English Version
This Site Is Available In English

اخبار لژیون ویلیام وایت ـ نمایندگی یاس اصفهان

اخبار لژیون ویلیام وایت ـ نمایندگی یاس اصفهان

اخبار لژیون ویلیام وایت ـ نمایندگی یاس اصفهان

راهنمای لژیون ویلیام وایت: مسافر نیکی
دستور جلسه: «دانایی، دانایی مؤثر و سواد»

سخنان استاد:

سلام دوستان، نیکی هستم یک مسافر.

انسان‌ها کامل نیستند و مسیر تکامل زمان‌بر است. همچنین مراتب نفس، طیف دارد. امروز مطمئنم که نباید هروئین و شیشه بکشم و به این قضیه ایمان دارم، ولی غیبت می‌کنم، این‌ها همه ضد ارزش هستند. حالا یکی سیستم خمر را یک جور دیگر تخریب می‌کند و دیگری به‌صورت دیگری نابودش می‌کند، ولی یک طیف است؛ من یک قسمت در نفس اماره‌ام.

در کاری، نفس اماره به من دستور می‌دهد، مراتب حیوانی انجامش می‌دهد و یک جایی در لوامه قرار می‌گیرم و انجام می‌دهم و بعد پشیمان می‌شوم. گاهی هم اصلاً انجام نمی‌دهم. نمی‌توان گفت من کاملاً در نفس مطمئنه هستم، نه می‌شود گفت اماره و نه لوامه! من در هر زمینه‌ای در یکی از این ابعاد هستم؛ داستان دانایی هم همین‌طور است و در بحث آموزش‌ها نیز به همین صورت.

یک جایی دانایی من، دانایی مؤثر است و در جایی دانایی‌ام، دانایی مؤثر نیست. دانایی یعنی «دانستن». همه ما خیلی چیزها را می‌دانیم، اما این‌که چطور بتوانیم از آن‌ها استفاده کنیم، مسئله است و راحت نیست. می‌دانستم و زندگی‌ام را نابود کردم. هرکسی می‌آمد و هر چیزی به من می‌گفت، می‌گفتم: «من خودم می‌دانم! من می‌دانم!» این آدم، آدم مناسبی نیست، به تو آسیب می‌زند، به تو ضربه می‌زند؛ می‌گفتم: «من خودم می‌دانم چطور است! من خودم می‌دانم باید چه‌کار کنم!» می‌گفتند: «این کار را شروع نکن، تو در این کار مهارت نداری، شکست می‌خوری!» من می‌گفتم: «نه! من خودم می‌دانم، عاقلم، خودم متوجه کارم هستم.»

همیشه با یک کلمه «می‌دانم» چه‌کار کردم؟ در زندگی‌ام تخریب ایجاد کردم! مثلث جهالت چیست؟ ترس، منیت و ناامیدی! در مقابلش مثلث دانایی است: آموزش، تفکر و تجربه. در گذشته که منیت داشتم، به هیچ عنوان نمی‌توانستم آموزش بگیرم؛ باید اول خودم را می‌شکستم و خودِ شخصاً به‌شدت منیت داشتم. روزی روزگاری که به کنگره ۶۰ آمدم، عاشق راهنمایم شدم، ولی از ایشان آموزش نمی‌گرفتم.

فقط دوستش داشتم، اما حسم می‌گفت: «تو بیشتر از ایشان بلدی.» می‌دانید چرا؟ چون من منیت داشتم و فکر می‌کردم خودم بیشتر بلدم و تا آن جایی هم که فکر می‌کردم خودم بیشتر بلدم، چیزی یاد نمی‌گرفتم. ایشان راهنمایی دانا بود. به من گفتند: «سی‌دی منیت را بنویس.» گفتم: «من اصلاً منیت ندارم، منیت در وجود من نیست و من آدم متواضعی هستم.» با این حال، سی‌دی منیت را نوشتم و گوش کردم.

در وجودم حسی مرا به فکر فرو برد. بله، خبرهایی هست و از آن جایی که پذیرفتم من منیت دارم، یواش‌یواش شروع کردم به آموزش گرفتن. پذیرفتم و پذیرش موضوع، خودش نصف راه را کمک کرد. اما امروزه با آموزش صحیحی که گرفتم، در دل تجربه ورود می‌کنم. قبلاً تجربه می‌کردم و ضلع تجربه‌ام بسیار کشیده شده بود، بدون تفکر و آموزش. اگر هم آموزشی بود، آموزش و علم غلط و روش زندگی ناصحیح را آموزش گرفته بودم.

اما آموزش از چه؟ در کنگره ۶۰، آموزش صحیح را از یک معلم دانا با متون آموزشی صحیح گرفتم. با تفکری که یاد گرفتم، در دل تجربه رفتم. می‌گفتم: «من می‌دانم سیگار بد است، دیگر تا این حد؟!» کدام‌یک از ما نمی‌دانست؟! اکثراً می‌دانستیم! شاید یک زمانی خیلی لذت می‌بردیم، ولی هنگامی که جسممان تخریب شد، شخصیتمان مورد هدف قرار گرفت و مسائل دیگر پیش آمد، در همان لحظه متوجه شدیم که سیگار خوب نیست.

نمی‌دانستم و کشیدم و لذت بردم؛ حتی بعد که دانستم، دوباره کشیدم و عذاب کشیدم. آیا دانستن می‌توانست به من کمک کند؟ خیر! چون دانایی، دانایی مؤثر نبود. دانایی‌ای که تأثیرگذار باشد، در من نبود! شب که می‌شد، می‌گفتم این سیگار من را می‌کشد. سرفه می‌کردم در حدی که گلو خون می‌افتاد. صبح یک چشم را باز می‌کردم، دستم تکان می‌خورد، زیرسیگاری و سیگارم را که لمس می‌کردم، چشم دیگرم را هم باز می‌کردم و سیگار روشن می‌کردم تا روشن شوم. اما در بستر آموزش صحیح قرار گرفتم؛ مثلث متساوی‌الاضلاع کوچک که مثلث دانایی است، به مرور زمان با آگاهی، تزکیه، پالایش، تصفیه و آموزش گرفتن، یواش‌یواش بزرگ شد و آهسته‌آهسته شکل گرفت.

گاهی شخص آموزش می‌بیند، سی‌دی می‌نویسد، در لژیون آموزشی حضور دارد و این ضلع آموزش است. آیا تو آن را درست انجام می‌دهی؟ اگر هر سه ضلع مثلث دانایی را درست انجام دهیم، فشاری به ما نمی‌آید؛ فقط کافی است که مسیر را درست کنیم. مسیر را که درست کردیم، یک‌باره می‌بینیم مسئله مصرف مواد مخدر حل شد. نگاه می‌کنیم و می‌گوییم شش ماه است مسئله سیگارم کلاً حل شده؛ چه اتفاقی افتاد؟ تو آمدی، آموزش دیدی، تفکر کردی، تجربه به دست آوردی، انجامش دادی و از پسش برآمدی.

تایپ: مسافر زینب ـ لژیون ویلیام وایت ـ نمایندگی یاس اصفهان
ویرایش: مسافر منا ـ لژیون بیست‌ویکم ـ نمایندگی یاس اصفهان
عکس: مرزبان خبری همسفر مریم
بازبینی و ارسال: همسفر سولماز

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .