English Version
This Site Is Available In English

دانایی؛ ابزاری برای حل مسائل زندگی

دانایی؛ ابزاری برای حل مسائل زندگی

دوازدهمین جلسه از دور نود و دوم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 به استادی راهنمای محترم مسافر علی، نگهبانی مسافر بهروز و دبیری مسافر تقی با دستور جلسه "دانایی، دانایی موثر، سواد" شنبه 7 شهریورماه ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ در ساختمان سیمرغ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان علی هستم یک مسافر خدارا شاکرم که یکبار دیگر قسمت شد تا در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم. از راهنمای خوبم مهدی پورموسی تشکر می‌کنم که با راهنمایی‌های خودشان باعث شدن که به این جایگاه برسم. از ایجنت محترم آکادمی و مرزبان ها کمال تشکر را دارم و از تمامی خدمتگزاران گروه همسفران خانم و همسفران آقا تشکر می‌کنم و سپاسگزارم که این بستر امن را برای آموزش گرفتن مسافران و همسفران آماده می‌کنند. در مورد دستور جلسه اینکه قبل از کنگره اولین چیزی که در مورد دانایی به نظر من می‌رسید سواد بود.فکر می‌کردم هر کس اطلاعات یا سواد بالاتری داشته باشد دانایی بالاتری هم دارد.

در زمینه سواد یک دانایی خاص داریم و یک دانایی عام، در مورد دانایی خاص یک پزشک قطغأ به یک دانایی خاصی رسیده و فطعآ آموزش لازم و تجربه را فرا گرفته است که وقتی بیمار به او مراجعه کرد بهبود پیدا می‌کند و دانایی او به دانایی موثر تبدیل می‌شود. اما یک دانایی عمومی هم داریم که در کنگره جناب مهندس آموزشهای درست زندگی کردن را به من یاد می‌دهد که در واقع بتوانم مشکلاتی که برای من پیش می‌آید را حل کنم. دانایی زمانی به دانایی موثر تبدیل می‌شود که بتوانم با آموزش جهان بینی که فرا گرفته ام مشکلاتی که سر راه من است را حل کنم. وگرنه دانایی‌ تنها به چه درد من می‌خورد؟

دانایی حتمآ باید موثر و کاربردی باشد تا بتوانم مسائل خودم را حل کنم. در واقع کنگره به من ابزار هم داده است که آموزش بگیرم، تفکر کنم و به افکارم جهت درست بدهم. خدارا شکر که ضلع آموزش در کنگره بسیار قوی می‌باشد و همچنین تجربه کردن با خدمت کردن به دست می‌آید. به همین سبب توان‌های از دست رفته من که در چنگ تاریکی گرفتار بود را به دست می‌آورم. یکی از تواناییهای که به دست آوردم، درست و به جا صحبت کردن است. در کنگره آموختم که به جای جرو بحث با صحبت کردن مشکل من حل می‌شود.

حالا مسئله‌ای که اینجا وجود دارد ترس است‌ که دکتر امین در جزوه جهان بینی عنوان می‌کنند که ترس تفکر را می‌خورد من باید با ترسهایم روبرو بشوم و تنها راهش این است که بر ترس خودم غلبه کنم. حالا یکسری ترسها مثل رد شدن از خیابان که تصادف نکنم ترس نگهدارنده و به جا می‌باشد. یکسری ترسها هم بازدارنده هستند. من تفکر کردم، آموزش گرفتم و متن هم آماده کردم درست زمانی که می‌خواهم مشارکت کنم ترس نمی‌گذارد. راه حلش این است که با آن روبرو بشوم و دستم را بالا ببرم و شروع به صحبت کردن بکنم.

مسئله بعدی منیت است که جلوی آموزش را می‌گیرد.من در زمینه کاری خودم فکر می‌کردم که خیلی مهارت دارم و اصلا آموزش پذیر نبودم و تنها نشانه ای هم که داشت این بود که من موفق نبودم. در کنگره یاد گرفتم که منیت را کنار بگذارم تا به صورت نسبی آموزش بگیرم. در واقع دانایی‌ قدرت تشخیص است که من در مسائل مهم بتوانم درست یا غلط بودن مسئله را متوجه بشوم. حالا چه موقعی به درد من می‌خورد؟ موقعی که با دانایی موثر توان حل مسائل را داشته باشم. از اینکه به حرفهای من توجه کردید از همه شما سپاسگزارم.

تایپ: مسافر جلال لژیون هجدهم

عکس و نتظیم خبر: مسافر محمدحسین 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .