English Version
This Site Is Available In English

گروه خانواده- خدمت خالصانه می‌تواند سال‌ها در قلب یک انسان باقی بماند.

گروه خانواده- خدمت خالصانه می‌تواند سال‌ها در قلب یک انسان باقی بماند.

گاهی آدم فکر می‌کند بعضی آدم‌ها فقط در مسیر زندگی‌اش قرار می‌گیرند، غافل از اینکه حضورشان می‌تواند مسیر زندگی آن‌ها را عوض کند. در حقیقت من اوایل ورودم به کنگره۶۰، علاقه‌ای به ماندن نداشتم. نه با فضا ارتباط می‌گرفتم، نه مفهوم حرف‌هایی که زده می‌شد برایم آن‌طور که باید جا می‌افتاد. دو ماه از سفر من و مسافرم گذشته بود و من هنوز احساس می‌کردم رفت و آمد من بیهوده است؛ بدون اینکه چیزی درونم تغییر کرده باشد. تا اینکه یک روز استاد حکیمی، استاد جلسه بودند‌ نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد؛ اما آن جلسه برای من شبیه یک جرقه بود.

حرف‌هایشان آن‌قدر به دلم نشست که انگار کسی دقیقاً با خودِ من حرف می‌زد. همان روز چیزی درون من روشن شد؛ چیزی که باعث شد کنگره را جور دیگری ببینم، جور دیگری بشنوم و کم‌کم دلم بخواهد بمانم و یاد بگیرم. شاید آن روز هنوز نمی‌دانستم «هفته دیده‌بان» چه معنای عمیقی برای من پیدا خواهد کرد. امروز که به گذشته نگاه می‌کنم، می‌بینم پشت این آرامش و امنیتی که ما در کنگره تجربه می‌کنیم، انسان‌هایی ایستاده‌اند که بی‌هیاهو، عاشقانه و مسئولانه خدمت می‌کنند.دیده‌بانان برای من فقط چند جایگاه یا چند اسم نیستند. آدم‌هایی هستند که شاید خیلی وقت‌ها از خستگی‌ها و سختی‌هایشان چیزی نمی‌گویند؛ اما نتیجه زحمتشان را می‌شود در لبخند یک مسافر، در آرامش یک همسفر و در نجات یک خانواده دید. گاهی یک جمله، یک نگاه، یک آموزش‌؛ حتی یک جلسه می‌تواند

سرنوشت یک انسان را عوض کند. من امروز در هفته دیده‌بان، از صمیم قلب سپاسگزارم؛ نه فقط برای جایگاه دیده‌بانی، بلکه برای تمام انسان‌هایی که چراغ این مسیر را روشن نگه داشته‌اند تا امثال من بتوانند راه را پیدا کنند. امروز می‌فهمم که آن جرقه اتفاقی نبود؛شاید محبت و خدمتی بود که از دل یک انسان خدمتگزار به دل من رسید. و چه زیباست که در کنگره۶۰ یاد گرفته‌ایم: آدم‌ها ممکن است ندانند کِی و کجا اثرگذار بوده‌اند؛ اما یک خدمت خالصانه می‌تواند سال‌ها در قلب یک انسان باقی بماند. من برای همه دیده‌بانان عزیز، از خداوند بهترین‌ها را می‌خواهم و امیدوارم بتوانم روزی ذره‌ای از محبت و خدمتی را که از این بزرگواران دریافت کرده‌ام، به دیگران منتقل کنم. سپاسگزارم که هستید سپاسگزارم که خدمت می‌کنید و سپاسگزارم که چراغی را روشن نگه داشته‌اید که روزی، جرقه‌اش به قلب من رسید.

نویسنده: راهنما همسفر نازنین زهرا (لژیون دوم)

ویرایش و ارسال: همسفر سمیرا، نگهبان سایت 

همسفران نمایندگی دورود 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .