چهارمین جلسه از دوره هفدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰، نمایندگی بیهقی سبزوار، با استادی دیدهبان محترم مسافر مهدی، نگهبانی ایجنت محترم مسافر امین و دبیری مسافر محمد، با دستور جلسه «هفته دیده بان» پنجشنبه ۶ شهریورماه ۱۴۰۵ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکرم که این فرصت رو فراهم کرد که در خدمت شما باشم در ساختمانی که متعلق به خود شما و در شهر سبزوار است و جای تبریک دارد به تکتک شما که با تلاش و کوشش دستبهدست هم دادید و همچین فضایی را فراهم نمودید. اگر تاریخچه کنگره را نگاه کنیم خواهیم دید که فراز و نشیب های زیاد وجود داشته است و جایگاه های مختلف را تجربه نموده ایم. اکنون این جایگاهی که در اختیارداریم باید برای ما یک چراغ هدایت باشد که برگردیم به گذشته کنگره ۶۰ و به مسیر رشد توجه کنیم. روزهایی که کنگره ۶۰ به لطف آقای مهندس حرکت خودش را شروع کرده بود شرایط و امکانات به اینگونه نبود و اکنون به این جایگاه رسیده است و اینکه گفته میشود حرکت کنگره یک مکتب و یک روش زندگی است نمادی است از من مسافر یا همسفر که یک روز باحال خراب وارد کنگره شدم و همهچیز را ازدستداده بودم واژ آنجا حرکت خود را شروع میکنم. در شرایطی که بااینحال وارد سفر شدهام و افرادی را میبینم که از من جلوتر هستند دوتا حس میتواند برای من ایجاد شود در وهله اول امکان دارد بگوییم من مصرفکننده کجا و راهنما یا مرزبان کجا؟ این یک نگاه می تواند باشد و نگاه دیگر این است که این فردی که امروز در جایگاه راهنما یا دیده بان قرار دارد یک روز با همین حال و همین جایگاه فعلی من وارد کنگره شده است.

برای رسیدن به هر جایگاه هیچ مانعی وجود ندارد غیر از خودمان. ما به همان میزان در کنگره افراد رها یافته و افراد با حال خوب داریم به همان میزان هم افرادی داریم که حال خوب را پیدا نکرده اند. روش، مکان، جایگاه و آموزش ها اشکالی نداشته اند پس چه فرقی بین این دو گروه افراد وجود دارد؟ تنها چیزی که وجود دارد پرده و حائلی است که در تفکر ما وجود دارد. مثلث جهالت ترس، منیت و ناامیدی این باعث می شود که من در مسیر حرکت با موانع کوچک احساس کنم که قرار است به هدف نرسم. ولی کنگره به ما یاد داد که روزهای بد و روزهایی که احساس می کنیم هیچ راه حلی وجود ندارد و تا آخر عمر باید با مواد زندگی کنیم تمام خواهد شد. یک اتفاق در زندگی ما ایجاد شد و از آن استفاده کردیم و رسیدیم به جایگاهی که امروز هستیم و حال خوش را تجربه می کنیم. این یعنی مسیر درست آنهایی که مسیر درست را طی کرده اند افرادی هستند که اگر به دل خودشان رجوع کنند حال خوب دلشان در این ایام هستی از حال بد دلشان بیشتر بوده است. تفاوت در مسیری است که طی کرده ایم و آیا دل به این مسیر داده ایم یا خیر؟ اگر در این مسیر احساس می کنیم مانعی سر راه ماست آن مانع برای آزمون اراده من است. در مبحث ترس داریم که ترس آن چیزی است که زاده ذهن ماست و به آن عظمت و وحشتناکی که فکر میکنم نیست فقط نیاز به ایمان و حرکت دارد پس اگر امروز احساس ترس یا نا امیدی داریم یا احساس میکنم به پایان راه نرسیم هیچ راهی جز حرکت وجود ندارد.

در رابطه با جایگاه دیده بان توضیحاتی عرض مینمایم. در کنگره ۶۰ برای اداره شعب و تعامل کنگره با سایر سازمان ها باید تصمیماتی گرفته شود. تصمیماتی برای طی کردن مسیر در بهترین و درست ترین شکل خودش گرفته میشود. در کنگره این تصمیمات به هیچ عنوان فردی گرفته نمیشود. جناب مهندس راهنما و هدایتگر همه ما دیده بانها می باشند ولی همه تصمیمات در شورای دیده بانان گرفته می شود. در گذشته ۱۴ دیده بان داشتیم ودر حال حاضر با لطف جناب مهندس دو نفر دیده بان از گروه خانواده و خانم های مسافر اضافه شده اند.
اتفاقات از دل شعب در این شورا مطرح می شود و تصمیم گیری می شود و در نهایت رای گیری و نظر نهایی جناب مهندس موضوع به تصویب میرسد و اجرا میشود. هیچ موضوعی بدون مشورت ورای گیری در شورای دیده بانان برای اجرا در شعب ابلاغ نمی شود. این به من یاد می دهد در هر جایگاهی هستم چه در محل کار و چه در خانواده باید دیدگاه و نظرات افراد و اعضای خانواده را بدانم و حرکت کنم؛ و وقتی رای صادر می گردد باید در مسیر این رای و نظر حرکت نمایم. کنگره به من یاد میدهد هر تصمیمی ممکن است اشکالاتی داشته باشد ولی لازم الاجرا است تا زمانی که اصلاح در آن صورت گیرد. به همین دلیل ما در شورای دیده بانان تصمیم های جلسات قبل را مرور می کنیم و اگر نیاز به اصلاح داشته باشد اصلاح می نماییم. من باید بدانم به عنوان یک دیده بان در کنگره ۶۰ پذیرفته ام که خدمت کنم این پذیرش مساوی است با مسئولیت هایی که من باید بشناسم و باور کنم. از خودم بپرسم که چه کارهایی باید انجام دهم از دیگرانی که از من جلو تر بوده اند بپرسم وظایف من در این جایگاه چیست؟
این در کنگره به بهترین شکل خودش را نشان می دهد چرا که من مصرف کننده همه اینها را فراموش کرده ام.من فقط نامم پدر یا مادر بوده است مسیرم را گم کرده بودم. اکنون باید با خودم خلوت کنم و جایگاه اصلی که در زندگی دارم را بپذیرم و بدانم چه کارهایی باید انجام دهم. دومین موضوع این است که در راستای رسالتی که این جایگاه به من داده است حرکت کنم و ضلع سوم این قضیه اینست که من باید صادقانه و با عمل سالم از آن جایگاه محافظت کنم. حرمت کنگره ۶۰ سپر و حافظ کنگره است در راستای جایگاهی که دارد. پس من باید در کنار اینکه وظایف را انجام میدهم و جایگاهم را می شناسم حرمت داری هم بکنم نوع برخورد، رفتار و نگاه من به مسائلی که اشرافی به آن ندارم باعث می شود جایگاه من حفظ شود. خیلی ممنون که سکوت کردید و به صحبت های من توجه نمودید.
گزارش تصویری:
.jpg)


تایپ: مسافر رضا از لژیون هفتم به راهنمایی مسافر مهدی
عکس: مسافر حمید از لژیون هفتم به راهنمایی مسافر مهدی
تنظیم: سایت بیهقی سبزوار
- تعداد بازدید از این مطلب :
136