English Version
This Site Is Available In English

خستگی برای من اهمیتی ندارد

خستگی برای من اهمیتی ندارد

در هفته‌ دیده‌بان، فرصتی ارزشمند فراهم شد تا در گفتگویی صمیمانه با مسافر مهدی، دیده‌بان راهنمایان تازه‌واردین، دیده‌بان‌های DST و شال‌های سبز در جمعیت احیای انسانی کنگره60 به گفتگو بنشنیم. مسافر مهدی با تخریب ۱۳ سال آنتی ایکس مصرفی شیره و تریاک وارد کنگره شدند. به مدت ۱۳ ماه به روش DST همراه با داروی اپیوم به راهنمایی مهندس حسین دژاکام سفر کردند. هم‌ اکنون به مدت ۱۵ سال است که به لطف خداوند و با دستان پرمهر آقای مهندس آزاد و رها هستند و در مسیر رهایی گام برمی‌دارند و در زمینه‌های ورزشی نیز به شنا، راگبی و والیبال علاقه‌مند هستند. در این هفته پرشگون توانستیم از گنجینه‌ تجربه، آموزش و خدمت ایشان بهره‌مند شویم. شما را به خواندن این مصاحبه زیبا دعوت می‌کنیم.

اگر ممکن است در مورد جایگاه خدمتی دیده‌بانی توضیحی دهید؟

در حال حاضر در جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ در بخش شورای دیده‌بان مشغول به خدمت هستم. مسئولیت نظارت بر بخش‌های مختلف ازجمله راهنمای تازه‌واردین، دیده‌بان‌های DST و شال‌های سبز در این قسمت بر عهده من است و با خوشحالی در این جایگاه خدمت می‌کنم.

چه چیز ارزشمندی باعث شد که تا امروز در کنگره باقی بمانید و خدمت کنید؟

هیچ‌ چیز در زندگی بالاتر از آرامش و آسایش نیست، چیزهایی که انسان‌ها تمام عمر به دنبال آن‌ها هستند. من وقتی وارد کنگره۶۰ شدم، دریافتم آرامش و آسایشی که در جستجوی آن بودم، تنها در اینجا یافت می‌شود. هر چه در کنگره ماندنم طولانی‌تر شد، این آرامش در زندگی من جاری‌تر و عمیق‌تر گشت.

آینده کنگره را در ایران و جهان چگونه تصور می‌کنید؟

درباره آینده معتقدم کنگره با سرعتی خیره‌کننده به سمت جهانی‌شدن حرکت می‌کند. علمی که امروز کنگره۶۰ در حال ارائه آن به جهان است توانسته ناشناخته‌ها را شناسایی و تبیین کند. این دانش که می‌تواند ریشه بسیاری از بیماری‌ها و اعتیاد باشد، مجامع علمی و دانشگاهی دنیا را بسیار کنجکاو کرده است. مهندس حسین دژاکام همواره از ایمیل‌ها و درخواست‌های همکاری دانشگاه‌های معتبر دنیا صحبت می‌کنند. مطمئنم که در آینده‌ای نزدیک نه‌تنها در ایران بلکه در تمام جهان، سرعت رشد و تأثیرگذاری کنگره دوچندان خواهد شد.

اگر ممکن است یک خاطره شیرین از سال‌های خدمتی را که در کنگره داشتید برای ما تعریف کنید؟

خاطرات من از سال‌های خدمت در کنگره تماماً شیرین است؛ اما یک خاطره همیشه در ذهنم می‌ماند، خدمت در کنار شخصیت بزرگی چون مهندس حسین دژاکام مسئولیت سنگینی است؛ ایشان بسیار دقیق، نکته‌بین و متبحر هستند و حتی در آداب معاشرت، پوشش و شیوه سخن گفتن الگوی ما هستند. یک روز برای کسب تکلیف در مورد کاری تصمیم گرفتم با ایشان تماس بگیرم. از شدت دقت و احترام، تمام جملات را در ذهنم چیدم تا کلمه‌ای اشتباه نگویم. در ذهن خودم تمرین می‌کردم که بگویم: «آقای مهندس بنده عرضی داشتم و می‌خواستم شما امر بفرمایید که چه‌کاری انجام دهم». وقتی تماس گرفتم ایشان پاسخ دادند. من با هیجان گفتم: «آقا یک امری داشتم خدمتتان، خواستم عرض کنم چه‌کارش کنیم؟» ناگهان احساس کردم سطل آب سرد روی من ریخته است! متوجه شدم که از کلمه امر به شکلی نامناسب استفاده کرده‌ام. بلافاصله با سرعت زیاد شروع به صحبت کردم تا موضوع از ذهن ایشان بپرد. ایشان هم راهنمایی‌شان را کردند و خداحافظی کردیم. همین‌که گوشی را زمین گذاشتم، با استرس فکر کردم: «خدا کند متوجه اشتباهم نشده باشند» اما ناگهان گوشی دوباره زنگ خورد! آقای مهندس بودند بالکنت گفتم: «آقا متوجه شدم، اشتباه کردم، ببخشید!» ایشان با مهربانی فرمودند: فقط زنگ زدم بگویم به یک بزرگ‌تر نمی‌گویند امر کن، این سوتی‌های کوچک به‌واسطه آموزش‌های ایشان به یکی از زیباترین و آموزنده‌ترین خاطرات زندگی من تبدیل‌شده است.

چگونه بین کار، خانواده و کنگره۶۰ تعادل برقرار کرده‌اید؟

پاسخ من این است که آموزش‌های کنگره به ما می‌آموزد که نگرش ما نباید از زندگی جدا باشد. بسیاری از ما زمانی دچار مشکل می‌شویم که کنگره را از زندگی خود جدا می‌کنیم. درواقع ما در زندگی سه ضلع‌ داریم که باید آن‌ها را باهم پیش ببریم: کار، خانواده و کنگره. این سه ضلع مثلث تعادل زندگی ما را تشکیل می‌دهند. اگر بخواهیم فقط بر دو ضلع تمرکز کنیم و ضلع سوم را رها کنیم، این مثلث تغییر شکل داده و تعادل از بین می‌رود. من با تکیه‌بر آموزش‌های کنگره توانسته‌ام این سه ضلع را در کنار هم نگه‌ دارم و تعادل را در زندگی‌ام برقرار کنم، هرچند می‌دانم این مسیر تنها با تکیه‌بر آموزش‌ها و پشتکار، ممکن می‌شود.

آیا تابه‌حال در جایگاه دیده‌بانی احساس کرده‌اید که خسته شده باشید و بگویید دیگر بس است؟

هرگز! تابه‌حال چنین حسی نداشته‌ام. بله گاهی اوقات به دلیل بار سنگین مسئولیت، فشار روانی و کاری زیادی وارد می‌شود؛ اما این فشار هرگز به معنای خستگی از خدمت نیست. اصلاً معنای بس است برای من وجود ندارد؛ برای مثال اگر همین حالا مهندس حسین دژاکام تماس بگیرند و مأموریتی به من محول کنند، با تمام توان برای انجام آن حرکت می‌کنم؛ چون در این مسیر، خستگی برای من اهمیتی ندارد.

نمایندگی گوجان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

من با حضور در اکثر نمایندگی‌های سراسر کشور، متوجه شده‌ام که همگی هدف و روحیه یکسانی دارند. نمایندگی گوجان نیز جزئی جدانشدنی از خانواده بزرگ کنگره۶۰ است و بسیار عالی عمل می‌کند. یکی از موهبت‌های بزرگ مردم گوجان و شهرهای اطراف، داشتن ساختمان و مکانی مشخص برای نمایندگی است. در شهرهای بزرگ، بسیاری از شعبه‌ها باوجود منابع مالی بالا هنوز زمین یا ساختمان اختصاصی ندارند؛ اما این‌که شما از خودتان بنا و مکانی دارید موهبتی است که باید قدر آن را بدانید. از عزیزان گوجان می‌خواهم در این زمینه بیشتر تلاش کنند و در حد توان خود به پیشرفت این نمایندگی کمک کنند. می‌دانم که شرایط اقتصادی امروزه برای همه سخت است و من هم با این سختی‌ها روبه‌رو هستم؛ اما باید دیدگاهمان را تغییر دهیم. کنگره بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی ماست؛ همان‌طور که هر کس تلاش می‌کند، بهترین گلدان و زیباترین دکوراسیون را برای خانه‌اش تهیه کند؛ باید همین نگاه را نسبت به کنگره هم داشته باشد. حتی با مبالغ اندک مثل پس‌اندازهای صد یا چند هزارتومانی با نگاهی ارزشمند به خانه و جایگاه کنگره کمک کنید.

کلام آخر:

در پایان می‌خواهم از همه شما سپاسگزار باشم و به‌طور ویژه از تمامی اعضاء سایت و تیم‌های دیجیتال که در سایه فعالیت می‌کنند. من همیشه می‌گویم که وسعت خدمت شما بسیار فراتر ازآنچه تصور می‌شود است. در گفتگوهایی که با افراد مختلف دارم، بسیاری از آن‌ها می‌گویند: «ما از طریق سایت با کنگره آشنا شده‌ایم». این نشان می‌دهد که وقتی یک راهنما با کسی صحبت می‌کند، سایت و فضای آنلاین شما، پیام را به گوش افراد بسیار بیشتری می‌رساند. بچه‌ها و همکارانی که در سایت تلاش می‌کنند بدانید که وسعت پیام‌رسانی شما بی‌نظیر و کارتان بسیار ارزشمند است به شما صمیمانه خدا قوت می‌گویم. امیدوارم در آینده، هم من و هم شما بتوانیم با تکیه‌بر تلاشی که انجام می‌دهید، پیام نجات و درمان کنگره را به گوش تمام افرادی که در بند و دردمند هستند برسانیم.

از طرف سایت نمایندگی گوجان از دیده‌بان مسافر مهدی بسیار تشکر می‌کنیم که وقتشان را در اختیار ما قرار دادند و برای ایشان آرزوی سلامتی و موفقیت داریم.

مصاحبه‌کننده: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
عکاس: همسفر تارا رهجوی راهنما همسفر سمانه (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر ندا (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی گوجان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .