چهارمین جلسه از دوره دوم جشن هفته دیدهبان کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی کمالالملک به استادی دیدهبان محترم سرکار خانم شهره آذرپور و نگهبانی ایجنت محترم همسفر خانم زینب و دبیری مسافر سعید با دستور جلسه «هفته دیدهبان»در روز شنبه 7 شهریورماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷:۰۰شروع به کار کرد.
.jpg)
سخنان استاد:
تشکر میکنم از ایجنت و مرزبانها که به من اجازه دادند در کنار شما باشم آموزش بگیرم و خدمت کنم.
در مورد دیدهبانها همانطور که بعضی از شما عزیزان میدانید که چه طور شکل گرفته است، میدانیم آقای مهندس اولین دیدهبان بعد دیدهبانهای بعدی انتخاب شدند، چون ساختار کنگره طوریست که نیاز دارد که به لحاظ گستردگی، تعداد زیاد نمایندگی و همینطور اعضای زیاد، نیاز هست که رسیدگی بشوند و دیدهبانها بروند به نمایندگیها سر بزنند و اعضا با آنها آشنا بشوند.
شورای دیدهبانها که هر ماه برگزار میشود و در آنجا قوانین نوشته میشود، توسط آقای مهندس و همینطور دیدهبانها تا دیگر قوانین داده به سایر شعبات الحاق شود تا بتوانند در آنجا اجرا بکنند و باآن اصول و قوانین همه نمایندگیها با هم یک دست کار بکنند.
همین قوانین و حرمتها است که باعث میشود کنگره این نظم را داشته باشد و در نمایندگیها این قوانین توسط مرزبانها اجرا میشود.
در سال ۸۲ بود که وارد کنگره شدم به همراه مسافرم آن زمان تعداد خیلی کم بود و دو نمایندگی وجود داشت.
آن زمان شرایطی بود که هنوز خیلی کنگره شناخته نشده بود که بتواند نمایندگیهای زیادی احداث بشود ولی کم کم و به تدریج با تفکر آقای مهندس کنگره سال به سال گستردهتر شد.
چون خود آقای مهندس مصرف کننده بود توانست به درمان برسد و روش تدریجی و دی اس تی را اجرا و ابداع کرد خودشان اولین کسی بودند که به رهایی رسیدند و بعد هم در اختیار خانوادهها قرار داد تا مسافرانشان بیایند و به درمان برسند، من هم خانوادهام درگیر اعتیاد بود و برایمان راه باز شد.
الان همه در جمع قرار گرفتهایم همهی ما در یک گروه هستیم تا بتوانیم به همدیگر کمک کنیم و نیاز است که من و خانوادهام آموزش ببینم.
اولین دیدهبان گروه خانواده خانم آنی بزرگ هستند که توانستند این گروه خانواده را شکل بدهند، ایشان صلاح دیدند که باید گروه خانواده هم آموزش ببینند چون وقتی که همسفر و مسافر در کنار همدیگر هستند میتوانند این مسیر را به خوبی طی بکنند و در زندگیشان آسایش و آرامش را بیابند.
به همین خاطر گروه خانواده و لژیونها شکل گرفتند و کم کم مسافرها آمدند و به درمان رسیدند.
شما که چند سال است آمدهاید باید بدانید که کنگره چه جوری شکل گرفته است و خیلی کسانی بودند که زحمت کشیدند در این راه، راه را باز کردند و این چراغ که گفته میشود چراغ راه کنگره، روشن است.

ما نیز باید فکر آیندگان باشیم آیندگانی که نیاز دارند به این مکان و کنگره تا به درمان برسند؛ اینها را آقای مهندس با تفکرشان ایجاد کرده است و الان به دنبال درمان اعتیاد احیای خانواده نیز انجام میشود.
مسافرانی که امروز درمان میشوند و چه آنهایی که در آینده می آیند چه برای درمان اعتیاد چه درمان چاقی و لاغری که با متد DST انجام پذیر میشود، اینها لطف و محبت خداوندست که در اختیار ما گذاشته است.
آقای مهندس هم تنها برای خودش نخواست و ما هم باید همینطور باشیم و به فکر دیگران هم باشیم که بتوانند بیایند و از این بستر استفاده بکنند و کنگره به من آموزش داد به من یاد داد که چگونه بتوانم رفتار بکنم، چگونه بتوانم با یک مسافر برخورد بکنم، چون خیلی مهم هست که مسافرها همسفرانشان در کنارشان داشته باشند.
مسافر و همسفر مثل دو کفه ترازو هستند نمیشود یکی بالا باشد و دیگری پایین که اگر باشد باز هم اختلاف هست.
اگر همسفران بتوانند در کنار مسافرنشان باشند خیلی راحت میتوانند سفر را طی بکنند، همسفر باید در کنارش آموزش بگیرد در این سفر کنارش باشد مثل یک بال پرواز اگر یک بال ضعیف باشد و نتواند پرواز کند این مسافر به مقصد نمیرسد و نمیتواند به سفرش ادامه بدهد.
در جهان بینی۲ باید آموزههای آن را در زندگی کاربردی کنم و قوانین زندگی کردن را یاد بگیرم چون زندگی یک بازی است؛ ما در آنجا نقشهای زیادی داریم به عنوان یک همسر فرزند به عنوان یک خواهر که من باید قوانین آن زندگی کردن را بلد باشیم تا نه به خودم آسیب بزنم و نه به دیگران چون ما خانوادهها آسیب دیده هستیم.
پس اگر من بلد باشم بیایم به کنگره و آموزش بگیرم میتوانم کمک بکنم و همراه باشم پس به خاطر همین است که همسفر و مسافر باید در کنار یکدیگر باشند و حرکت بکنند کنگره فقط آموزش است ،کنگره دارد به من زندگی کردن یاد میدهد کنگره در اصل یک زندگی دوباره به ما داد زنده شدیم چون ما خانوادههای مصرف کننده اصلاً نمیتوانستیم کنار یکدیگر باشیم ولی به من و به مسافر آموزش داد که بتوانیم آن آسایش و آرامش را در زندگیمان ببریم.

در طول سفر باید فرمانبردار باشیم، فرمانبردار راهنما و در راستای اصول و قوانین کنگره حرکت بکنیم؛ اگر من همسفر بیایم و روی خودم کار بکنم چون زمانی که وارد کنگره میشویم خیلی پریشان هستیم از لحاظ روانی و شاید روزهای اول متوجه نشویم که کنگره چه چیزی به ما میگوید کنگره اصلاً چه چیزی هست ولی رفته رفته میفهمیم که کنگره چه چیزهایی به ما داده است و باید قدردان آقای مهندس خانوادهاش و خانم آنی بزرگ باشیم که تنها برای خودشان نخواستند با سیدیها و جزوهها و این آموزشها این زندگی دوباره را به ما دادن و آموزش گرفتیم که چگونه رفتار بکنیم.












- تعداد بازدید از این مطلب :
362