پنجمین جلسه از دوره شصت و هفتم سری کارگاههای آموزشی - خصوصی خانمهای مسافر و همسفر نمایندگی یاس اصفهان، با استادی مسافر زهرا، نگهبانی مسافر سهیلا و دبیری مسافر سحر، با دستور جلسه «هفته دیدهبان»، در روز شنبه ۳۱ مردادماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۱۳:۳۰ آغاز به کار نمود.
سخنان استاد:
سلام دوستان، زهرا هستم یک مسافر.
خدا را شاکرم بهخاطر چنین روز و لحظه، از ایجنت محترم شعبه و نگهبان جلسه که اجازه دادند بار دیگر در جایگاه استادی خدمت کنم سپاسگزارم. دستور جلسه این هفته «هفته دیدهبان» است.این هفته را خدمت آقای مهندس، خانوادهٔ محترم ایشان، همه اعضای شورای دیدهبانان، خصوصاً خانم مونای عزیز دیدهبان خانمهای مسافر و تمامی اعضای شعبه تبریک و شادباش عرض میکنم.
آقای مهندس، در کنار درمان اعتیادشان، به فکر انسانهای دیگر نیز بودند؛ تابهحال خوب برسند. در اوایل، آقای مهندس خودشان یک نفر بودند و ذرهذره دو، سه نفر اضافه شدند. مهندس دژاکام، با سختیها و موانع زیادی روبهرو بودند؛ اما چون هدف ایشان یاریرساندن به انسانهای دیگر بود؛ در بدو حرکتشان بهتنهایی و باقوت گرفتن از قدرت مطلق، راهشان را ادامه دادند.
تعداد آهستهآهسته اضافه شد. آقای مهندس، نوشتارهای کنگره ۶۰ را نظم دادند و کتاب ۶۰ درجه را به نگارش در آوردند. آرامآرام با بالارفتن جمعیت، آقای مهندس جلسات را با نگهبان، دبیر و استاد برگزار کردند و با تشکیل لژیون و همچنین راهنما جلسه را تشکیل دادند. آقای مهندس بهمرورزمان، تمامی راهها را طی کردند. در اوایل، حدود ۲۷ سال پیش، فقط یک شعبه در تهران وجود داشت.
در شهرهای دیگر نیز مصرفکنندگانی بودند. عزیزان سفیر شدند و به شهرهای دیگر رفتند. مثلاً دیدهبانان عزیز آقای خدامی، سلامی، حکیمی ۲، ۳ سال هر هفته به اصفهان تشریف میآوردند و چندین نفر را به رهایی رساندند. تا افراد راهنما شوند و در آن شهر بتوانند شعبهای را برپا کنند. تمام شهرها به همین صورت، شکل گرفت.
آقای مهندس با دشواریهای زیادی روبهرو بودند؛ عزیزانی که در اوایل واقعاً پیشگام بودند. مسیر را طی میکردند تا بتوانند در شهرهای دیگر هم رهایی داشته باشند. آنها توانستند شعبههایی را برپا کنند. کلمه دیدهبان یعنی دیدن و رصدکردن.امکان دارد، در ذهن یکسری اشخاص این سؤال پیش آید که چرا این دستورات گذاشته میشود؟ زیرا تازهواردینی که وارد کنگره ۶۰ میشوند، باید بدانند که کار دیدهبان کیست و آنها چه اشخاصی هستند؟ دیدهبانان؛ خودشان در اوایل سفر، حال بدی داشتند و مصرفکننده بودند. به کنگره ۶۰ آمدند، راهنما انتخاب کردند، بهخوبی سفر کردند و به درمان رسیدند. همچنین بعد از رهاییشان راهنما، مرزبان و ایجنت شدند و راه را درست رفتند.
آنها تبدیل به انسانهایی شدند که به یک ساختار نظم و انضباط دادند. من هنگامی که در مورد دیدهبانها فکر و صحبت میکنم واقعاً بدنم به لرزه درمیآید. دیدهبانها زحمت زیادی میکشند. آنها همان ستونهای محکم هستند که اگر ستونهای محکم کنگره ۶۰ نبود معلوم نبود در چه وضعیتی قرار داشتم. پس اگر ما امروز در موقعیت فعلی قرار گرفتیم، بهخاطر تدابیر درست و صحیح آقای مهندس، راهوروش درست و زحمات دیدهبانان عزیز است.
همانا دیدهبانها، انسانهای فداکاری هستند که با عشق زحمت میکشند.در هر ادارهای یک رئیس شرکت و یا کارخانهای، خدمتکار و راننده دارد. ولی دیدهبانها واقعاً از صمیم قلب و با عشق کیلومترها مسیر را طی میکنند و به شعبهها دیگر سر میزنند، از وقت خودشان و خانوادهشان میگذارند و بدون هیچ چشم داشتی مثل آفتاب و باران که بی توقع میبارد همچنان به ما عشق و محبت میدهند.
روزی روزگاری مصرفکننده بودم. دیگر هیچچیزی برای ازدستدادن نداشتم. به کنگره ۶۰ آمدم و همه چیز در زندگیام برگشت و درست شد. حس خوب حال خوبی پیدا کردم و همه را مدیون دستهایی هستم که دیده نمیشوند، کیلومترها در تمام شهرها میروند. همیشه در راه نجات یک انسان، خانواده و مادری که شب راحت سرش را زمین بگذارد و دغدغهٔ مصرف بچه یا همسرش را نداشته باشد، هستند. کار آنها، کار بسیار عظیمی است.من تشکر میکنم از راهنمای بزرگوارم که اگر ایشان نبودند من الان در کنگره ۶۰ حضور نداشتم. جا دارد تشکر ویژهای خدمت خانواده دیدهبانهای عزیز داشته باشم.
تایپ: مسافر اکرم - لژیون یکم - نمایندگی یاس اصفهان
ویرایش: همسفر مهسا - لژیون چهاردهم - نمایندگی یاس اصفهان
عکس: مرزبان خبری همسفر مریم
بازبینی و ارسال: همسفر فاطمه
- تعداد بازدید از این مطلب :
12