English Version
This Site Is Available In English

دیده‌بانان؛ خادمان بی‌ادعای کنگره

دیده‌بانان؛ خادمان بی‌ادعای کنگره

جلسه ششم از دوره هفدهم سری کارگاه‌های آموزش خصوصی ویژه همسفران آقا کنگره۶۰ شعبه شیخ‌بهایی، با‌ استادی ایجنت محترم مسافر مجید، نگهبانی همسفر عباس و دبیری همسفر‌ صادق با دستور جلسه «هفته دیدبان» شنبه ۱۴۰۵/۰۵/۳۱ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، مجید هستم، یک مسافر.
در کنگره ۶۰ همیشه نظم و انضباط جایگاه ویژه‌ای دارد و جلسات رأس ساعت برگزار می‌شوند. حضور در نمایندگی همسفران آقا و دیدن این نظم و آموزش‌ها، حس بسیار خوبی در من ایجاد کرد؛ به‌خصوص که احساس می‌کنم در کنار برادران خودم هستم.
من به‌عنوان یک مسافر، دوران سختی را پشت سر گذاشتم و در زمان اعتیاد، کمتر درک می‌شدم. امروز می‌بینم که آموزش‌های کنگره فقط به فرد مصرف‌کننده محدود نمی‌شود؛ بلکه خانواده و همسفر نیز آموزش می‌گیرند تا بتوانند شرایط یکدیگر را بهتر درک کنند و ارتباط مؤثرتری داشته باشند. انسان‌ها برای رشد و آرامش، به ارتباط، گفت‌وگو، معاشرت و تبادل انرژی نیاز دارند و امروز احساس می‌کنم این انرژی در کنار شما در من جابه‌جا شد.
من هرچه دارم، از آموزش‌های کنگره ۶۰ دارم. گاهی ممکن است تصور کنیم مطالبی که در آموزش‌های مختلف مطرح می‌شود با یکدیگر تناقض دارند، اما در واقع بسیاری از این تفاوت‌ها نشانه حرکت و پیشرفت در مسیر آموزش است. ما زمانی می‌توانیم به حال خوش برسیم که خودمان را بشناسیم و سیستم بیوشیمی بدنمان را به تعادل برسانیم؛ همان‌طور که یک مصرف‌کننده برای درمان به این تعادل نیاز دارد، همسفر نیز برای رسیدن به آرامش و حال خوب، نیازمند آموزش و شناخت است.
بخش بزرگی از این دستاوردها به روش DST و تفکر و دانش بنیان کنگره ۶۰ بازمی‌گردد. آقای مهندس، ریشه و بنیان این مجموعه هستند؛ کسی که اعتیاد و درمان آن را با نگاهی علمی بررسی و مهندسی کرد و روش درمانی DST را به وجود آورد. امروز ثمره این تلاش‌ها را در نمایندگی‌های مختلف و در رهایی انسان‌های بسیاری می‌بینیم.
اگر کنگره را به یک درخت تشبیه کنیم، آقای مهندس ریشه این درخت هستند و ریشه وظیفه دارد مواد و املاح لازم را به ساقه و شاخه‌ها برساند تا درخت رشد کند و به بار بنشیند. در کنار ایشان، افراد بسیاری در طول این سال‌ها زحمت کشیده‌اند و هرکدام بخشی از این درخت را ساخته و پرورش داده‌اند.
در اصفهان نیز مسیر کنگره با سختی‌های زیادی آغاز شد. آقای مفتون پس از رهایی به اصفهان آمدند و جلسات در بهزیستی خیابان احمدآباد آغاز شد. در آن روزها امکانات بسیار محدود بود؛ نشریات و آموزش‌ها به گستردگی امروز نبود و حتی گاهی برای برگزاری جلسه و لژیون با کمبود فضا مواجه می‌شدیم. آقای علی خدامی، آقای جمال کبیررضایی و آقای مهدی حسینی از تهران می‌آمدند و با آموزش و خدمت خود، بذر کنگره را در اصفهان پرورش دادند و افراد زیادی از این مسیر به رهایی رسیدند.
مسیر همیشه آسان نبود. حتی زمانی که مجبور شدیم محل برگزاری جلسات را ترک کنیم، با تلاش خدمتگزاران، مکان‌های دیگری فراهم شد. یکی از این مکان‌ها در خیابان ارغوانیه بود؛ یک سوله که با تلاش اعضا از چاه‌کنی و دیوارکشی گرفته تا گچ‌کاری و آماده‌سازی، تبدیل به محیطی برای آموزش شد. آن روزها برای ما بسیار ارزشمند بود، چون می‌دانستیم داشتن یک محیط امن و ثابت، تا چه اندازه برای یک مسافر اهمیت دارد.
من خودم سختی‌های آن دوران را لمس کرده بودم؛ به همین دلیل نگرانی مسافری را که ممکن است محل درمانش را از دست بدهد، به‌خوبی درک می‌کردم. بسیاری از عزیزان در آن سال‌ها زحمت کشیدند تا این مسیر ادامه پیدا کند و افراد بیشتری بتوانند درمان شوند.
در آن زمان حتی شرایط راهنماها نیز مانند امروز نبود. گاهی هفته‌ای یک‌بار و حتی برای بعضی افراد ماهی یک‌بار امکان دیدار با راهنما وجود داشت. با این حال، چون به روش DST و آموزش‌های کنگره ایمان داشتیم، با تمام وجود به درمان ادامه می‌دادیم.
امروز وقتی به ساختار کنگره نگاه می‌کنم، می‌بینم که پشت این نظم و مدیریت، تلاش بسیار زیادی وجود دارد. دیده‌بانان کنگره مانند دست‌های توانمند این مجموعه هستند؛ نمایندگی‌ها را بررسی می‌کنند، کیفیت آموزش‌ها، عملکرد راهنماها، شرایط کارگاه‌ها و بسیاری از مسائل دیگر را زیر نظر دارند و دغدغه اصلی‌شان، رشد و رهایی اعضاست.
من خودم در زندگی بارها مسیر اشتباه را تجربه کردم. حتی در موضوع تحصیل، زمانی تصور می‌کردم دانشگاه رفتن برای من ضرورتی ندارد؛ اما بعدها فهمیدم اشتباه کرده‌ام و دوباره تحصیل را از ابتدا شروع کردم و این بار با شناخت و هدف، ادامه دادم. این تجربه به من نشان داد که وقتی انسان «چرایی» یک کار را بفهمد، مسیرش تغییر می‌کند.
در کنگره نیز آموزش همین اتفاق را برای من رقم زد. روزی راهنمایم با یک تذکر جدی به من فهماند که هنوز تغییرات لازم را در خودم ایجاد نکرده‌ام. آنجا متوجه شدم که درمان فقط رهایی از مواد نیست؛ بلکه یک مسیر مداوم برای آموزش، تغییر و خدمت است.
امروز وظیفه خودم می‌دانم از تمام کسانی که در مسیر کنگره ۶۰ زحمت کشیده‌اند تشکر کنم؛ از دیده‌بانان و خدمتگزاران قدیمی و جدید گرفته تا تمام کسانی که در ساخت، راه‌اندازی و توسعه نمایندگی اصفهان نقش داشته‌اند. همچنین از آقای صالح کردگاری که در شکل‌گیری و بنیان نمایندگی همسفران آقا نقش مهمی داشتند، صمیمانه تشکر می‌کنم. تفکری که روزی فقط یک ایده بود، امروز به واقعیتی ارزشمند تبدیل شده است.
دست تمام این عزیزان را می‌بوسم؛ چراکه خدمت و تلاش آنان بخشی از مسیر رهایی من و بسیاری از انسان‌های دیگر بوده است.
امروز وظیفه ماست که این آموزش، عشق، محبت و فرهنگ را سینه‌به‌سینه منتقل کنیم و به انسان‌هایی که هنوز پشت این درها هستند و از وجود کنگره و روش DST بی‌خبرند، کمک کنیم تا راه خود را پیدا کنند.
«همه برای یک نفر و یک نفر برای همه»؛ اگر هرکدام از ما سهم خود را در خدمت و انتقال این آموزش‌ها انجام دهیم، می‌توانیم در گسترش این روش و کمک به انسان‌های بیشتری سهیم باشیم.
در پایان از تمام خدمتگزاران کنگره ۶۰، به‌ویژه بانوان و همسفرانی که در کنار آقای مهندس و در بخش‌های مختلف خدمت کرده‌اند، صمیمانه تشکر و قدردانی می‌کنم.
از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید، سپاسگزارم.

تایپ و ویرایش: همسفران محمد، رسول و محمد حسن
تنظیم و ارسال: همسفر هادی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .