رهجوهای راهنما همسفر سعیده (لژیون یک ویلیام) در ارتباط با دستور جلسه نوشتند:
همسفر زهرا
دانایی به سواد بالا داشتن یا لباس زیبا و شیک پوشیدن نیست؛ باید بتوانیم درست تفکر کنیم، آموزش بگیریم و درست عمل کنیم. ممکن است در بسیاری از کارها دانایی داشته باشیم، ولی زمانی دانایی ارزشمند است که بتوانیم در موقعیت لازم آن را به دانایی مؤثر تبدیل کنیم.
در جزوه جهانبینی دانایی از سه ضلع تفکر، تجربه و آموزش تشکیل شده است؛ قبل از کنگره۶۰، میدانستم مصرف قلیان ضرر دارد، ولی دانایی کامل نداشتم. حالا با پشتوانهای مانند راهنما، آموزش و تجربه حرکت میکنم که به دانایی مؤثر برسم و درمان شوم. کنگره۶۰، به من یاد داد که در مسئله اعتیاد، سواد و تحصیلات به معنی دانایی شخص نیست؛ ممکن است شخص مصرفکنندهای وارد کنگره۶۰، شود و از نظر تحصیلات هم در سطح بالایی باشد، ولی در درمان خودش ناموفق بوده است، همچنین در مقابل اشخاصی را میبینیم که شاید فقط سواد خواندن و نوشتن دارند، اما بسیار دانا هستند و نیز در درمان خود موفق بودهاند. من باید سعی کنم با صور پنهان خود آشنا شوم و دانایی خود را به دانایی مؤثر نزدیک کنم، همچنین با حرکت به سوی ارزشها، از درون و بیرون خود آشنایی پیدا کنم.
همسفر آمنه
چهار سال تمام آموزش گرفتم؛ رفتم و آمدم، گوش کردم، نوشتم و وقت گذاشتم ولی با این همه هنوز دنیایی از خشم، نفرت، کینه و قضاوت درونم بود؛ تغییری در درمان ایجاد نشد. تا اینکه کمی جلوتر آمدم و متوجه شدم باید در لژیون ویلیام شرکت کنم؛ چراکه با مصرف قلیان، حتی به صورت تفریحی، تخریبهایی در جسم خود به وجود آورده بودم، بدون اینکه بدانم تمام اینها به خاطر عدم اطلاعات و آگاهی من بوده است.
وقتی به لژیون ویلیام آمدم، تفکر کردم، حسهای من کمکم باز شد و فهمیدم آموزش تنها لازمه کار نیست؛ باید از هر سه ضلع مثلث دانایی استفاده کرد، اما من فقط آموزش گرفته بودم، تفکر و تجربهای نداشتم. امروز دانایی مؤثر برای من این است که بتوانم هر سه ضلع این مثلث را پیش ببرم تا بتوانم به دانایی مؤثر برسم. به قول جناب مهندس، (دانایی به سواد، لباس مارک و سخنران خوب بودن نیست؛ به گفتار و کردار و اندیشه است.)، امروز دانایی مؤثر برای من کاربردی کردن سفر ویلیام است و برای نتیجه بهتر از این مسیر باید تلاش کنم از هر سه ضلع بهطور مساوی بهره ببرم.
هر کسی در هر پست و مقامی که هست، دانا نیست و در همان پست و مقام تخصص دارد، نه بیشتر. خدا را شاکرم که جزئی از کنگره۶۰، هستم و به وسیله سیدیهای جناب مهندس و آموزشها میتوانم به دانایی برسم؛ کاربردی کردن آموزشها باعث صبر، پذیرش و آرامش بیشتری در ما میشود.
همسفر محبوبه
در ابتدای ورودم به کنگره۶۰، فکر میکردم با داشتن این همه نظم و انضباط، عمده افراد باید انسانهایی باسواد و با تحصیلات بالا باشند؛ ولی اولین چیزی که آموزش دیدم، این بود که وقتی وارد کنگره۶۰، میشویم، هر شغل و تحصیلاتی و هر مقامی که داریم را باید پشت درب بگذاریم.
در اینجا فقط باید با آموزش کنگره۶۰، جلو برویم. این یعنی همه با هم برابر هستیم؛ اینجا بود که خیالم راحتتر شد و ترسم از اینکه شاید بین افراد تفاوت باشد، ریخت و نیز با دید بهتری وارد شدم. پس از اینکه کمی از سفرم گذشت، فهمیدم بسیاری از افراد شاید بالاترین تحصیلات و سواد را داشتهاند، ولی باز هم گرفتار اعتیاد شدند؛ من نیز با اینکه تحصیلات دانشگاهی داشتم، فکر نمیکردم تا این حد نیکوتین در شهر وجودیم تخریب ایجاد کند؛ اما با علم کنگره۶۰، خودم را شناختم و فهمیدم که باید خود را دوست داشته باشم، برای جسم خود احترام قائل شوم. پس وارد لژیون ویلیام وایت شدم، اینجا بود که تفاوت سواد و دانایی را فهمیدم.
سواد بسیار خوب است؛ ولی بهتر از آن، این است که فرد در استفاده از این سواد به دانایی برسد تا بتواند خوب را از بد تشخیص دهد. اینجا است که علم و سواد ارزشمند میشود. افراد در کنگره۶۰، براساس خدمت و دانشی که از سیدیها و آموزشهای جناب مهندس گرفتند قیاس میشوند؛ آن هم نه از روی منیت، بلکه این قیاس فقط افراد را برای پیشرفت مصممتر میکند و باعث میشود افراد به این دانایی برسند که برتری هر شخص، نه فقط به سواد او، بلکه به این است که چقدر منیت و غرور خود را کنار گذاشته و برای خدمت به خلق، سر تعظیم فرود میآورم.
رابطخبری: همسفر تکتم رهجوی راهنما همسفر سعیده (لژیون یک ویلیام)
ویرایش و ارسال: همسفر یاسمن رهجوی راهنما همسفر فاطمه ( لژیون شانزدهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی شفا مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
71