جلسه سوم دوره سی وچهارم کارگاههای آموزشی، خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی سهروردی اصفهان به استادی مسافر مهدی، نگهبانی مسافر اصغر و دبیری مسافر علی اصغر با دستور جلسه «دانایی، دانایی موثر و سواد» سهشنبه 10شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر میکنم که امروز هم توانستم در جلسه کنگره حضور یابم و در جمع دوستانِ پرمهر قرار بگیرم. از آقا جهانگیر تشکر میکنم که به من اجازه خدمت دادند. موضوع صحبت امروز درباره «دانایی» و «دانایی مؤثر» است. دانایی به معنی یادگیریِ قوانینِ چگونه زیستن است؛ به عبارت دیگر، دانایی قدرتِ تشخیصِ ماهیتِ خواستههای خودمان است.
اگر بخواهم از گذشته خودم بگویم، آن زمان که در دوران مصرف بودم، دانایی داشتم؛ اما داناییِ من در جهتِ کارهای ضدارزشی بود. مثلاً مینشستیم کنار کسی که داشت شیره درست میکرد و با دقت نگاه میکردیم که چطور این کار را انجام میدهد. یعنی در ضدارزشها میخواستیم بهترین باشیم و مهارت کسب میکردیم.
اما وقتی به کنگره آمدیم، یاد گرفتیم که تحتِ آموزشهای صحیح به دانایی برسیم؛ دانایی که سه ضلع دارد: آموزش، تفکر و تجربه. ضلعِ اول، آموزش است. ما در کنگره با گوش دادن به سیدیهای آقای مهندس و نوشتنِ آنها، آموزش میگیریم؛ اما اگر این آموزشها را عملی نکنیم و به حرکت در نیاوریم، فایدهای نخواهد داشت. اینکه فقط بدانی، کافی نیست؛ اگر چیزی را که آموزش میبینی اجرایی نکنی، یعنی در جا زدهای.
در مورد «تفکر» نیز باید بگویم فرقی نمیکند در کنگره باشیم یا بیرون از آن؛ در هر صورت برای یادگیری، باید معلم خوبی داشته باشیم. در کنگره راهنماها این نقش را دارند. نیروهای القای منفی و ضدارزشها همهجا هستند و ما باید آنها را بشناسیم، دربارهشان تفکر کنیم و بسنجیم که آیا کاری که میخواهیم انجام دهیم، درست است یا خیر.
البته در مرحله دانایی هم انسان ممکن است اشتباه کند؛ نمیتوان گفت تمام کسانی که دانا هستند، هرگز اشتباه نمیکنند. اما وقتی به «دانایی مؤثر» میرسیم، اشتباهات کمتر میشود. آقای امین در جهانبینی میگویند مثلث دانایی باید متساویالاضلاع باشد؛ یعنی هر سه ضلع آن باید با هم رشد کنند.
وقتی به دانایی مؤثر میرسی، یعنی به فرمانِ عقل نزدیک میشوی و وقتی به فرمان عقل نزدیک شدی، دیگر کارهای ضدارزشی و نامعقول انجام نمیدهی. دانایی مؤثر حتماً باید سه ضلعِ متوازن داشته باشد. اگر یک ضلع بزرگتر شود، مثلاً آموزش ببینی و تجربه هم داشته باشی، اما تفکر نکنی، یا تفکر و تجربه داشته باشی ولی آموزش نبینی، به دانایی مؤثر نمیرسی. حتماً باید این سه ضلع با هم رشد کنند.
در مورد «سواد» هم باید گفت که سواد، لزوماً به معنای دانایی نیست. انسانهایی هستند که خیلی باسوادند، اما از انسانهای بیسواد نادانترند. مثلاً پزشکی را در نظر بگیرید که فوقتخصص دارد اما سیگار مصرف میکند؛ در حالی که هیچکس مثل پزشکان از عوارض و ضرر سیگار آگاهی ندارد.
پس سواد دلیل بر دانایی نیست؛ البته که سواد در دانایی تأثیر دارد، اما یک پیرزن ۸۰ ساله که سواد خواندن و نوشتن هم ندارد، گاهی آنقدر داناست که میتواند یک طایفه را مدیریت کند. در مسیرِ دانایی، نیروهای منفی همیشه ما را دنبال میکنند؛ حتی در مرحله دانایی مؤثر هم دست از سر ما برنمیدارند. بنابراین ما باید همیشه با تفکر و آموزشهایی که دیدهایم، پیش از انجام هر کاری اول فکر کنیم و بعد حرکت کنیم.
.jpeg)
ضبط صدا: مسافر فرزاد ل۲
تایپ: مسافر وحید ل۱۵، مسافر داوود ل11
تنظیم و ارسال: مسافر جواد (نگهبان سایت)
سایت مسافران شعبه سهروردی اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
129