هر انسانی دارای خواستههای متعدد و گوناگون است؛ این دانایی است که تشخیص میدهد کدام خواست ما درست و کدام نادرست و نامعقول است. انسان دانا قبل از پرداختن به موضوع تمام گزینه ها را بررسی و تحلیل میکند تا کمتر دچار اشتباه شود و نتیجه عملش به آرامش و امنیت ختم شود.
دانایی یعنی؛ ماهیت خواستهها را در هر شکل و لباسی بهصورت معقول یا نامعقول تشخیص دهیم. انسان دانا با شناخت، آگاهی و تفکر فرق این دو را تشخیص میدهد. دانایی نمایانگر شکل و ابعاد استخر درونی ما است، یعنی ظرفیت استخر به میزان دانایی ما بستگی دارد.
استاد امین میفرمایند: زمانی فرد میتواند تمام اضلاع مثلث دانایی (تفکر، تجربه، آموزش) را داشته باشد که خواستههای معقول و نامعقول را بشناسد، زمانی دانایی مؤثر میشود که این سه ضلع با هم به طور همزمان رشد پیدا کنند؛ در واقع تفاوت میان دانایی و دانایی مؤثر در این است که در مثلث دانایی ممکن است فرد آموزشش بیشتر از دو ضلع دیگر پیشرفت داشته باشد یا بالعکس؛ اما در دانایی مؤثر این سه ضلع با هم و همزمان پیشرفت و رشد میکنند، مثلثی بزرگ و متساویالاضلاع تشکیل میدهند که مثلث دانایی درون این مثلث قرار میگیرد؛ بنابراین علامت و نشانه دانایی به سواد و تحصیلات نیست، به لباس شیک و مدرن پوشیدن و همگام با دنیای مدرن بودن نیست؛ بلکه به تفکر و اندیشه ما انسانها است که چگونه با تفکر صحیح از آزمایشهای الهی و دوراهیهای زندگی راه درست را انتخاب کنیم، این نشانه دانایی مؤثر است.
انتخابهای ما نشانه دانایی ما است. در جزوه جهانبینی مراتب دانایی را با سه مرتبه میشناسیم که دو مرحله آن جز دانایی بهحساب میآید و مرحله دیگر جز اطلاعات عمومی محسوب میشود: علمالیقین، دانش در مرحله اطلاعات عمومی است؛ مثلاً همه ما میدانیم مرده ترسی ندارد؛ اما میتوانیم شب را کنار همین مرده راحت بخوابیم؟ عینالیقین، از این مرحله وارد دانایی میشویم اینکه مرده ترسی ندارد و این مسئله را بین خودمان حل کردهایم. حقالیقین، یعنی حقیقی، هیچکس اندازه مرده از بیحرکت بودن و همینطور بیخطر بودنش مطلع نیست، مثل یک مصرفکننده که هیچکس بهاندازه خودش از مفهوم اعتیاد باخبر نیست؛ زیرا او بهتر از همه اعتیاد را تجربه و با تمام ذرات وجود لمس کرده است؛ پس مرحله حقالیقین قرار دارد.
دانایی به دو قسمت عام و خاص تقسیم شده است؛ دانایی خاص، مخصوص کسانی است که در یک رشته یا موضوع به دانایی رسیده باشند، مانند؛ پزشکان، مهندسین... اما دانایی در نظر کنگره ۶۰، دانایی عام است؛ یعنی در هر موضوع با تفکر، کسب تجربه و آموزشی که دیدهایم جلو برویم تا به نتیجه درست که همان آرامش، آسایش و امنیت است برسیم.
هر کس بر مبنای خواستههایش آزمایش خاصی را انتخاب میکند، ابتدا آموزش میبیند، وارد تجربه شده و سپس تفکر میکند، این زمانی است که دانایی را به دانایی مؤثر نزدیک میکند؛ اما اگر به تکرار این مشکلات دچار شود در مرحله دانایی متوقف شده است.
هدف اصلی نیروهای بازدارنده هم توقف دانایی است؛ با حسهای بازدارنده و منفی، فرایند تخریب و انحراف را انجام میدهند؛ زیرا برای آنها مهمتر است که فرد دچار عدم توانایی در انجام عمل سالم شود. قدرت تشخیص، در مرحله دوم اهمیت دارد که به دانایی مربوط است و این هنر ما است که دانایی را به مرحله دانایی مؤثر نزدیک کنیم.
در نهایت تا زمانی که دانایی بدون تغییر بماند ما با کوچکترین حقه نامعقول نفس و ذرات ناخالصی فریب میخوریم و دچار اشتباه میشویم؛ بنابراین رشد دانایی در هر انسانی یعنی رسیدن به تعادل، قدرت تشخیص، تکامل عقل که در کنگره ۶۰ ما همه در پی به تعادل رسیدن هستیم؛ زیرا تعادل نتیجه دانایی است.
باید بدانیم دانایی بهتنهایی باعث بهتر زیستن نیست، بلکه این دانا بودن است که باید به مرحله عمل برسد. فرد آموزش بهدستآمده را در زندگی عملی کند و بداند اگر گندم میکارد، گندم درو خواهد کرد و اگر باد بکارد، طوفان.
نویسنده: همسفر شکوفه رهجوی راهنما همسفر پروانه (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر پروانه رهجوی راهنما همسفر پروانه (لژیون دوم)
عکاس: راهنمای تازه واردین همسفر طاهره
ارسال: راهنما همسفر پروانه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی آبیک
- تعداد بازدید از این مطلب :
209