جلسه دهم از دوره پنجم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی ارم، با استادی راهنمای محترم مسافر اسلام، نگهبانی مسافر ناصر و دبیری مسافر حسن با دستور جلسه «هفته دیده بان» پنجشنبه 5 شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:

موضوع جلسه، جشن هفته دیدهبان است. من وقتی در راه میآمدم، سری به سایت شعبه ارم زدم تا ببینم کدام دیدهبان مهمان شعبه شما بوده است. دیدم که آقای صداقت، دیدهبان محترم املاک، روز پنجشنبه اینجا حضور داشتند و جشن هفته دیدهبان برگزار شده بود. صحبتهای بسیار خوبی هم از ایشان در سایت قرار گرفته بود که مطالعه کردم.
حالا دوست دارم تجربیاتی را که خودم در این چند سال، که تقریباً ده سال است در کنگره حضور دارم، به دست آوردهام با شما به اشتراک بگذارم تا انشاءالله امروز جلسه خوبی را در کنار هم داشته باشیم.
آقای مهندس در صحبتهای روز چهارشنبه میگفتند که من میخواهم کنگره را بهگونهای برنامهریزی کنم که اگر من نباشم، باز هم به کار خودش ادامه بدهد. بار مسئولیت اصلی حرکت این کشتی بزرگ، که ناخدای آن آقای مهندس هستند، بر دوش دیدهبانهای محترم است. البته بخشی از این مسئولیت هم بر دوش شعب مختلف، ایجنتها، راهنماها و مرزبانهاست.
دیدهبانها از ستونهای کنگره شصت هستند. راهنماها و مرزبانها هم ستونهای شعبهها هستند. نکته بسیار جالب این است که همه این افراد، روزی خودشان مصرفکننده بودهاند؛ درست مثل یک سفر اولی که تازه وارد کنگره میشود و سفرش را آغاز میکند.
وقتی یک فرد در کنگره خدمت میکند و ارزش خدمت کردن را میبیند، کمکم به خدمت علاقهمند میشود و در جریان همین خدمت، چیزهای بسیار ارزشمندی پیدا میکند. خدمت مالی، خدمت جانی و هر خدمتی که انجام میشود، برای این است که مسیر خدمت به انسانها راه خودش را گم نکند و از مسیر اصلی منحرف نشود.
دیدهبانها کسانی هستند که بخش بسیار زیادی از وقت خودشان و خانوادهشان را به کنگره شصت اختصاص میدهند تا ما بتوانیم اینجا سفر کنیم و به رهایی برسیم. آنها بر شعب مختلف نظارت میکنند تا از مسیر اصلی منحرف نشوند.
این افراد، انسانهایی هستند که امتحان خودشان را پس دادهاند. حداقل بیست سال در کنگره حضور داشتهاند، از فیلترهای مختلف عبور کردهاند و زیر نظر آقای مهندس، انتخاب شدهاند.
جشن هفته دیدهبان هم برای همین است که از این عزیزان تشکر و قدردانی کنیم. قدردانی یکی از نکات بسیار مهمی است که باعث میشود انسانها به خدمت خودشان دلگرمتر شوند.
قبلاً جشن هفته دیدهبان وجود نداشت و چند سالی است که این هفته به وجود آمده است. آقای مهندس در این چند سال این اعتماد را ایجاد کردند که جشن هفته دیدهبان برگزار شود. شاید خیلی از ما اصلاً دیدهبانها را نمیشناختیم و نمیدانستیم چه زحماتی میکشند. این جشن باعث شد دیدهبانها دیده شوند، زحماتشان دیده و شنیده شود و ما متوجه شویم در مجموعه خودمان چه خدمات بزرگی انجام میشود.
چه انسانهای فوقالعادهای هستند که گاهی برای اینکه سفری داشته باشند و به یک شهرستان دور بروند، مثلاً به اهواز، باید هزینه زیادی را از جیب خودشان پرداخت کنند، با هواپیما بروند و برگردند. هم از نظر جانی و هم مالی هزینه میکنند و در مقابل، هیچ توقعی هم ندارند.
دیدهبانها چنین انسانهای زحمتکشی هستند. در جامعهای که به قول راهنمای ما، گاهی «عصا را از دست دزد میدزدند»، وجود چنین انسانهایی واقعاً غنیمت است. ما باید قدر این عزیزان را بدانیم.
اصلاً فلسفه این جشن هم همین است؛ اینکه از افرادی که به ما خدمت میکنند و برای اعتلای فرهنگ انسانیت و کمک به دیگران تلاش میکنند، تشکر و قدردانی کنیم، آنها را بشناسیم و الگوی خودمان قرار بدهیم.
یک نکته دیگر هم در مورد دیدهبانها وجود دارد. وقتی آنها انتخاب میشوند، در واقع رئیس و بالادست دیگران نیستند؛ بلکه مسئولیت و تلاش بیشتری بر عهده آنهاست. در بعضی سیستمها ممکن است افراد بالادست، تلاش آنچنانی نداشته باشند، اما در کنگره شصت، دیدهبانها از کسانی هستند که بیشترین تلاش را انجام میدهند.
خود آقای صداقت هم در صحبتهایشان اشاره کرده بودند که زمانی که ما، بهعنوان دیدهبان، در کنار خانوادهمان نشستهایم، آقای مهندس در دفترشان مشغول تحقیق و کار هستند. ما باید خدا را شکر کنیم که در چنین سیستمی قرار گرفتهایم؛ سیستمی که انسانهای خوب، راهنماهای خوب و آموزشدیده دارد و با یک شیوه درست، بهصورت رایگان و با دانش و علم بسیار بالا، به انسانها خدمت میکند.
این مجموعه را در پارکها و مکانهای مختلف میبینیم و وقتی با جاهای دیگر مقایسه میکنیم، متوجه میشویم که چه سرمایه بزرگی در اختیار ما قرار گرفته است. آقا صداقت هم از این موضوع تعریف کرده بودند و گفته بودند اینجا واقعاً قابل خریدن نیست؛ آنقدر ارزشمند است.
این افراد در کنگره شصت بهخوبی سرمایهگذاری میکنند و در رأس این مجموعه هم یک ناخدای بسیار خوب داریم؛ آقای مهندس.
آقای مهندس خیلی به ما خدمت کردهاند. یکی از خدمتهای بسیار بزرگی که به نظر من آقای مهندس به همه ما کردهاند، این است که ساقی خوبی به ما معرفی کردهاند.
آقای مهندس
آدرس یک ساقی بسیار خوب را به ما دادهاند؛ ساقی درون.
به ما گفتند اگر دنبال مواد میگردی، باید بروی درِ خانه آن ساقی را بزنی. شاید اگر این موضوع را نمیدانستیم، هیچکدام از ما نمیپذیرفتیم. ما مصرفکنندهها اگر حالمان خوب نمیشد، در کنگره نمیماندیم.
به نظر من یکی از بزرگترین خدمتهایی که آقای مهندس به همه ما مصرفکنندهها کردهاند، این است که درِ خانه «ساقی درون» را به ما نشان دادهاند؛ ساقیای که جنسش خراب نیست، خالص است و هرچه بیشتر از آن استفاده کنی، بهتر میشوی و خماری هم ندارد.
و واقعاً هم همینطور است.
این چیزهایی که امروز در کنگره شصت به ما رسیده، شاید باید فقط در خواب میدیدیم؛ اما در بیداری به ما هدیه داده شده است. به همین دلیل است که افراد در کنگره شصت از جان و مال خودشان برای این مجموعه هزینه میکنند؛ چون یک چیز واقعی به آنها رسیده است.
به قول آقای مهندس، آن تشنهای که سالها دنبال آب میگشت، بالاخره به آب رسیده و سیراب شده است. وقتی انسان به چنین چیزی میرسد، طبیعی است که قدر آن را بداند و برای حفظ و گسترش آن تلاش کند.
بر ماست که وقتی وارد این سیستم میشویم، سپاسگزار و قدردان این مجموعه باشیم.
همسفرهای محترم، چون وقت من دارد تمام میشود، اجازه بدهید این نکته را هم عرض کنم.
همسفرهایی که زمانی در آشفتگی، بدحالی، گرفتاریهای روانی، بازیهای ذهنی و تخریبهای فراوان قرار داشتند، فقط به این دلیل که با یک مصرفکننده زندگی میکردند، امروز نگاهشان به زندگی میتواند ۱۸۰ درجه تغییر کند.
گاهی میآیند و میگویند: «خوب شد که همسر ما مصرفکننده بود و ما با کنگره آشنا شدیم.» حتی بعضیها میگویند: «من با یک مصرفکننده ازدواج کردم تا کنگره را پیدا کنم.»
اینها فقط شعار نیست. کسی هم در گوش آنها این حرفها را نخوانده و برای گفتن این جملات به آنها پولی نداده است. اینها واقعیتهایی است که در کنگره اتفاق میافتد و همه اینها به خاطر علمی است که در کنگره شصت جریان دارد.
علمی که در کنگره جریان دارد، علمی است که انسان را به حال خوب میرساند؛ همان حال خوبی که ما سالها دنبالش دویدیم، اما به جای آن به حال بد رسیدیم.
در واقع، ما سالها درِ خانه ساقی اشتباهی رفته بودیم، اما آقای مهندس درِ خانه ساقی اصلی را به ما نشان دادند؛ ساقی درون خودمان.
پس باید شکرگزار و سپاسگزار خداوند بزرگ باشیم؛ به خاطر وجود چنین نعمتی، به خاطر وجود آقای مهندس و خانواده محترمشان، دیدهبانهای محترمی که به ما خدمت میکنند، راهنماهای خوب، مرزبانهای محترم و همین شعبه خوب.
باید قدردان تمام کسانی باشیم که اینجا خدمت میکنند؛ کسانی که شاید خیلی ساده به نظر برسد، اما میآیند چای دست ما میدهند، جارو میزنند، صندلیها را میچینند و هر کدام به شکلی خدمت میکنند.
ما باید قدر این نعمتها را بدانیم و امیدوارم با شکرگزاری و سپاسگزاری، باعث شویم نعمتهایمان بیشتر و بیشتر شود.
همانطور که در این شعر زیبا میگوید:
شکر نعمت، نعمتت افزون کند
کفر، نعمت از کفت بیرون کند
اینطور نیست که بگوییم: «مگر برای من چه کار کردهاند؟»
اگر چنین نگاهی داشته باشیم، ممکن است نعمت را از دست بدهیم. سپاسگزاری وظیفه یک انسان است و یکی از آفتهای بزرگ انسانیت، ناسپاسی است. ناسپاسی میتواند ریشه بسیاری از خوبیها را بخشکاند و انسان را از نعمتهایی که دارد دور کند.
انشاءالله که من خودم بتوانم همیشه سپاسگزار باشم؛ قدر نعمتهایی را که خداوند به من داده بدانم، قدر خانواده خوبم، شما دوستان خوبم در کنگره و هر آنچه را که دارم بدانم.
در پایان، از شما دوستان عزیز میخواهم به افتخار خودتان، دیدهبانهای محترم و این شعبه خوب، یک تشویق گرم داشته باشید.
.jpg)
در ادامه جلسه لوح تقدیر اعضای لژیون سردار توسط خزانه دار و نگهبان محترم لژیون سردار اعطاء گردید

ویراستاری: مسافر محمد لژیون چهارم
تایپ: مسافر فرهاد لژیون ششم
عکس: مسافر مجتبی لژیون یک
- تعداد بازدید از این مطلب :
97