه‌هایی مثل راهنما شدن، بهترین فرصت‌ها برای رسیدن به دانایی موثر هستند.

ویرایش:مسافر بهنام (لژیون سوم)

تنظیم و ارسال:مسافر روح الله (مرزبان خبری)

نمایندگی مسافران و همسفران دکتر احمد اراک 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .