جلسه یازدهم از دوره سوم کارگاه های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی اسلام آباد غرب با استادی ایجنت محترم مسافر مهرداد و نگهبان مسافر مسعود و دبیری مسافر افشین با دستور جلسه (دانایی ، دانایی موثر ، سواد)روز سه شنبه مورخ ۱۰ شهریور ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز بکار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
از دبیر، نگهبان جلسه و دوستانی که نوشتارها را قرائت کردند تشکر میکنمو خداوند را شاکرم که امروز در این جایگاه حضور دارم تا به خودم خدمت کنم و از شما آموزش بگیرم ، و امیدوارم که در کنار یکدیگر جلسهٔ خوبی را برگذار کنیم.دستور جلسهٔ امروز دانایی ، دانایی موثر و سواد است. و اگر بخواهم در رابطه به دانایی صحبت کنم در کتاب ۶۰ درجه زیر صفر آقای مهندس میگویند؛ دانایی به سواد نیست ، به تمدن نیست ، به لباس پوشیدن نیست ، به پول نیست بلکه دانایی به انسانی اندیشیدن است.
افرادی وجود دارند که سطح سواد بالا دارند ولی راه و روش برخورد با مردم را نمیدانند و علمی که دارد را به مرحله عملیاتی نمیرسانند برای مثال ؛ انسانهایی که همیشه میگویند ما میدانیم ما سطح سواد بالایی داریم قطعأ این دلیل بارزیست بر عدم آگاهی چون همین ادعا دانستن خود دلیل اصلی نادانی است.ما در جهانبینی دو مثلثمهم داریم که یکی از آن ها مثلث جهالت و دیگری مثلث دانایی است و انسانی که در اعماق تاریکی قرار دارد در مثلث جهالت است و سه ضلع اصلی آن یعنی ترس ، ناامیدی ، منیت در آن فعال است ، و برای من هم یکی از آن افرادی بودم که در این مثلث قرار داشتم و سه ضلع ترس ، ناامیدی و منیت در من وجود داشت و در اعماق تاریکی بودم ، وقتی که وارد کنگره۶۰ شدم و در جزوۀ جهانبینی با مثلث جهالت آشنا شدم و فهمیدم که بایستی آن را حل نمایم.
اولین حسی که در من وجود داشت منیت بود ، منیت یعنی من که سفر اول هستم فکر کنم در جایگاه سفر دوم قرار دارم یا در جایگاه راهنما قرار دارم ، شاید خارج از کنگره۶۰ در حیطه کاری خودم بهترین استاد کار باشم ولی هنگامی که برای درمان اعتیاد وارد کنگره۶۰ شدم باید هرچه که با خود دارم را پشت در بگذارم و بعد وارد شوم هنگامی که من حرمت پیش کسوت خودم را حفظ نمیکنم و به راهنما یا مرزبان یا ایجنت احترام نمیگذارم قطعأ آموزشی دریافت نخواهم کرد و آموزش پذیر نمیشوم ، ضلع مقابل منیت آموزش است ، هنگامی که منیت داشته باشیم آموزش ها را دریافت نخواهیم کرد و باعث میشود آموزش پذیر نباشیم ، ضلع بعدی ناامیدی است و در کلام الله آمده که انسان ناامید دشمن خداوند است و این ناامیدی باعث میشود که ضلع تجربه پیشرفت نکند اولین قدم خانه تکانی است ، ما هر سال یک خانه تکانی انجام میدهیم.
برای مثال ، فرش هارا میشویم ، تلویزیون را جابجا میکنیم و.. و با این کار یک حس قشنگی وارد خانه میشود و دقیقا این امر در درون ما نیز وجود دارد ، وقتی ما سیدی مینویسیم مثل همان خانه تکانی است و روشن وارد میشود ، عشق وارد میشود ، مهر و محبت میآیدشما اگر میخواهید سی دی بنویسید باید با حس خوب انجام دهید ، اگر دارو مصرف میکنید باید با حس خوب انجام دهید بایستی بدانید که برای چه دارو مصرف میکنید چه اتفاقی در بدن شما میافتد آیا جایگزین مواد شبه افیونی میشودضلع بعدی ترس است ، ما دو نوع ترس داریم.
یک نوع ترس های بازدارنده و دیگری ترس های نگهدارنده است برای مثال شما قصد درمان در کنگره۶۰ را دارید ولی با خود فکر میکنید که اگر کسی شما را بشناسد چه میشود؟ و از رفتن پشیمان میشوید ، و این قطعا کار نیرو های تخریبی و بازدارنده است ، یا میخواهید مشارکت کنید ناگهان یک ترس سراغ شما میآید و اجازه مشارکت به شما نمیدهد این هم یک مثال دیگر از این ترس است و قصد آن ها موفق نشدن شماست. ترس بعدی ، ترس نگهدارنده است وظیفه این ترس ، حفظ جان ما دربرابر خطرات است و ضلع مقابل آن تجربه است. هنگامی که ما ترس از چیزی داشته باشیم ، قدرت کسب تجربه را از ما میگیرد.
حالا دانایی و دانایی موثر چیست؟ قدرت به عمل درآوردن دانایی را دانایی موثر میگویند و اگر دانایی خودمان را موثر نکنیم ، مثل چهار پا هستیم که بارمان کتاب است و بزرگترین نیروی که در مقابل قدرت نیروهای تخریبی به من کمک میکند ، چه در سفر اول ، چه در سفر دوم دانایی موثر است.یکی از بزرگترین آرزوهای من این است که افرادی که وارد کنگره۶۰ میشوند و به درمان میرسند بتوانند یک روزی خدمگذار خوبی شوند
تایپ و ویرایش: مسافر رامین
عکاس: مسافر میلاد
نمایندگی اسلام آباد غرب
- تعداد بازدید از این مطلب :
359