اولینبار که با گامهای لرزان، با قلبی آکنده از غم و اندوه، با دیدهگانی اشکبار و با احساسی مملو از یاس و ناامیدی، به کنگره60 پا گذاشتم، شما را با شال زرد مرزبانی در مقابل خود دیده و دهها پرسش در ذهن من نقش بست؛ بودنتان در آن فضای وهم آلود، از سویی آرامش بود و از سویی دلواپسی، مهر و محبت در دیدگانتان موج میزد اما دردم، سدی بود برای پیوند قلب مجروحم با چشمهسار عشق بیدریغ شما.
مصاحبهای خواندنی با مرزبانان همسفر فرحناز و همسفر لیلا که شما را به خواندن این مصاحبه دعوت میکنیم.
همسفر فرحناز به همراه مسافرشان نقی با تخریب بیستوپنجسال و آخرین آنتیایکس شیره و تریاک، وارد کنگره شدهاند؛ با روش (DST) و داروی (OT) با راهنمایی راهنما همسفر عاطفه و راهنما مسافر علی سفر کردهاند، هم اکنون سهسالوهشتماه است که گل رهایی را از دستان پر از عشق آقای مهندس دریافت کردهاند.
همسفر فرحناز به لطف خداوند، در جایگاههای خدمتی؛ دبیرکارگاه، نگهبانکارگاه، ورزشباندارت خدمت کردهاند و در حال حاضر در جایگاه خدمتی؛ مرزبان نگهبان لژیون سردار در کنگره حضور دارند.
همسفر لیلا به همراه مسافرشان احمد با تخریب بیستسال و آخرین آنتیایکس حشیش و تریاک، وارد کنگره شدهاند؛ دهماهویازدهروز به روش (DST) و داروی (OT) با راهنمایی راهنما همسفر سمیرا و راهنما مسافر محسن سفر کردهاند، هم اکنون چهارسالوهفتماه است که گل رهایی را از دستان پر از عشق آقای مهندس دریافت کردهاند.
همسفر لیلا به لطف خداوند، در جایگاههای خدمتی؛ دبیرکارگاه، عکاسسایت، دبیرسردار، مسئول حضوروغیاب را گذراندهاند و در حال حاضر با جایگاه خدمتی؛ ورزشبانبدمینتون و مرزبان در کنگره حضور دارند.

برای ما میفرمایید کنگره از دیدگاه شما چه تعریفی دارد؟
مرزبان همسفر فرحناز:
کنگره مکانی است که به من میآموزد؛ برای رسیدن به هر آنچه در جهان هستی وجود دارد، باید به سطحی از جهانبینی و ارزشها دست پیدا کنم و با آن اهداف همسو باشم، من در اینجا آموختهام؛ از چه چیزهایی باید دوری کرده و چگونه به آنچه میخواهم برسم آموختهام؛ هیچچیز را مسئلهای جدی و کمرشکن نگرفته و حداقل زمان را برای رسیدن به آرامش در نظر بگیرم.
مرزبان همسفر لیلا:
کنگره60؛ به عنوان یک نهاد آموزشی و درمانی اصولی بنیاد شده است، از دیدگاه من در کنگرهشصت؛ توانایی فرد در پذیرش، فهم و آموزشهای اصولی گفته میشود؛ و اینکه شخصی که ظرفیت بالایی داشته باشد میتواند سریعتر و عمیقتر آموزشها را درک کند و به کار بگیرد.
برای ما میفرمایید موانع درمان در کنگرهشصت را چه میدانید؟
مرزبان همسفر فرحناز:
دو عامل اصلی مانع از درمان مسافر میشود؛ نخست برخورد نامناسب خدمتگزاران و دوم خود مسافر، اگر مسافر میزان تخریب درونی خود را بشناسد با راهنما و حتی با خودش صادق باشد، به لذت درمان میرسد فرمانبردار میشود، به مسیر و کنگره ایمان پیدا میکند و به رهایی میرسد.
مرزبان همسفر لیلا:
در واقع در کنگره یاد گرفتهام؛ مهمترین موانع درمان در کنگره60؛ اصلیترین آنها نیروهای منفی و بازدارنده است و دیگری بینظمی؛ بینظمی در خواب شبانه، عدم اعتماد به نفس و عدم تحرک جسمی است.
بفرمایید چرا بعد از رهایی و درمان قطعی هنوز هم در کنگره حضور دارید؟
مرزبان همسفر فرحناز:
کنگره موهبتی است که خداوند برای من رقم زده است، مهمترین دلیل ماندگاری من در کنگره خدمت، خدمت و خدمت است؛ چرا که انجام خدمت مرا مجبور میکند که بدون نقزدن، بدون اجازهدادن به نیروهای نفسانی، از عقل خود فرمانبرداری کنم، در انجام خدمت بود که فهمیدهام تنها چیزی را میتوانم به درستی درک و احساس کنم که؛ آن را از صمیم قلب دریافت کرده باشم.
مرزبان همسفر لیلا:
دیگران کاشتهاند ما خوردهایم، ما میکاریم دیگران بخورند؛ اطلاعات در مورد درست زندگی کردن و جهانبینی، عمقی به اندازه دریا یا شاید فراتر از عمق دریا دارد، باید ماند و آموزش گرفت برای بهتر زندگی کردن.

بفرمایید شما چه تعریفی از جایگاه مرزبانی دارید و ویژگی یک مرزبان برای انجام وظایفش چیست؟
مرزبان همسفر فرحناز:
جایگاه مرزبانی؛ عشق، محبت و مسئولیتپذیری است، برای یک خدمتگزار؛ قوانین «تعریفشده» میباشند، نه صرفا یک وظیفه اجباری، من با وجود ترسها و اضطرابها در مسیری قرار میگیرم که باید طبق ضوابط خدمت کنم بسته به اتفاقاتی که در مسیر رخ میدهد.
مرزبان همسفر لیلا:
تعریف من در رابطه با این موضوع این است که؛ اول از همه این که خدمت مرزبانی یک برکت است و یک فرصت خدمت به امثال خودمان، این که در این فرصت خودمان را محک بزنیم که چقدر آموزش گرفتهایم و در مقابل هر رفتار و اخلاقیات چه واکنشی نشان بدهیم، ویژگی یک مرزبان از دیدگاه من؛ در انجام وظایفش باید صبور باشد، دستی پر از عشق و محبت داشته باشد، که با هر فردی در کنگره روبهرو
میشود، مشتی از آن عشق و محبت را به آن فرد هدیه کند؛ یک آرامشی داشته باشد که با در آغوش کشیدن تازهوارد آن هم این انرژی و آرامش را دریافت کند؛ به نظر من قوانین را هم میشود محترمانه اجرا کرد.
اگر مایلید برای ما از بازتاب خدمتی که در کنگره انجام میدهید در زندگیتان بفرمایید؟
مرزبان همسفر فرحناز:
من در مراحل مختلف زندگی از طریق خدمت آموزش دیدهام، بازخورد خدمت خود را به دو بخش تقسیم میکنم، نخست؛ بازخورد در احساسات، افکار، گفتار، کردار و آرامش قلبم که وصفناپذیر است دوم؛ بازخورد در زندگی که از آن قدردانبودن را آموختهام، من آموختهام که گاهی بهترین حرکت، سکوت است و گاهی سخن با کسانی که خداوند در مسیرم قرار داده است، توکل و مهربانی را آموختهام و یاد گرفتهام که شنوندهای خوب باشم هر کجا که هستم؛ چه در شکست و چه در خدمت، فرصتی است برای شناخت خود و انسان شدن.
مرزبان همسفر لیلا:
من شخصا هر کاری را که تا به الان در هر جایگاهی در کنگره انجام دادهام، با عشق به خدا و آقای مهندس انجام دادهام؛ و خدا را شکر روزبهروز برکتهای فراوانی وارد زندگیام میشود؛ شبیه یک معجزه که برای اعضای خانوادهام قابل درک نیستند، بعضی اوقات به خود میگویم خداوند خدمت در کنگره را برای من صد برابر جبران میکند؛
خدمت اگر خالصانه باشد، خداوند جوری جبران میکند که در ذهنت هم نمیگنجد.

بفرمایید به نظر شما همسفر تا چه اندازهای میتواند در سفر مسافر نقش داشته باشد؟
مرزبان همسفر فرحناز:
نودونه درصد موفقیت و رسیدن به رهایی به خواست و مسئولیتپذیری خود مسافر بستگی دارد؛ اگر مسافر موانع درونی خود را حذف کند به رهایی میرسد، همسفر نیز باید کنگره را نعمتی برای آرامش خود و خانوادهاش بداند، نقش همسفر حمایت از مسافر با حس خوب و دلگرمی است، او باید بداند که تغییر یکشبه اتفاق نمیافتد و باید با صبوری در کنار مسافر باشد.
مرزبان همسفر لیلا:
تجربهای که در کنگره کسب کردهام، بهترین کمک به مسافر؛ رهاکردن مسافر است و این که ما با آموزشهای کنگره، روی خودمان کار کنیم و طبق آموزشهای کنگره پیش برویم؛ زمانی که طبق آموزش پیش برویم، همیشه در جلسات و در لژیون حضور داشته باشیم، این بهترین کمک به مسافر است، قطعا آرامش ما در سفر مسافر تاثیرگذار است.

صحبت خود را برای همسفرانی که تازه میخواهند این جایگاه را تجربه کنند بفرمایید؟
مرزبان همسفر فرحناز:
خدمت باید با عشق، محبت و در چهارچوب حرمتها پیش برود، اتفاقات در مسیر زندگی برای آموزش و بیداری هستند؛ هر اتفاق چه خوب و چه بد، لایهای از درون ما را میکشد، تا به لایهای دیگر برسیم، مرزبانی؛ یعنی خودشناسی و یافتن خود، یعنی مواجهه با ظاهر و باطن بدون قضاوت، با روحیهای آغشته به حس خوب در حین خدمت، اگر مشکلی پدید آید باید در همان ابتدا برای رفع آن اقدام کرد و سلسله مراتب را رعایت نمود، گاهی گمان میکنیم با زورزدن و سرعت بخشیدن به کار تغییر ایجاد میشود، اما من آموختهام که باید صبر کرد، گوش به فرمان بود و با ذهن خود حرکت نکرد، اگر از قوانین تعدی کنم؛ در نهایت با حال بد روبهرو خواهم شد.
مرزبان همسفر لیلا:
اولین چیز نظم در جایگاه است و جدی گرفتن جایگاه با توجه به قوانین کنگره60، برگ برنده در هر جایگاه این است که؛ تجربه کسب کنیم و بدترین چیز منیت است، این که این را به یاد داشته باشیم در هر جایگاه که هستیم و هر قوانینی که دارد، به بزرگتر از خودمان احترام بگذاریم، مواظب باشیم در حال تذکر قوانین با چه لحنی و چه کلماتی استفاده میکنیم؛ بهترین صلاح در هر جایگاه و مقامی، عشق و محبت به مخلوق خداست؛ زمانی که این صلاح پر باشد برد کردهاید، هم از طرف خدا و هم از طرف بنده خدا.
برای ما میفرمایید اکنون که به پایان این جایگاه خدمتی رسیدهاید این جمله که میگوید پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است یعنی چه؟
مرزبان همسفر فرحناز:
پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است؛ این یعنی امید به آینده و این باور که در این دنیا هیچ پایان مطلقی وجود ندارد این جهان، گذرگاهی است؛ برای عبور از مرحلهای به مرحله دیگر.
مرزبان همسفر لیلا:
اگر دورهای تمام شود، دورهای دیگر آغاز میشود؛ اگر روزی به پایان برسد، روز دیگری آغاز میشود، نکته مهم این است که؛ کیفیت پایان در کیفیت آغاز نقش مهمی دارد.
صحبت آخر؛
مرزبان همسفر فرحناز:
از خداوند متعال، آقای مهندس و خانواده محترم، که با تدبیر و الطاف ایشان، این شرایط برای من فراهم شده است، صمیمانه سپاسگزارم، همچنین از مسافرم که به واسطه او در کنگره حضور دارم، از راهنما همسفر عاطفه که محبت، آرامش و بیحاشیه بودن ایشان در مسیر کنگره برایم بسیار ارزشمند و رهگشا بود و از ایجنتهای محترم همسفر سمیه، همسفر زینب و همچنین همسفر لیلا که خدمت در کنار ایشان سرشار از آموزش و حس خوب بوده است، تشکر میکنم خدا قوت به خدمتگزاران سایت و سپاس
و سپاس از شما که این موقعیت را فراهم آوردهاید.
ما ز هر صاحبدلی، یک رشته فن آموختیم
عشق از لیلی و صبر از کوهکن آموختیم
گریه از مرغ سحر، خودسوزی از پروانهها
صد سرا ویرانه شد، تا ساختن آموختیم
مرزبان همسفر لیلا:
از همه کسانی که به من رای دادهاند، که این جایگاه و خدمت را تجربه کنم سپاسگزارم، حرف آخر من این است که؛ خدمتکردن یک لطف از طرف خداوند به مخلوق است، برگ برنده دست کسی است که غرق در جایگاه نشود؛ به اعتقاد من در هر جایگاه مواظب باشیم دل کسی را با حرفی یا کلامی نشکنیم، وگرنه در آن جایگاه هیچ سودی نه از طرف خدا کردهای و نه از بنده خدا؛ من مشکلات زیادی داشتهام، اما زمانی که وارد مرزبانی میشدهام همه را پشت در میگذاشتم و دلبهدل بچهها دادهام، تا که مبادا جایی دل کسی را برنجانم، وگرنه تمام زحمت من پوچ میشد؛ از تمام کسانی که در این جایگاه به من کمک کردهاند سپاسگزارم.
طراحسوالات و مصاحبهکننده: همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیوندهم)
عکاس: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر مولود (لژیونیازدهم)
ارسال: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر مولود (لژیونیازدهم) نگهبانسایت
همسفراننمایندگیاروندآبادان
- تعداد بازدید از این مطلب :
128