English Version
This Site Is Available In English

دیده بان ها ستون های کنگره هستند

دیده بان ها ستون های کنگره هستند

پنجمین جلسه از دوره هفتادو یکم  کارگاه‌های آموزشی و خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی ابن‌سینا، با استادی راهنمای محترم مسافر محسن ، نگهبانی مسافر عباس و دبیری مسافر قاسم با دستورجلسه، "هفته دیده بان "در روز چهارشنبه 04 شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت۱۷:۰۰ آغاز به‌ کار کرد.

سخنان استاد جلسه:

سلام دوستان محسن هستم، یک مسافر. خدا را صد هزار بار شکرگزارم که در این جایگاه حضور دارم تا بتوانم خدمتگزار باشم. از آقای مهندس و خانوادهٔ محترمشان سپاسگزاری می‌کنم به‌خاطر این بستر امنی که برای ما فراهم ساخته‌اند. همچنین از مرزبانان عزیز، ایجنت محترم و تمام خدمتگزاران کنگره تشکر و قدردانی می‌نمایم. جشن روز شنبه بسیار عالی بود، بسیار خوب و دارای حس والایی بود.انرژی آن جشن بسیار عالی بود. طبیعتاً در این هفته که هفتهٔ دیده‌بان نام دارد، به تمام دیده‌بانان تبریک می‌گویم؛ به آقای مهندس تبریک می‌گویم و به خانوادهٔ محترم ایشان که این ساختار را پدید آوردند. دیده‌بانان محترم که این بار مسئولیت را بر دوش می‌کشند، واقعاً خستگی‌ ناپذیرند و زحمات بسیاری متحمل می‌شوند. از نام دیده‌بان پیداست؛ هنگامی که وارد جایگاهی یا مکانی می‌شود، حس آن شعبه و حس آن رهجو را درمی‌یابد. شعبهٔ بسیار خوبی است، شعبهٔ ابن‌سینا. از همان ابتدا خدا را شکر، انرژی آن بسیار بالا بود و هر کسی می‌آمد این را احساس می‌کرد. دیده‌بانان، ستون‌های کنگره هستند و بار مسئولیت و سختی بر دوش آنان است و زحمات فراوانی می‌کشند. من با آقای حکیمی از ابتدا، از زمانی که شعبهٔ ما بود، آشنایی دارم. ایشان واقعاً همیشه در سفر هستند و شبانه ‌روز در راه‌اندازی شعب فعالیت می‌کنند؛ از شهری به شهر دیگر و از این شهرستان به آن شهرستان.از سال ۱۳۹۰ که من به کنگره آمدم، در امامزاده شاهد زحمات آنان بودم که در مسیر رفت‌ وآمد بسیار تلاش می‌کردند، حالا اینجا در حومهٔ تهران بود.هفته‌ای، یک یا دو جلسه به اصفهان رفت ‌وآمد داشت و همه ی بار این مسئولیت ها را به دوش میکشید.

من برای کار خودم، از اینجا تا شهریار را با سختی برنامه ‌ریزی می‌کنم و امروز و فردا میکنم، ویک هفته طول می‌کشد، ولی این عزیزان سر ساعت حاضر می‌شوند و خدمت خود را انجام می‌دهند. حتماً دلیلی باید داشته باشد، چیزی باید دیده باشند که این خدمتگزاران کنگره بدون هیچ چشمداشتی بیایند و خدمت کنند.در وادی چهاردهم، مثلث عشق تبیین می‌شود؛ یک ضلع آن سایه‌هاست، یک ضلع جاذبه است و یک ضلع حس. آنجا که ساکنان از جانشین می‌پرسند چرا می‌گویید سایه‌ها، چرا نمی‌گویید سایه؟ می‌گوید باید چیزی باشد که سایه‌اش وجود داشته باشد؛ انسان صور آشکار و صور پنهان دارد، حتی در خواب می‌تواند رویت شود. در عمق تاریکی، سایه معنا ندارد. من که زمانی مصرف‌کننده بودم و شیشه و کراک می‌کشیدم، زن و بچه‌ای را نمی‌دیدم، از پارک لذت نمی‌بردم، از مسافرت لذتی نمی‌بردم، کسی را نمی‌دیدم و سایه‌ای پدید نمی‌آمد که من ببینم. اما امروز این ساختار عظیم که آقای مهندس، دانشمندی بزرگ، پشت آن است و با این سی‌دی‌هایی که به ما آموزش می‌دهند... اکنون سی دی آموزگار می‌گوید که باید از درون بخواهی؛ نخست از درون درخواست کن. اگر می‌خواهی درمان شوی، باید خواسته داشته باشی؛ اگر می‌خواهی سیگار یا اضافه‌ وزن خود را درمان کنی، سپس راهش وجود دارد.به ‌یقین چیزی در کار است، قطعاً نظر خداوند است که بندگانش این همه زحمت می‌کشند؛ از کار و زندگیشان می‌زنند، بنزین ماشین و لاستیک آن را خود تأمین می‌کنند و این مسافت را می‌روند و می‌آیند تا شاید یک نفر به درمان برسد. امیدوارم خداوند این خدمت را از هیچ ‌یک از ما نگیرد.بسیار سپاسگزارم که به سخنانم گوش دادید.

تنظیم و تایپ: مسافر مهدی لژیون دوازدهم

عکس: گروه سایت نمایندگی

نگارنده: مسافر محمد لژیون دوازدهم

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .