چهاردهمین جلسه از دوره سیزدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی جهانبین شهرکرد؛ به استادی مسافر مصطفی، نگهبانی موقت مسافر بهرام و دبیری موقت مسافر پوریا، با دستور جلسه «هفته دیدهبان» سهشنبه ۳ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد :
سلام دوستان، مصطفی هستم یک مسافر.
خیلی ممنونم از ایجنت محترم، آقا اسکندر، و راهنمای عزیزم، آقا جمشید، که فرصت خدمت را به من دادند. از نگهبان عزیز و گروه مرزبانی هم سپاسگزارم.
دستور جلسه این هفته، «جشن دیدهبان» است. کنگره دیدهبانان از ۱۴ عضو تشکیل شده است. دیدهبانان ستونهای کنگره هستند و اگر کنگره تا به امروز پابرجاست و با قدرت به مسیر خود ادامه میدهد، ثمره تلاش همین عزیزان است.
ما ۵۲ دستور جلسه هفتگی داریم که چهار مورد از این دستور جلسات مختص جشنهاست؛ جشن همسفر، جشن راهنما، جشن ایجنت و مرزبان و جشن دیدهبانان. دیدهبان یعنی کسی که همه جوانب کار را میسنجد. اگر کنگره تا به امروز پابرجا مانده، به خاطر وجود و تلاش این عزیزان است.
ما در زندگی خودمان هم دیدهبانانی داریم که شاید هیچوقت آنها را ندیدیم و قدرشان را ندانستیم؛ از پدر و مادر گرفته تا همسر و فرزندان. آنها مثل شمع سوختند و با ما ساختند. ما را زیر ذرهبین داشتند و تمام کارهای ما را رصد میکردند. من متوجه نبودم که خودم کجای کار قرار دارم. امروز تازه میفهمم که چه خسارت بزرگی به خانوادهام زدهام. من همیشه در حال مصرف بودم، اما آنها بودند که مثل شمع آب شدند.
باید یک تشکر ویژه از جناب مهندس داشته باشیم که باعث شدند ببینیم کجا بودیم و امروز کجا هستیم. از نگهبان بزرگ کنگره ۶۰، جناب مهندس و خانواده محترمشان تشکر میکنم. در اصل، من از این عزیزان تشکر میکنم؛ از کنگره ۱۴ نفره دیدهبانان تشکر میکنم که اگر نبودند، معلوم نبود چه بلایی سر من میآمد.
از آقا کامران و همسفر محترمشان، خانم مرجان، هم تشکر میکنم که کنگره را به استان ما آوردند. هیچوقت فراموش نمیکنم که آقا کامران بعد از اداره لژیون به سمت شهر دیگری میرفتند و چقدر در این راهها و جادهها زحمت کشیدند؛ رفتند و آمدند، بدون مزد و مواجب، تا ما بتوانیم بدون دغدغه به کنگره بیاییم و سفر کنیم.
من شخصی بودم که در سفر اول فکر میکردم آدم خاصی هستم، اما فهمیدم اگر چیزی دارم، باید پشت در کنگره رها کنم تا بتوانم سفر خوبی داشته باشم. باید اختیارم دست راهنمایم باشد. اگر میخواهم سفر خوبی داشته باشم، هرچه راهنما گفت باید بگویم: «چشم.» چرا؟ چون با فرمانبرداری است که میتوانم سفر خوبی داشته باشم.
من همه راهنمایان را دوست دارم و خدمت تکتکشان عرض ارادت دارم، چون دارند بدون کوچکترین چشمداشتی به ما خدمت میکنند. از گروه مرزبانی قبلی سپاسگزارم که واقعاً سنگ تمام گذاشتند و به گروه مرزبانی جدید هم خدا قوت میگویم و این جایگاه را به آنها تبریک عرض میکنم.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید، از همه شما سپاسگزارم.

نگارنده: محمد لژیون ۷
تنظیم: مسافر علی لژیون ۷
ارسال: مرزبان خبری مسافر صابر
نمایندگی جهانبین شهرکرد/مسافران
- تعداد بازدید از این مطلب :
268