دومین جلسه از دوره دوم جشن هفته دیدهبان کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی کمالالملک به استادی راهنمای محترم مسافر غلامرضا و نگهبانی مسافر پویا و دبیری مسافر حسن با دستور جلسه «هفته ی دیدبان» در روز دوشنبه 2 شهریور ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷:۰۰ شروع به کار کرد.

سخنان استاد:
خدا را شاکر و سپاسگزارم و سپس سپاسگزار جناب مهندس و خانواده محترمشان هستم که در این بستر آموزشی اجازه فعالیت را دارم پیشاپیش هفته دیده بان را به تمام دیدهبانهای کنگره ۶۰ و مخصوصاً به جناب آقای مهندس و خانم آنی که اولین دیده بان های کنگره ۶۰ هستند تبریک میگویم.
جا دارد که من یادی کنم از جناب آقای کوروش آذرپور که آموزشهای زیادی از ایشان گرفتم آقا کوروش یکی از دیدهبانهایی بودند که متاسفانه دیگر در بین ما نیستند و خدا را شکر میکنم که کنگره دیدهبانهای زیادی دارد و هر کدام بار آموزشی خود را دارند و میتوان از آنها آموزشهای زیادی را گرفت یک دیده بانی که بخواهد انتخاب شود بصورت شورایی، ۴ سال زمان میبرد و در مورد او تصمیم گیری میشود و بعد از ۴ سال دیدهبان معرفی میشود به کنگره ۶۰ در ساختارهای کنگره با رای گیری افراد انتخاب میشودند و فقط انتخاب دیدهبان است که به صورت شورایی انجام میشود.
دیده بان دو تا کار دارد که یکی از آن کارها قانونگذاری است و دیگری مراقبت کردن از آن قانونی که وزن شده است هر شعبهای دیده بان رابط دارد که با ایجنت در ارتباط است که اگر مشکلی در شعبهها است برطرف بشود که یک سفر اولی که میخواهد سفرش را آغاز کند به راحتی سفرش را انجام بدهدو به رهایی برسد.
یادم میآید که در سال ۹۳ که اولین جلسه به کنگره ۶۰ رفتم جناب آقای احمد حکیمی که الان دیده بان کنگره ۶۰ هستند استاد جلسه بودند و از خوش شانسی من آقای اصغر منصوری که الان دیده بان هستند مشاور تازه واردین بودند البته آن موقع هنوز دیدهبان نشده بودند و اون روز آقای اصغر منصوری به من و ۴۰ نفر دیگر از بچهها که تازه وارد بودند مشاوره دادند در شعبه اصفهان و آنقدر آن روز آقای منصوری به من خوب مشاوره دادند که بعد از ۱۲ سال هنوز حرفهای ایشان را به خاطر دارم در دوره خدمتی که در کنگره ۶۰ دارم خدا را هزار مرتبه شکرمیکنم که این افتخار را داشتم که شاگردی خیلی از دیدهبانها را بکنم و از آنها آموزش بگیرم .
در شعبه شهرری امور مالی دست من بود گزارش ماهیانه را بردم بالا آقای سلامی برگه من را نگاه کرد و گفت آقا غلامرضا دست چک شما همراهتان است؟
به شوخی به ایشان گفتم که من آقا دست چکم را فروختهام و کراوات خریدم گفت کارت بانکی همراه داری گفتم خیر گفت شما باید یک میلیون و دویست هزار تومان از جیبتان هزینه کنید و این فاکتوری که الان در حسابتان است را بردارید که من گفتم این به دستور ایجنت انجام شده و ایجنت از جیبشان پرداخت میکنند.
به من گفت بنشین سوال کرد که ما در سال چند جشن برگزار میکنیم گفتم چهار جشن گفت چند تا شعبه داریم گفتم تا جایی که من اطلاع دارم ۶۰ شعبه که اون موقع شعبهها مثل الان انقدر زیاد نشده بود گفت خوب اگر هر جشنی هر یک مرزبان یک میلیون و دویست هزار تومان اضافه خرج کند در سال و یا در ماهش را حساب کن ببین چقدر میشود که من حساب کردم حدود سیصد و خوردهای میلیون میشد.
ببینید چقدر آن روز به من درست و روان آموزش داد که آقا شما یک مسئولیتی را دارید و موقع انجام دادن آن مسئولیت باید حواست را جمع کنی که باری بر دوش کنگره ۶۰ نگذاری و بتوانی باری را از دوش کنگره برداری دیده بانان ستونهای کنگره هستند یک دیدهبان خیلی کار سختی را بر عهده گرفته است نماد آموزش و نماد خدمت هستند دیده بانان و من غلامرضا باید از زحمات انان قدردانی کنم.
همه دیده بانان اینقدر زحمت میکشند تا یک نفر به رهایی برسد من غلامرضا از باقرشهر تا شعبه میخواهم بیایم میگویم مسیر من دور است ولی یک دیده بان ۲۰ سال یا ۲۵ سال به زبان گفتنش راحت است انجام دادنش واقعاً هنر میخواهد در ماه یا در هفته دو بار به شهرستان میرود از خواستههای معقول خودشان میگذرند از منافع خودشان میگذارند تا منافع کنگره حفظ بشود من باید قدردانه دیده بانان باشم واقعا دیده بانان چراغ خاموش خدمت میکنند.
در شعبه شهرری چندین سال قبل یک آتش سوزی اتفاق افتاد و دو نفر سوختند دو یا سه هفته بعد از این اتفاق دیدهبان به شعبه آمد و گفت درب ورودی سالن را باید عوض کنیم چون درب رو به داخل باز میشد و گفت باید درب رو به بیرون باز شود و چند تا اشکال دیگر در شعبه بود که گفت و حل شد چند وقت بعد از اینکه درب شعبه عوض شد مغازه ای که کنار شعبه بود آتش گرفت آن روز من مرزبان بودم صاحب مغازه دوید داخل حیاط شعبه و صدا زد که کپسول آتش نشانیتان را به من بده مغازهام آتش گرفته همان زمان که همسفران جلسه داشتند؛ صدای همسایه را شنیدند و همزمان ۱۵۰ تا همسفر شروع کردند که از در شعبه خارج شوند و میخواهم بگویم که آن روز اگر دیدهبان مشکل آن در را حل نکرده بود در شعبه فاجعه میشد ولی چون دیده بود مشکلات را و تذکر داده بود و حل شده بود در شعبه جلوی آن اتفاق که ممکن بود بیفتد گرفته شد از اینکه به صحبتهای من گوش کردید از شما سپاسگزارم.
- تعداد بازدید از این مطلب :
65