جلسه دهم از دوره پنجاهوچهارم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی پرستار به استادی اسیستانت صوتی همسفر عصمت، نگهبانی همسفر نیلوفر و دبیری همسفر مژگان با دستور جلسه «هفته دیدهبان» روز سهشنبه ۳ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
خدا را بابت حضور در شعبه پرستار شکر میکنم؛ شعبه پرستار برای من یادآور خاطرات زیادی است. من به مدت ده سال در این شعبه حضور داشتم، خدمت کردم و برایم بسیار شیرین است که امروز دوستان جدیدی را که به شعبه اضافه شدهاند، میبینم و در کنار آن، شاهد رشد دوستان قدیمی هستم که امروز راهنما و خدمتگزار هستند.
هفته دیدهبان را به آقای مهندس حسین دژاکام که تفکری منحصربهفرد در این زمینه داشتهاند و به تکتک دیدهبانان تبریک میگویم و قدردان زحمات و تلاشهایشان هستیم؛ همچنین به خانم آنی بزرگ، خانم آنی کماندار، خانم شهره و خانم حاجیمیر تبریک عرض میکنم. امسال این دو عزیز از قسمت همسفران به جمع دیدهبانان اضافه شدند و این نشان میدهد که آقای مهندس به بخش همسفران نگاه ویژهای دارند و برای این بخش اهمیت زیادی قائل هستند. هفته «دیدهبان» را جشن میگیریم؛ به این دلیل که جایگاهها در کنگره برای ما محترم هستند و در این هفته، قدردانی را تمرین و یادآوری میکنیم؛ چراکه قدردانی یکی از آموزشهای مهم کنگره است.
همه ما میدانیم که دیدهبانان، قانونگذاران کنگره۶۰ هستند؛ قوانینی که وضع میکنند، برای یک ماه یا یک سال نیست، بلکه برای مدت طولانی و با هدف ماندگاری و حفظ مسیر کنگره 60 است. تقریباً میتوان گفت که آنها راه را برای ما هموار میکنند و باعث میشوند تمامی شعب در یک مسیر و هماهنگ با یکدیگر حرکت کنند. هرکدام از این افراد مسئولیت جداگانهای دارند، اما در عین حال بهصورت گروهی و شورایی فعالیت میکنند و با نظارت آقای مهندس دژاکام، تصمیمگیری و برنامهریزی میکنند. دیدهبانان کسانی هستند که منفعت جمع و کنگره را در نظر میگیرند و منفعت شخصی خود را در اولویت قرار نمیدهند.
شروع کار دیدهبانان مانند همه ما بوده است؛ همه ما از سفر اول شروع کردهایم؛ آنها نیز از همان نقطهای که ما شروع کردهایم، حرکت خود را آغاز کردهاند، سفر اول را گذراندهاند، به سفر دوم رسیدهاند و بعد از آن، خدمت کردهاند؛ خدمت، خدمت و باز هم خدمت. دیدهبانها در مسیر خدمت چه چیزی دیدهاند و چه معجزهای را تجربه کردهاند که اینگونه در خدمتگزاری استقامت دارند، خدا میداند؟!
یکی از کارهایی که دیدهبانان انجام میدهند، پیدا کردن اشکالات شعب و تلاش برای برطرف کردن آنها است. دکتر امین در کارگاه روز یکشنبه صحبت میکردند و فرمودند: «انسان خیلی دقت میکند تا نقطهضعفهای خودش را پنهان کند؛ بهگونهای که گاهی خودش هم دیگر نمیتواند آنها را پیدا کند، مانند کلاغی که گردویی را پنهان میکند و بعد فراموش میکند آن را کجا گذاشته است و آن گردو در همانجا رشد میکند. انسان هم میتواند به همین شکل باشد.» اینکه انسان به پختگی لازم برسد و از پیدا شدن اشکالات خودش استقبال کند، بسیار مهم است، اما این کار را چه کسی میتواند انجام دهد؟ فردی باتجربه و آگاه که دانش و توانایی لازم را داشته باشد. ما به تنهایی نمیتوانیم همه اشکالات خودمان را پیدا کنیم و به مربی، راهنما و استاد نیاز داریم.
دیدهبانان چیز متفاوتی را میبینند؛ دیدن مهم است، اما چگونه دیدن، بسیار مهمتر است. چیزی که آنها را متفاوت میکند، خدمت است. آنها طور دیگری به خدمت نگاه میکنند، طور دیگری تلاش میکنند و در نهایت ثمره این تلاش و خدمت را میبینند. داشتم فکر میکردم خوب است برای اینکه ما هم به آن پختگی برسیم، دو نمونه از تجربیات خودم را خدمتتان بگویم؛ یکی از تجربیات من این است که اگر شرایطش را داشتیم فقط به لژیون و شعبه بسنده نکنیم و پا را فراتر بگذاریم، در قسمتهای مختلف کنگره، مانند پارک، لژیون موسیقی، تیروکمان، استخر شنا و سایر بخشها حضور پیدا کنیم؛ البته هر کاری زمان خودش را دارد؛ برای مثال، ممکن است در سفر اول لازم باشد مدتی بگذرد تا بتوانیم در بعضی قسمتها شرکت کنیم، اگر لازم است در لژیون جونز یا ویلیام حضور داشته باشیم، حتماً از لژیون خودمان فراتر برویم و در این بخشها نیز شرکت کنیم؛ وقتی هم به درجهای رسیدیم که بتوانیم خدمت کنیم، حتماً خدمتگزار باشیم؛ چرا که به نظر من، رشد واقعی انسان در مسیر خدمت و آموزش اتفاق میافتد. از سالها پیش در هفته دیدهبان برای اینکه با راهکارها و نقطه نظراتشان بیشتر آشنا شوم، طبق جدولی که در سایت قرار داده شده، برنامههای دیدهبانان را دنبال میکنم، حتی اگر برنامهای از روی سایت برداشته شده باشد، بر اساس همان جدول، نمایندگی مربوطه را پیدا میکنم، مطالب را مطالعه و نکتهبرداری میکنم. این کار کمک بسیار بزرگی به من میکند و باعث میشود از تجربیات و دیدگاههای آنها بیشتر استفاده کنم.
حالا میخواهم موضوعی را درباره شعبه پرستار بگویم؛ نام شعبه پرستار برگرفته از پارک پرستار است؛ شعبه در ابتدا در خیابان پیروزی قرار داشت و به دلیل تخریب آن مکان، مجبور شدیم مدتی کارگاه را در پارک پرستار برگزار کنیم، البته آنجا مکان مناسبی برای همسفران نبود، ولی در حال حاضر که به آن روزها فکر میکنم، میبینم که خاطرات شیرینی برایمان رقم خورد؛ یادم هست ماه رمضان بود و چه سفرههای افطاری زیبایی پهن میکردیم، اما اگر مدت بیشتری در آن شرایط میماندیم، قطعاً آسیب زیادی میدیدیم؛ این موضوع را از این جهت تعریف کردم که قدرشناس باشیم و ببینیم کنگره همیشه در حال حرکت، تغییر و بهروز شدن است و اگر بخواهیم در اتوبان کنگره با آرامش و راحتی حرکت کنیم، باید قدرشناس باشیم و ببینیم از کجا به کجا رسیدهایم.
خدا را شکر میکنم که آن روزها را دیدیم و امروز در این جایگاه هستیم، امیدوارم تکتک ما بتوانیم با قدمهای درست که برمیداریم و خدمتهای شایستهای که انجام میدهیم، قدردان زحمات دیدهبانان باشیم و در حفظ و ادامه مسیری که برای ما هموار کردهاند، سهمی داشته باشیم.
.jpg)
مرزبانان کشیک: همسفر خدیجه و مسافر حمید
تایپیست: همسفر دلارام رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر نازنین رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون یازدهم)
ویرایش: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون یازدهم) نگهبان سایت
ارسال: مرزبان خبری همسفر مهین
همسفران نمایندگی پرستار
- تعداد بازدید از این مطلب :
167