جلسه یازدهم از دوره هفتم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره۶۰ نمایندگی سیرجان به استادی مسافر رسول، نگهبانی مسافر علیرضا و دبیری مسافر روحالله با دستور جلسه «دانایی، داناییمؤثر و سواد» روز سهشنبه 10 شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز بهکار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه این هفته «دانایی، دانایی مؤثر و سواد» است؛ موضوعی که خود من تأثیر زیادی از آن گرفتهام. به قول استاد امین، مشکلات ما از زمانی شروع شد که فکر کردیم خیلی میدانیم و خیلی دانا هستیم. گاهی همان دانستههای ما باعث میشوند مسیر اشتباهی را انتخاب کنیم.
زمانی به من میگفتند با فلانی رفتوآمد نکن، اما من میگفتم خودم بهتر میدانم. دقیقاً همان افرادی که به من هشدار میدادند، درست میگفتند، ولی من توجهی نمیکردم. یک روز به خودم آمدم و دیدم با همان افرادی که نباید همراه میشدم، همراه شدهام و در نهایت به مصرف مواد و الکل گرفتار شدم. آنجا فهمیدم مشکلات از جایی شروع میشود که انسان تصور میکند خیلی میداند.
به قول آقای مهندس، «اول ندانی را بدان تا بدانی را بدانی». یعنی ابتدا باید قبول کنم که نمیدانم. زمانی که پذیرفتم نمیدانم، میتوانم به راهنما اعتماد کنم و آموزش بگیرم. قبل از ورود به کنگره هیچوقت قبول نداشتم که چیزی را نمیدانم و همیشه تصور میکردم خیلی دانا هستم، اما با ورود به کنگره متوجه شدم چقدر نیاز به آموزش دارم.
در کنگره یاد گرفتیم که دانایی یک مثلث است و سه ضلع آن «تفکر، آموزش و تجربه» است. برای مثال، اگر بخواهم کاری را شروع کنم، ابتدا درباره آن تفکر میکنم، سپس تحقیق و پرسوجو میکنم که بخش آموزش است و بعد وارد عمل میشوم. نتیجهای که از انجام آن کار به دست میآورم، تبدیل به تجربه میشود. زمانی دانایی رشد میکند که این سه ضلع در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
داشتن سواد به معنای دانایی نیست. ممکن است یک فرد در رشته تخصصی خود بسیار باسواد و توانمند باشد، اما این موضوع به این معنا نیست که در تمام مسائل زندگی دانا است. ممکن است فردی در تخصص خودش دانش زیادی داشته باشد، ولی نحوه صحیح برخورد با دیگران را نداند. بنابراین دانایی فقط به سواد و مدرک تحصیلی مربوط نمیشود.
به قول آقای مهندس انسان دانا کسی است که بتواند حتی دشمنان خود را به دوستانش تبدیل کند. هرچه دانایی ما بیشتر شود، زندگی کردن برای ما راحتتر میشود. قبلاً تصور میکردیم برای داشتن یک زندگی خوب فقط باید کار کنیم و پول به دست بیاوریم، اما امروز متوجه شدهایم اگر پول زیادی داشته باشیم ولی دانایی نداشته باشیم، حتی ممکن است همان پول باعث تخریب بیشتر ما شود. مهم این است که در کنار به دست آوردن پول، دانایی لازم برای استفاده درست از آن را نیز داشته باشیم.
خود من زمانی به دنبال گنج میگشتم و حتی به قبرستانها میرفتم و فکر میکردم با پیدا کردن گنج میتوانم یکشبه پولدار شوم. امروز متوجه شدهام که این رفتار نتیجه نادانی من بود. حتی اگر آن گنج را پیدا میکردم، با همان میزان نادانی ممکن بود پول بیشتر، مشکلات بیشتری برای من ایجاد کند. بنابراین دانایی به ما کمک میکند مسیر درست را پیدا کنیم و از امکاناتی که در اختیار داریم، درست استفاده کنیم.
به نظر من دانایی باید آنقدر در انسان رشد کند که اتفاقات کوچک نتوانند او را بههم بریزند. ممکن است کسی در خیابان بوق بزند یا رفتار نامناسبی داشته باشد؛ اگر با کوچکترین اتفاق کنترل خودمان را از دست بدهیم، نشان میدهد هنوز باید روی دانایی خود کار کنیم.
دانایی نیز چیزی نیست که یکبار به دست بیاوریم و تصور کنیم دیگر همهچیز را میدانیم. زندگی همیشه مسائل و مشکلات جدیدی را پیش روی ما قرار میدهد و ما باید همچنان در مسیر آموزش و کسب دانایی حرکت کنیم تا بتوانیم با شرایط جدید درست برخورد کنیم.
.jpg)
عکاس: مسافر ناصر
ارسال: مسافر حمید
- تعداد بازدید از این مطلب :
35