English Version
This Site Is Available In English

از دانستن تا توانستن، گذر از سواد به دانایی مؤثر

از دانستن تا توانستن، گذر از سواد به دانایی مؤثر

همسفر ملیحه

دانایی ما در زندگی بر اساس تفکر، آموزش، تجربه و دیدگاه ما پایه‌ریزی می‌شود، یعنی زمانی که در زندگی با مشکلات و راه‌های مختلف مواجه می‌شویم، بتوانیم درست‌ترین راه را انتخاب کنیم و این اضلاع مکمل به اندازه‌ هم رشد کنند تا بتوانیم آن‌ها را در زندگی کاربردی و عملی سازیم. دانایی ارتباطی با میزان سواد و تحصیلات ندارد و انسان بی‌سواد لزوماً نادان نیست؛ بلکه همه‌چیز به تفکر، تجربه و نگرش ما بستگی دارد. همان‌طور که میزان انسان بودن به لباس پوشیدن نیست، میزان دانایی هم به سواد نیست؛ اگر سه ضلع دانایی یعنی تفکر، تجربه و آموزش با یکدیگر برابر و هم‌اندازه نباشند، آن دانایی تنها در حد دانستن باقی می‌ماند و مؤثر نخواهد بود. مراتب دانایی در سه مرحله خلاصه می‌شود که دو مرحله‌ آن مربوط به دانایی و یک مرحله‌ آن مربوط به اطلاعات است: علم‌الیقین، عین‌الیقین و حق‌الیقین می‌باشد. دانایی صرفاً سواد، تحصیل و علم نیست، سواد و علم در همه‌ ما وجود دارد و تنها نیازمند آموزش و تمرین مستمر است. در نهایت، هر عالمی دانا نیست. ما می‌توانیم دانایی و آگاهی خود را با تفکر، تجربه و آموزش ارتقاء دهیم و به این ترتیب از مسیر زندگی لذت ببریم.

همسفر فاطمه

دانایی یعنی تشخیص ماهیت خواسته‌ها، در حالی که سواد یعنی در یک موضوع خاص یک سری اطلاعات کسب کنیم و دانش و علم خود را در آن رشته بالا ببریم. دانایی به سواد نیست، چون افرادی هستند که بسیار باهوش و بااستعداد هستند و سخت‌ترین مسئله‌ها را حل می‌کنند؛ اما کارهای نامعقول انجام می‌دهند و علم زندگی را بلد نیستند. بیشترین مشکل انسان در تشخیص است و به همین دلیل مرتب دچار اشتباه و گره در کارهای او می‌شود؛ اما اگر به دانایی برسیم؛ حتی اگر نتوانیم مسئله‌ای را حل کنیم، دست‌کم از یک‌ سری مسائل پرهیز می‌کنیم و آسیب کمتری می‌بینیم. اضلاع مثلث دانایی، آموزش، تفکر و تجربه می‌باشد. وقتی این سه ضلع به‌صورت متقارن رشد کنند و تعادل در برابری و رشد متقارن نیروها به وجود آید، شخص به دانایی مؤثر می‌رسد.

همسفر معصومه

به نظر من دانایی فقط این نیست که یک‌ سری چیزها را بلد باشم یا اطلاعات زیادی داشته باشم، چون ممکن است خیلی چیزها را بدانم؛ ولی نتوانم در زندگی از دانسته‌هایم استفاده کنم. دانایی یعنی این‌که بتوانم در موقعیت‌های مختلف درست تشخیص بدهم و انتخاب درستی داشته باشم. دانایی مؤثر زمانی اتفاق می‌افتد که دانسته‌هایم را به عمل تبدیل کنم، یعنی اگر بدانم کاری اشتباه است؛ ولی باز هم انجامش بدهم، هنوز دانایی من مؤثر نشده است. سواد هم به نظر من خیلی مهم است؛ ولی سواد به‌تنهایی نمی‌تواند باعث دانایی شود، ممکن است کسی سواد زیادی داشته باشد؛ اما در زندگی نتواند درست تصمیم بگیرد. من در کنگره یاد گرفتم که برای بالا بردن دانایی باید آموزش بگیرم، تجربه کنم و تفکر کنم و مهم‌تر از همه بتوانم چیزهایی را که یاد می‌گیرم در زندگی خودم اجرا کنم، چون وقتی آموزش تبدیل به عمل شود، کم‌کم دانایی من هم بیشتر و مؤثرتر می‌شود.

همسفر صفیه

در مورد دستور جلسه دانایی، دانایی مؤثر و سواد باید بگویم که در گذشته تصور می‌کردم هر کسی که سواد بیشتری دارد، حتماً انسان داناتری هم هست؛ اما با آموزش‌هایی که در کنگره۶۰ گرفتم، متوجه شدم که سواد و دانایی مؤثر با هم تفاوت دارند. سواد بیشتر به اطلاعات و آموخته‌هایی مربوط می‌شود که انسان از طریق مدرسه، دانشگاه، کتاب و آموزش به دست می‌آورد. داشتن سواد بسیار مهم است؛ اما به تنهایی نمی‌تواند باعث شود انسان در همه شرایط زندگی، تصمیم درست بگیرد. دانایی یعنی این‌که بتوانم از اطلاعات و آموزش‌هایی که دارم به‌درستی استفاده کنم و خوب را از بد، درست را از نادرست و ارزش را از ضد‌ارزش تشخیص دهم. ممکن است من بدانم دروغ گفتن کار درستی نیست؛ اما زمانی که در شرایط سخت قرار می‌گیرم، اگر باز هم دروغ بگویم، یعنی دانستن من هنوز به مرحله عمل نرسیده است. آن‌چه برای من اهمیت بالایی دارد، دانایی مؤثر است. ممکن است انسان دانایی داشته باشد؛ اما نتواند آن را به عمل تبدیل کند. دانایی مؤثر یعنی بتوانم دانسته‌های خودم را در زندگی اجرا کنم و در زمان مناسب، تصمیم درست بگیرم. سواد می‌تواند وسیله‌ای برای رسیدن به دانایی باشد؛ اما دانایی زمانی ارزشمند است که در کنار تفکر و تجربه قرار بگیرد و در نهایت به دانایی مؤثر تبدیل شود. یاد گرفتم که امروز سعی کنم قبل از هر واکنشی، کمی فکر کنم، آموزش بگیرم، تجربه کنم و بعد تصمیم بگیرم. شاید نتوانم همیشه بهترین تصمیم را بگیرم؛ اما می‌توانم هر روز یک قدم به سمت دانایی بیشتر و دانایی مؤثر بردارم.

همسفر زهرا

قبل از ورود به کنگره، تصور می‌کردم هرچه انسان سواد بیشتری داشته باشد، داناتر است و افراد کم‌سواد یا بی‌سواد، نادان هستند؛ اما با ورود به کنگره متوجه شدم که دانایی به سواد نیست؛ همان‌طور که انسان بودن به لباس پوشیدن نیست؛ بلکه باید انسانی اندیشید. دانایی از مثلثی تشکیل شده است که اضلاع آن آموزش، تفکر و تجربه هستند و این سه ضلع باید با هم رشد کنند تا انسان به دانایی مؤثر برسد. در مقابل مثلث دانایی، مثلث جهالت قرار دارد که شامل ترس، منیت و ناامیدی است و هرکدام مانع رشد یکی از اضلاع مثلث دانایی می‌شوند. ان‌شاءالله که بتوانیم به دانایی مؤثر برسیم.

ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون هفتم) دبیر سایت همسفران نمایندگی عطار نیشابوری

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .