جلسه نهم از دوره سیوهشتم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰، نمایندگی وحید به استادی همسفر نوشین رهجوی راهنما همسفر اعظم، نگهبانی همسفر خدیجه و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه «دانایی، دانایی مؤثر، سواد» روز سهشنبه 10 شهریورماه 1405 ساعت 16:00 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکر هستم که در این جایگاه قرار گرفتم. از نگهبان جلسه بسیار سپاسگذارم که این مسئولیت را به من دادند که در این جایگاه قرار بگیرم تا بیاموزم. دستور جلسه ما درباره دانایی، دانایی مؤثر و سواد است. دانایی تشخیص ماهیت خواستهها در هر شکل و لباس است؛ یعنی ما بتوانیم به قدرت تشخیص برسیم تا بتوانیم خواستههای معقول و غیرمعقول نفس را از هم تشخیص بدهیم و قبل از اینکه به آنها بپردازیم بتوانیم آنها را تجزیه و تحلیل کنیم. مثلث دانایی از سه ضلع: تفکر، تجربه و آموزش تشکیل شدهاست که هر سه ضلع این مثلث بهصورت مساوی و یکسان رشد کرده است؛ یعنی نه زیادتر و نه کمتر.
تفکر یعنی ما بتوانیم از یک مبدأ به مبدأ دیگری برویم؛ یعنی از مجهول به سمت معلوم برویم و این فقط با قدرت عقل امکانپذیر است؛ بنابراین زمانیکه تفکر و دانایی با کمک عقل در ما بهوجود بیاید آنگاه میتوانیم به تعادل برسیم. رسیدن به تعادل در این است که خواستههای معقول و غیرمعقول ما چه چیزهایی هستند؛ وقتی بتوانیم خواستههای خود را بهدرستی تشخیص دهیم، در حقیقت به تکامل عقلی دست یافتهایم. اما تکامل عقلی چیست؟ توانایی بررسی و حل مسائل و مشکلات پیشِ رو. این تکامل عقل است که زمینهساز شکلگیری دانایی میشود.
تجربه نیز یکی دیگر از اضلاع مثلث است، تجربه رویدادی است که نیمی از وجود ما یا با کل وجود خود، آن را حس میکنیم. زمانیکه ما داریم تجربه میکنیم با دنیایی از احساسات طرف هستیم و تجربه با حس کاملا در ارتباط است. همچنین آموزش هم راهی است که دیگران پیمودند و در این مسیر قدم برداشتند و در یک مقوله خاص به دانایی رسیدند؛ برای مثال: راهنماهای کنگره60 در مسیر اعتیاد قرار گرفتند، تجربه کردند و توانستند این آموزشها را در اختیار ما قرار بدهند و مسیر را برای ما باز کردند. ما باید در این مسیر بتوانیم آموزشهای خود را بهصورت عملی و دانایی مؤثر بکار ببریم.
در دانایی مؤثر تمام اضلاع باید به یک اندازه رشد کنند، ما در تفکر خود میدانیم که دروغگفتن، غیبتکردن و فریبدادن یا امثال آنها کار بدی است و این جزء دانستههای ما محسوب میشود؛ یعنی زمانی ما میتوانیم دانستههای خود را تبدیل به دانستههای مؤثر کنیم که آنها را در زندگی خود کاربردی کرده باشیم. در اینصورت نباید به آنها عمل کنیم؛ یعنی دروغ نگوییم، تهمت نزنیم تا در مسیر مستقیم تزکیه و پالایش قرار بگیریم. برای اینکه ما بتوانیم سه ضلع این مثلث را به یک اندازه رشد بدهیم و تقویت کنیم، باید از ترسهای خود عبور کنیم.
آقای مهندس در کتاب60 درجه میگویند: ترس، تفکر را میخورد و در حقیقت مثل غذای فاسد میماند که قابل خوردن نیست. پس ما باید از ترسهای خود عبور کنیم تا بتوانیم به آن تفکر که باارزش و قابل برداشت است برسیم. بهدلیل اینکه تجربه با حس در ارتباط است ما باید ناامیدی و ترس را از خود دور کنیم. در قسمت آموزش هم باید بتوانیم از منیتهای خود دور شویم. انسانی که منیت دارد نمیتواند آموزش بگیرد، همیشه خودش را بالاتر از دیگران میداند و نمیتواند برای خودش در مسیر آموزش، استاد و راهنمایی انتخاب کند. سواد دانسته ما است؛ یعنی آنچه که ما آموختیم و پرداختیم، جزء دانایی ما حساب نمیشود؛ بنابراین الزاماً هر انسان دانا و باسوادی نمیتواند انسان دانایی باشد و برعکس هر انسان بیسوادی هم، نمیتواند انسان نادانی باشد.

مرزبان کشیک: همسفر لیلا و مسافر مرتضی
تایپیست: همسفر مائده رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون ششم)
عکاس: همسفر نازیلا رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر شهرزاد مرزبان خبری
همسفران نمایندگی وحید
- تعداد بازدید از این مطلب :
233