ضمن عرض سلام و خوشآمد، در ابتدا تشکر میکنم از دیدهبان مسافر اصغر که وقت ارزشمند خودشان را در اختیار ما قرار دادند، حضور در کنار دیدهبان و استفاده از تجربیات و دیدگاهشان برایمان مایه افتخار است، این گفتگو در مسیر آموزش، آگاهی و خدمت به اعضاء کنگره۶۰ و علاقهمندان این راه است.
مسافر اصغر با آنتیایکس مصرفی تریاک به مدت ۱۳ ماه به راهنمایی مهندس حسین دژاکام با روش درمان DST و داروی اپیوم سفر کردند. رشته ورزشی ایشان شنا و والیبال است و به مدت ۱۶ سال است که از دام مواد آزاد و رها هستند.
در مسیر خدمت انسان چگونه تشخیص میدهد که برای جایگاه خدمت میکند یا جایگاه او را میسازد؟
دریافت اینکه در ابتدا که ما به کنگره میآییم، برای نیاز میآییم یا حالمان خوب نیست، همسفر هستیم، بهخاطر مشکلاتی که مسافر برایمان به وجود آورده، مسافر یا بیمار هستیم؛ ولی وقتی که میآییم و شروع میکنیم به آموزش دیدن و آرامآرام حالمان خوب میشود نشانگر این است که خواستار حال خوب هستیم، بهطبع تفاوت وجود دارد. وقتیکه حالمان خوب است، آن جایگاه دارد حالمان را خوب میکند؛ ولی این من هستم که چگونه از جایگاه استفاده کنم؟ میتوانم از این جایگاه سوء استفاده کنم که مطمئن باشید این من را به حال خرابم برمیگرداند و در ضمن میتوانم درست هم استفاده کنم؛ همانطوری که آقای مهندس حسین دژاکام از تریاک که بد بود، بهترین استفاده را کردند و قبل از آن از همین تریاک که این همه مفید بود، بدترین استفاده را میکردیم، این ما هستیم؛ چون خداوند ما را اشرف و ما را جانشین خود خلق کرده است و ما میتوانیم روی محیط اطراف و روی همه چیز اثر بگذاریم، این بستگی به خواستههای من دارد که معقول باشند یا غیرمعقول.
بزرگترین آسیبی که ممکن است یک راهنما ناخواسته به رهجویانش وارد کند چیست؟
اینکه راهنما زیاد انتظار داشته باشد رهجویش راهنما شود، فشار بیاورد مثل یک پدر که دوست دارد پسرش در رشته پزشکی درس بخواند؛ ولی پسر اصلاً در این وادیها نیست، شاید با فشار پزشک شود؛ ولی پزشک خوبی نمیشود و راهنمایی در کنگره هم همینطور است، راهنما بگذارد ببیند خواسته خود رهجو چه است آیا خواسته دارد؟ میخواهد؟ «اُدعونی أستَجِب لَکُم». هرچه تو خواستی، من کمک دهندهام، راهنما در قبال رهجویش فقط نقش کمک دهنده دارد و ما اصلاً در کنگره چیزی به نام فشار آوردن و خواسته من باید تحمیل شود را نداریم؛ زیرا تجربه نشان میدهد که برعکس جواب میدهد.
در کنگره حضور همسفر بسیار مؤثر و باعث از بین رفتن اختلاففاز میشود، حالا دیدهبانهایی که همسفر نداشتند با توجه به اینکه آموزشهای زیادی گرفتهاند و تغییرات زیادی در آنها ایجاد شده، چه طور میتوانند این اختلاففاز را از بین ببرند؟ آیا با مشکل مواجهه نمیشوند؟
من چون خودم هم دیدهبان هستم، نمیدانم چه کسی همسفر دارد یا ندارد، چون ما نمیپرسیم؛ ولی در کنگره بله شاید بعضی افراد از ما کنگرهایتر باشند، به طبع آموزشهایی که در کنگره میبینیم اثرگذار است؛ اما حضور همسفر که کنار مسافر باشد خیلی موفقتر است؛ ولی ما کسانی را داشتیم که دیپلماسی کنگره را رعایت میکنند، در کنگره، کنگرهای هستند و در خانواده هم خانواده، چون ما میآییم که یاد بگیریم؛ ولی اثر بودن همسفر را من تأیید میکنم که صددرصد بهتر از نبودنش است.
دیدهبان گاهی اوقات باید تصمیمهایی بگیرد که ممکن است همیشه مورد رضایت همه نباشد. چگونه میتوان بین محبوب بودن و درست عمل کردن تفاوت قائل شد؟
این سؤال خوبی است؛ چون ما خیلی با این مواجهه هستیم؛ ولی ممکن است در کوتاه مدت یک نفر از ما رنجیده شود؛ ولی بعد که انجام میدهد، میبیند که به حال خوش میرسد؛ چون ما یا هر دیدهبان، ایجنت و مرزبانها قوانین کنگره را انجام میدهیم، حرمتها و قوانین کنگره تجربه شده که صددرصد به حال خوب میرسد، منتهی آن فرد در آن مقطع فکر میکند که اینگونه نیست؛ ولی با گذشت زمان، همان هم محبت میشود. من دیدهام شخصی را که من چیزی خواستهام یا یک کاری را به او گفتهام طبق قوانین انجام بده و او اول سخت میگیرد؛ ولی بعد از ۶ ماه میآید و میگوید: «خدا به شما خیر بدهد، من آن روز حالم بد شد؛ ولی امروز میفهمم که برای خودم گفتید». حالا چرا با گذشت زمان؟ چون قوانین و حرمت کنگره را میخواهیم، ما چیزی برای خودمان نخواستیم، شخص خود رفو و حل میشود.
با توجهبه اینکه شما به شعبههای متعددی سر میزنید، آیا دلنوشته یا مشارکتی بوده که شما را به فکر فرو ببرد؟
خیلی زیاد بوده، ما از همین دلنوشتهها یاد میگیریم و به دنبالش میرویم که از آقای مهندس هر چیزی را که ما نمیدانیم، بپرسیم و این خیلی اثرگذار است، مثلاً امروز در مشارکتها یک شخص گفت: «من بلد نیستم غذا بخورم، باید کتاب تغذیه سالم را بگیرم یا جایی بروم که غذا خوردن را بلد شوم». این من را به فکر فرو برد، خب تو که اضافهوزن هم داری این که اضافهوزن هم ندارد؛ پس چه قدر قشنگ میگوید: «من نیازم است که صحیح غذاخوردن را بیاموزم» و خیلی مسائل دیگر مثل مسائل خانوادگی مینویسند که من را به فکر فرو میبرد، برای زندگی خودم که گاهی وقتها میگویم نکند که من هم همینطور هستم؟ ما در کنگره۶۰ هر چه قدر جایگاهمان تعویض میشود و بالاتر میرود آموزش گرفتنمان هم بیشتر میشود، برعکس اینکه یک عده فکر میکنند ما آموزش میدهیم؛ ولی با همین دلنوشتهها، درخواستها و سؤالات آموزش میگیریم تا به دنبال رفع کردن مشکل برویم که هم یاد بگیریم به او کمک کنیم و هم در زندگی خودمان استفاده کنیم.
آقای مهندس قهر و مهر خود را در مورد دیدهبانان چگونه نشان میدهند؟
ما از آقای مهندس هیچوقت قهر ندیدهایم، چون از اول یاد گرفتهایم که هرچه خواستهایم برای خودمان است، هیچوقت خداوند با انسان قهر نمیکند. شما شنیدهاید که خدا گفته باشد با من حرف نزن؟ نه همیشه میگوید: بیایید با من حرف بزنید. آقای مهندس هم یکی از بندگان صالح خداوند است، واقعاً کسی است که فرامین خداوند را انجام میدهند و هیچوقت قهر نمیکنند؛ بلکه ممکن است کار اشتباهی بکنیم میگویند: درستش کنید؛ حتی گاهی وقتها میگوییم آقا ما را ببخشید، ناراحت میشوند از این کلمه و میگویند: خودت فهمیدی اشتباه است پس برو و درستش کن، احتیاج به بخشش من نیست، بخشش مخصوص خداوند است.
در فایل صوتی «شکلگیری نیروها» دکتر امین میفرمایند: «کسی که میخواهد آموزش بدهد باید طعم آنچه را که چشیده، کاری کند که دیگران هم بچشند». حالا یک خدمتگزار، مرزبان، راهنما چگونه میتوانند این را منتقل کنند؟
همینطور که گفتید در این فایل صوتی استاد فرمودند: «وقتیکه شما یک تجربهای کسب کنید بهطبع وقتیکه صحبت کنید با اعتماد قوی است». برای مثال شما وقتی میروید رستوران غذا بخورید، اول کیفیت را نگاه میکنید، بعد اگر پول داشته باشید به گارسون میگویید: دو تا نوشابه بیاور، دو تا سیخ کباب اضافه بیاور، چرا؟ چون به جیب خودتان مطمئن هستید، برای مثال وقتی که با یک مسافر زندگی میکردید که هروئین مصرف میکرده و شما هم آمدهاید در کنارش، یاد گرفتهاید و اکنون درمان شده است، میتوانید راحت کمک کنید. وقتی خودت کینه را بخشیدی، مشکلاتی را که یک عده برایت درست کردهاند همه را بخشیدی، باید مطمئن باشید که درونت پر از محبت است، مطمئن باشی که میتوانی به دیگران هم بخشش را یاد بدهی و این اصلاً جای نگرانی نیست، راحت است، منتهی این عمل وقتی سخت میشود که چیزی را از دیگری بخواهم که خودم انجام ندادهام، مثلاً من الان اضافهوزن دارم به شما بگویم چرا چاقی؟ درصورتیکه خودم هنوز نتوانستهام اضافهوزن نداشته باشم، این اشتباه است. وقتی خودت کاری را انجام بدهی دیگر استاد میشوی، یاد گرفتهای، راحتتر هستید و مطمئن باشید که به دل هم مینشیند.
شما چه صحبتی دارید با همسفرهایی که سفر خودشان را به مسافر وابسته میکنند؟
نمیتوانم بگویم اثر ندارد، بله تأثیر دارد، مگر میشود یک مسافر برود خانه، حال او بد باشد؟ بهطبع همسفر هم دوستش دارد یا برعکس، مثلاً من خودم وقتی به خانه میروم، اگر حال همسفرم خوب نباشد، سؤال میکنم و روی من اثر میگذارد. آن فردی که کنگره نمیآید و هنوز کنگره را نشناخته است، فکر میکند کنگره برای درمان است و نمیداند که کنگره برای بیدارشدن، یاد گرفتن قوانین، جهانبینی و برای آموختن قوانین زندگی است، اگر همسفر مدام بیاید، مطمئن باشد که میتواند به مسافر خود که نمیآید کمک کند، مثالی که آقای مهندس میگویند؛ یک فرد ملا دو عدد لحاف داشت، یکی را دزدیدند و آن یکی را هم خودش آتش زد، به او گفتند: ملا یکی را دزد برد و یکی دیگر را هم خودت آتش زدی! حالا مسافر تو نمیآید چرا خودت نمیآیی؟ شما که میدانید اینجا جای آموزش گرفتن است و اینجا بیش از صدهزار نفر به درمان رسیدهاند، پس صبر کن. من همسفرهایی را دیدهام که مسافرشان ۶ ماه آمد؛ ولی خودشان ۶ سال آمدهاند و الان مسافرشان راهنما است. اینجا هیچکس بیجواب نمیماند، جوابش را هرچه خواست میدهد، اگر بهاء آن حرکت را بدهید مطمئن باشید که جواب را خواهی گرفت و مطمئن باشید وعده خداوند دروغ نیست.
اگر بخواهید یک جمله به تمام اعضاء کنگره۶۰ که خدمت میکنند بگویید، جملهای که شاید مسیر خدمت را تغییر دهد، چه میگویید؟
ما در کنگره به الگوها نگاه میکنیم، حرفزدن و آموزش دیدن یک بخش است، دیدن نتیجه آموزش هم یک بخش دیگر است. من به این عزیزان میگویم که به راهنماهایتان و به کسانی که رها شدهاند و در شعبه خدمت میکنند نگاه کنید، چرا خدمت میکنند؟ از آنها سؤال کنند که شما برای چه خدمت میکنید؟ شما که از کرمان تا تهران ۳ روز طول میکشد که بروید و برگردید، چرا میروید؟ چرا باید مبلغی کرایه بدهید؛ ولی میروید؟ در هوای گرم و سرد میروید؟ جوابشان یک چیز است، چون حالم خوب است و حال خوب با ابزار، ماشین صفر و مبل نیست، حال خوب درون آدم است و درون آدم هم با خدمت کردن. چرا در کنگره ماندهای اصغر؟ من اگر اکنون حالم از موقعی که مصرف میکردم بهتر نبود الان اینجا نمینشستم، دیگر ترک که نه اصلاً، آن وقت نامزد اعتیاد بودم. اینکه میگویند نامزد اعتیاد، چون خیلی نشئگی دارد، من اگر حالم بهتر نبود، دوباره میرفتم و نامزد اعتیاد میشدم؛ ولی اکنون حالم بهتر است، پس برای چه بروم؟ سؤال و بررسی کنند؛ زیرا این بهترین پاسخ برای آنها میشود.
چه عواملی باعث رشد و پیشرفت شعبه میشود؟
قوانین و حرمتها را انجام دادن، به همدیگر احترام گذاشتن. ما یکسری قوانین داریم یا حرمت، ادب و احترام و سلاح ما در کنگره محبت و بخشش است. من در صحبتهایم گفتم دکتر امین میفرمایند: «کنگره سفید مطلق نیست». نه اینکه کنگره بیاییم و فقط دنبال ایراد باشیم، ایراد در همه شعب وجود دارد؛ حتی در خانواده هم است، هیچکس بیعیب نیست، اینکه من دنبال چه هستم مهم است، مهم این است که آمدهام اینجا عیب ببینم؟ یا آمدهام که حالم را خوب کنم؟ این خیلی میتواند کمکشان کند و انشاءاللّه که بتوانیم خوبیها را بیشتر ببینیم.
در پایان از شما، آقای مهندس و خانواده گرامیشان تشکر میکنم، این دانشمند بزرگ بستری را فراهم کردند که ما بتوانیم زندگی کنیم، هنر زندگی کردن را یاد بگیریم، در کنار هم زندگی کنیم و بگذاریم دیگران هم زندگی کنند و من هم بر خود لازم میدانم از دیدهبان صمیمانه قدردانی کنم، حضور، راهنمایی و صحبتهای شما بسیار آموزنده و دلگرمکننده بود.
طراح سؤال و مصاحبهکننده: همسفر ملیحه رهجوی راهنما همسفر وجیهه (لژیون دوم)
عکاس: همسفر حمیده رهجوی راهنما همسفر وجیهه (لژیون دوم)
ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر آرزو نگهبان سایت
همسفران نمایندگی سیرجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
125