مرزبان همسفر مرضیه
دستور جلسه این هفته ارتباط مستقیم با جهانبینی دارد قبل از اینکه وارد کنگره ۶۰ شوم همیشه فکر میکردم هرچه سواد بیشتر شود و مدرک تحصیلی بالاتری انسان داشته باشد داناتر است و زندگی بهتری برای خود درست میکند؛ اما با ورود به این مکان فهمیدم دانایی از یک مثلث تشکیل شده است. انسان دانا انسانی است که به فرمان عقل نزدیک شده است، که شامل تفکر تجربه و آموزش است و خواستههای نامعقول را کنار گذاشته است در این حالت از او اشتباهی سر نمیزند؛ اما اگر در تشخیص ماهیت خواستهها دچار اشتباه شوند ممکن است از او اشتباهی سر بزند باید این سه ضلع همسان با هم رشد کند تا انسان به دانایی موثر برسد.
در مقابل مثلث دانایی مثلث جهالت است که شامل ترس، ناامیدی و منیت است که هر کدام جلوی یکی از اضلاع دانایی را میگیرد. من قبل از ورود به کنگره ترس و ناامیدی داشتم خیلی ناامید بودم و همیشه فکر میکردم دیگر به آخر خط رسیدم، دیگر نمیتوانم زندگی کنم و همیشه خودم را سرزنش میکردم فکر فکر میکردم برای من زندگی تمام شده است و استرس عجیبی داشتم همیشه تپش قلب داشتم وقتی به کنگره آمدم و آموزشها را گرفتم ترس را کنار گذاشتم، تفکر کردن را یاد گرفتم و از تجربیات راهنمایان استفاده کردم تا این نادانی را به دانایی موثر تبدیل کنم.
رفتارها و انتخابهای ما نشانه دانایی ماست پس دانایی به سواد نیست، به تمدن هم نیست مثل لباس که نشانه انسان نیست بلکه انسان باید اندیشید؛پس به سوی ارزشها، آرامش، زندگی، زیباییها و شناخت دنیای درون و بیرون شروع به حرکت کنیم.
راهنمای تازهواردین همسفر لیلا
اصولاً سواد با تحصیلات مرتبط است؛ ولی دانایی که به معنای تشخیص ماهیت خواستهها در هر شکل و لباس است.
اگر میزان دانایی کم باشد در تشخیص دچار اشتباه میشویم و این امر همان نادانی است.
دانایی چگونه به دست می آید؟ دانایی از سه ضلع تفکر، تجربه و آموزش تشکیل شده است اگر هر سه ضلع این مثلث به یک اندازه رشد کنند به دانایی موثر میرسیم، یعنی تفکر کنیم و به همان اندازه آموزش بگیریم و به همان اندازه تجربه و عمل کنیم.
در کنگره یاد گرفتیم که سواد نشانه دانایی نیست، مثلاً: شخصی در داروسازی سواد بالایی دارد در واقع داروساز است؛ اما به جای تولید دارو مواد مخدری مثل: شیشه و انواع قرصهای روانگردان تولید میکند که زندگی هزاران نفر را به نابودی میکشاند، این شخص در رشته خود با سواد است؛ ولی به دانایی نرسیده است. یکی با سوادش به انسانها کمک میکند و دیگری با سواد خود زندگی انسانها را نابود میکند. پس نتیجه میگیریم سواد به معنای دانایی نیست.
علم و سواد باید مثل نور در تاریکی باشد نه این که انسانها را به تاریکی مطلق بکشاند.
انسان تا زمانی که از رنجها و گذرگاههای سخت عبور نکند هرگز به دانایی نمیرسد. دانایی به معنی یادگیری چگونه زندگی کردن است و دانایی ما موقعی به دانایی موثر تبدیل میشود که سه ضلع: تفکر، تجربه و آموزش به طور مساوی رشد کرده باشند. دانایی به سواد و به تمدن نیست مثل انسان به لباس پوشیدن هم نیست، بلکه باید انسانی اندیشید.
مرزبان همسفر صدیقه
میزان دانایی، به سواد و به تمدن نیست، به انسانی اندیشیدن است، یعنی: انسانی دانا است که درست یا غلط بودن موضوعی را بتواند تشخیص بدهد، به طرف ارزشها برود و از ضد ارزشها دوری کند، یعنی: بتواند راه درست و یا غلط را تشخیص بدهد.
میزان دانایی شخص ربطی به سواد او ندارد. شخص دانا باید اجزای این مثلث را داشته باشد که متشکل شده است از تفکر، تجربه و آموزش که این سه ضلع مثلث همگی باید به یک اندازه رشد کند تا شخص به دانایی موثر برسد.
دانایی موثر یعنی: اطلاعات یا تفکرات درستی را که فرد دارد بتواند به اجرا در بیاورد و بتواند ماهیت خواستههای نفس را تشخیص دهد و قبل از انجام دادن هر کاری تفکر کند و به درست و غلط بودن آن فکر کند.
از تجربههایی که داشته است کمک بگیرد و اگر نیاز به آموزش داشت آموزش بگیرد و بعد، آن کار را به درستی انجام دهد، در این صورت میتوان گفت که این دانایی دانایی موثر بوده است و در راه درست و جای درست به کار گرفته شده است.
در کنگره ۶۰ که راهنمایان در مورد اعتیاد خود به دانایی موثر رسیدهاند، یعنی اول تفکر کردهاند، آموزش دیدهاند، تجربه کسب کردهاند و همان راه را به رهجویان خود منتقل میکنندو هر رهجویی اندازه ظرفیت ظرف خودش از این آموزشها برای درمان خودش استفاده میکند. من همسفر میدانم که غیبت بد است این میشود دانایی، اگر روی خود، اندیشه خود و رفتار خود کار کنم و بتوانم غیبت نکنم، تجسس نکنم و در مورد غیبت کردن به دانایی موثر برسم و آن را اجرایی کنم، در کنگره آموزش دیدهام که غیبت چه اثرات منفی روی جسم میگذارد به همین دلیل از آن دوری میکنم.
راهنمای تازهواردین همسفر گلی
دستور جلسه در مورد دانایی، دانایی موثر و سواد است که دانایی شامل سه بخش میشود آموزش، تفکر و تجربه که یعنی: اگر آموزش ببینیم یکسری مطالب را یاد میگیریم که در اینجا دانایی به آن اطلاق نمیشود، وقتی دانایی تلقی میشود که هم تفکر کرده باشیم و هم تجربه.
ما در کنگره یاد گرفتیم که دانایی به سواد نیست به لباس پوشیدن هم نیست باید انسانی اندیشید و کسی که دانایی داشته باشد حسرت مال دیگران را نمیخورد، غیبت نمیکند، تهمت نمیزند و در کار دیگران تجسس نمیکند؛ پس انسان دانا از کارهای ضدارزشی دوری میکند.
ممکن است انسانهایی باشند که سواد بیشتری هم دارند؛ ولی انسانهای بیادب هستند و انسانهایی هم هستند که سواد چندانی ندارند ولی خیلی با ادب و با احترام هستند به همین دلیل است که آقای مهندس فرمودند: که دانایی به سواد نیست به انسان بودن است.
در کنگره یاد می گیریم که به هیچکس از بالا نگاه نکنیم، همه را دوست داشته باشیم، با محبت رفتار کنیم و برای کمک به سایر انسانها باید دانایی خود را به دانایی موثر تبدیل کنیم یعنی: آموزش بگیریم و آموزشهایی که گرفتیم را کاربردی کنیم تا بتوانیم از دانایی بالاتری برخوردار شویم.
امیدوارم بتوانیم مثل خورشید، ماه، درختان، گیاهان و ستارگان محبت ما هم بیمنت باشد و از خداوند متعال میخواهم که من هم بتوانم از آموزشهایی که فرا میگیرم دانایی خود را به دانایی موثر تبدیل کنم.
رابط خبری: مرزبان خبری همسفر صدیقه
ویرایش و ارسال: همسفر وجیهه نگهبان سایت
نمایندگی همسفران ساوه
- تعداد بازدید از این مطلب :
94