English Version
This Site Is Available In English

خدمات دیده‌بان‌ها؛ نظم و امنیت ساختار کنگره۶۰

خدمات دیده‌بان‌ها؛ نظم و امنیت ساختار کنگره۶۰

دومین جلسه از دوره نود‌ و سوم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی آکادمی، با استادی راهنمای محترم مسافر بهزاد، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر داود، با دستور جلسه "هفته دیده‌بان" چهارشنبه، 4 شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، بهزاد هستم یک مسافر. از گروه مرزبانی، ایجنت محترم و تمامی خدمتگزاران تشکر می‌کنم. هفته دیده‌بان را به جناب مهندس دژاکام و خانواده محترمشان تبریک می‌گویم. شاید این پرسش مطرح شود که چرا از خانواده ایشان تشکر می‌کنیم؛ علت آن است که خانواده ایشان همواره در کنگره ۶۰ منشأ خدمات بزرگی بوده و هستند. استاد امین، فرزند ایشان، جانشین بنیان کنگره ۶۰ و استاد آموزش جهان‌بینی هستند؛ همسر محترمشان در بخش همسفران خدمات شایانی ارائه کرده‌اند و مدیون ایشان هستیم؛ همچنین دختران محترمشان به عنوان دیده‌بان، مسئولیت آموزش را در بخش همسفران بر عهده دارند. روزی برای درمان اعتیاد به مرکزی مراجعه کردم. از من پرسیدند: «چقدر مصرف می‌کنی؟» گفتم: «روزی دو تا سه گرم شیشه.» گفتند: «چنین مقداری ممکن نیست و دروغ می‌گویی!» سپس شربت متادون تجویز کردند. پرسیدم: «چه مقدار مصرف کنم؟» گفتند: «هر قدر که تو را نشئه کند!» پرسیدم: «تا چه زمانی؟» گفتند: «فعلاً مصرف کن.» پرسیدم: «چه زمان‌هایی بخورم؟» گفتند: «هر زمان که احساس نیاز کردی.» از بخش مشاوره به بخش دارو رفتم و آنجا هم همین برخورد مبهم وجود داشت. پرسیدم: «هفته‌ای چند جلسه بیایم؟» گفتند: «فعلاً بیا.» هفته‌ای سه جلسه می‌رفتم و هزینه‌های هنگفتی بابت جلسات و دارو در سال ۱۳۹۱ پرداخت می‌کردم؛ روندی بی‌سرانجام که گویی منبع درآمدی برای خود ساخته بودند.

در نهایت، نه تنها درمان نشدم، بلکه به مصرف‌کننده شدید شیشه و قرص‌های سنگین بدل گشتم. پس از آن، به واسطه همسرم با کنگره ۶۰ آشنا شدم. وقتی وارد شدم، دیدم سیستم حساب‌شده‌ای وجود دارد و یک نفر پاسخگوی دقیق من است. برخلاف گذشته، به من نگفتند «آن‌قدر بخور تا نشئه شوی»، بلکه برنامه‌ای مشخص دادند و گفتند: «فرآیند درمان حدود یک سال طول گ می‌کشد و میزان مصرف اولیه تو، سه دهم سی‌سی شربت تریاک است.» راهنما را خودم انتخاب کردم، دست مرا در دست راهنما گذاشتند و گفتند: «برو و فرمان‌بردار او باش.» می‌خواهم به این نکته برسم که این نظم و ساختار دقیق از کجا شکل گرفته است؟ راهنمای تازه‌واردین، ایجنت، مرزبانان و راهنماها، همگی تحت نظارت دقیق دیده‌بانان هر بخش فعالیت می‌کنند. تمام این مجموعه‌ها در سیستمی به نام کنگره ۶۰ اداره می‌شوند که متعلق به هیچ شخص خاصی نیست. در این هشت سالی که در بخش مالی خدمت کرده‌ام، تحت نظارت دیده‌بان مالی، حتی یک مورد پرداخت شخصی برای فردی ندیدم. تمامی افرادی که در کنگره ۶۰ می‌بینید — چه صاحب شال و چه بدون شال — که چند سالی است حضور دارند، در این مجموعه می‌نشینند و حتی کمک مالی نیز می‌کنند.

آیا من دیوانه‌ام؟ خیر، این‌گونه نیست. اگر منِ بهزاد در اینجا چیزی به دست نیاورم، هرگز نمی‌مانم. هر کس بگوید «من به کنگره ۶۰ آمده‌ام تا فقط چیزی بدهم و هیچ بهره‌ای نبرم»، سخن ناثوابی گفته است. به واسطه این سیستم زیبا که جناب مهندس ریشه و بنیان آن و دیده‌بانان ستون‌های آن هستند، من زیر سایه‌سار این چتر لذت می‌برم و خانواده‌ام تحت حمایت کنگره ۶۰ قرار دارند. دیده‌بانان نیز در حال کسب برکات معنوی و انسانی هستند. زمانی جناب مهندس در پارک به تازه‌واردین می‌فرمودند: «آسمانی به نام کنگره ۶۰ باز شده و از آن نعمت می‌بارد؛ آن را جمع کنید.» در آن زمان متوجه عمق کلام ایشان نشدم، اما اکنون درک می‌کنم چه اتفاق بزرگی رخ داده است. فردی که روزی مصرف‌کننده شیشه و قرص و حال‌خراب بود و مادر و خانواده‌اش هیچ حسابی روی او باز نمی‌کردند، به برکت کنگره ۶۰ توانست تحصیلات خود را ادامه دهد. با کمال احترام و با بالاترین لذت می‌گویم — نه از روی غرور، بلکه برای الگو شدن برای دیگران — که مدرک کارشناسی ارشد و سپس دکترای حسابداری خود را گرفتم، مدیر مالی شدم و دیشب نیز در مقطع کارشناسی ارشد رشته روانشناسی پذیرفته شدم. تمام این موفقیت‌ها به برکت کنگره ۶۰ و تلاش‌های مستمر بوده است. دیده‌بان‌ها نیز همین‌گونه‌اند. اگر دیده‌بانی برای خدمت می‌آید، من باید از او الگوبرداری کنم. دیده‌بان صور پنهانی دارد که من باید از آن، رسم خدمت کردن، محبت ورزیدن و عشق داشتن را بیاموزم. روزی برای تدریس و امور مالی به دانشگاه قشم رفته بودم؛ همه‌چیز به هم ریخته بود، دیوارها رنگ نداشت و ساختمانی اجاره‌ای بود. ساعت ۱۱ شب دیدم آقایان دیده‌بان و ناظر مهندسی کنگره ۶۰ مشغول جابه‌جایی وسایل هستند تا کلاس‌های فردا برگزار شود. آنجا آموختم که من هم باید تلاش کنم و کارم را درست انجام دهم تا به اهدافم برسم. سخن کوتاه کنم؛ باید یاد بگیریم وقت بگذاریم و تلاش کنیم تا به آنچه می‌خواهیم دست یابیم. از این‌که به صحبت‌های من توجه کردید از همه شما سپاس‌گزارم.

تایپ و عکس: مسافر امید لژیون دوم 

تنظیم: مسافر محمدحسین 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .