سلام دوستان مرضیه هستم همسفر
دانایی یکی از مهمترین موضوعاتی است که در جهانبینی کنگره۶۰ با آن آشنا میشویم. دانایی در جزوه جهانبینی استاد امین به معنای تشخیص ماهیت خواستهها در هر شکل و لباسی بیان شده است؛ یعنی بتوانم بفهمم خواستهای که درون من شکل گرفته است از کجا میآید و چه نتیجهای برای من دارد. شاید در ظاهر بسیاری از خواستهها خوب و منطقی به نظر برسند؛ اما همیشه واقعیت همان چیزی نیست که در ظاهر میبینیم. به همین دلیل انسان به دانایی نیاز دارد تا بتواند خواستههای خود را درست تشخیص دهد.
دانایی مانند یک مثلث است که سه ضلع دارد: تفکر، آموزش و تجربه. اگر یکی از این اضلاع ضعیف باشد، دانایی نیز کامل نخواهد بود. تفکر به ما کمک میکند درباره مسائل، عمیقتر بیندیشیم و عجولانه تصمیم نگیریم. آموزش باعث میشود از تجربه و دانش دیگران استفاده کنیم و مسیر درست را بهتر بشناسیم. تجربه نیز باعث میشود آموختههای خود را در زندگی آزمایش کنیم؛ بنابراین فقط کتاب خواندن و اطلاعات داشتن به معنای دانا بودن نیست. ممکن است فردی سواد زیادی داشته باشد؛ اما در زندگی نتواند تصمیم درست بگیرد.
پس سواد با دانایی یکسان نیست. سواد میتواند بخشی از مسیر دانایی باشد؛ اما بهتنهایی کافی نیست؛ دانایی زمانی ارزشمند است که بتواند در زندگی من تغییر ایجاد کند. اینجاست که مفهوم دانایی مؤثر اهمیت پیدا میکند. دانایی مؤثر یعنی دانشی که از مرحله تشخیص عبور کرده و به عمل رسیده باشد. ممکن است من بدانم خشم گرفتن کار درستی نیست؛ اما هنگام عصبانیت نتوانم خودم را کنترل کنم. در اینجا دانستن وجود دارد؛ اما دانایی هنوز به مرحله مؤثر نرسیده است.
دانایی مؤثر زمانی اتفاق میافتد که بتوانم دانسته خود را در زندگی اجراء کنم. در واقع فاصله میان دانستن و عمل کردن، همان فاصله دانایی تا دانایی مؤثر است. بسیاری از انسانها خوبی و بدی را تشخیص میدهند؛ اما در اجراء آن دچار مشکل هستند. ممکن است فرد بداند دروغ گفتن نادرست است؛ ولی باز هم دروغ بگوید. ممکن است بداند عصبانیت نتیجه خوبی ندارد؛ ولی نتواند خشم خود را کنترل کند. ممکن است بداند حسادت باعث ناراحتی خودش میشود؛ ولی باز هم گرفتار آن شود.
بنابراین دانایی واقعی زمانی مشخص میشود که انسان در شرایط سخت قرار بگیرد. در شرایط آسان، تقریباً همه میتوانند رفتار خوبی داشته باشند؛ اما زمانی که فشار، خشم، ترس یا وسوسه به وجود میآید، میزان دانایی ما مشخص میشود. استاد امین برای دانایی مؤثر نیز مثلثی را مطرح میکنند که سه ضلع آن تفکر، آموزش و تجربه است. تفاوت مهم در این است که در دانایی مؤثر این سه ضلع باید به تعادل برسند؛ یعنی آموزش بدون تجربه کافی نیست، تجربه بدون تفکر نیز میتواند انسان را به اشتباه بیندازد و تفکر بدون آموزش هم ممکن است انسان را گرفتار برداشتهای نادرست کند؛ بنابراین من باید این سه موضوع را در کنار یکدیگر رشد دهم.
یکی از نکات مهم جهانبینی این است که جهل و ناآگاهی میتواند انسان را فریب دهد. گاهی نفس، خواستهای را در ذهن ما ایجاد میکند و آن را با لباس بسیار زیبایی نشان میدهد. ممکن است خواستهای در ظاهر کاملاً منطقی باشد؛ اما در باطن نتیجه خوبی نداشته باشد. دانایی به من کمک میکند ماهیت واقعی آن خواسته را تشخیص دهم. در واقع دانایی مانند نگهبانی است که اجازه نمیدهد هر خواستهای وارد قلعه عقل شود. اگر نگهبانان دانایی ضعیف باشند، خواستههای نادرست راحتتر میتوانند عقل را تحتتأثیر قرار دهند. به همین دلیل افزایش دانایی یکی از مهمترین کارهای انسان در مسیر تکامل است.
انسان باید همیشه در حال آموزش گرفتن باشد؛ اما آموزش گرفتن بهتنهایی کافی نیست من باید آموختهها را در زندگی تجربه کنم و نتیجه آن را ببینم؛ سپس با تفکر درباره نتیجه تجربه، دانایی خود را کاملتر کنم. این چرخه میتواند باعث رشد تدریجی انسان شود. در کنگره۶۰ نیز آموزش فقط برای دانستن مطالب نیست، هدف این است که آموزشها در رفتار و زندگی فرد اثر بگذارند. وقتی آموزش وارد زندگی شود کمکم جهانبینی انسان تغییر میکند.
نگاه انسان به خودش، دیگران و مسائل زندگی تغییر میکند؛ ممکن است در گذشته در برابر یک مشکل فقط خشمگین میشدم؛ اما با افزایش دانایی یاد میگیرم قبل از واکنش، کمی فکر کنم. همین فاصله کوتاه بین اتفاق و واکنش میتواند بسیار مهم باشد در آن فاصله میتوانم انتخاب کنم که چگونه رفتار کنم؛ این انتخاب کردن نشانه رشد دانایی است. دانایی مؤثر به من کمک میکند اختیار بیشتری در زندگی داشته باشم. هرچه انسان بیشتر بتواند خودش را مدیریت کند، کمتر تحتتأثیر نیروهای بیرونی قرار میگیرد.
نویسنده: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
ویرایش و رابط خبری: همسفر ریحانه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر رقیه دبیر سایت
همسفران نمایندگی ارگ کرمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
31