سلام دوستان مجید هستم یک مسافر
وادی ششم وتاثیر آن روی من حکم عقل را در قالب فرمانده کاملا اجرا نماییم
مطلبی که هست درمورد عقل اینکه من انجاییکه فرمان عقل رو اجرا میکنم خروجی آخرش به صلح و آرامش میرسه و اونجاییکه فرمان عقلم رو اجرا نکنم در واقع فرمان نفسم رو اجرا کنم یک مقدار ناراحتی آخرش دارم و به اون صلح و آرامشی که دارم صد در صد نمیرسم و این
چیزیه که تا حدودی هممون میدونیم مثلا : مثلا یسری افراد هستن که همیشه دیر به اونجاییکه میخوان برن میرسن و اینا همیشه صد در صد عقلشون بهشون میگه که تو برای اینکه دیر نرسی باید الان حرکت کنی یا فلان کارو نکنی تا دیر نرسی اما به عقله گوش نمیده به نفسه گوش میده حالا ی چرتی بزنم یا برم یچیزی بخورم از این نظیر کارها و اصلا قرار نیست چیزه ضد ارزشی هم باشه حالا عقل به من میگه تو میخوای ساعت پنج برسی این موقع باید حرکت کنی ولی اون موقع نفس میگه نه سی دی عقب افتاده حالا وایسا دو دقیقه دیگه از سی دی تو بنویس و این باعث میشه که من پنج و ربع برسم و وقتی پنج و ربع برسم باید عجله کنم ، دیر برسم ، اسمم وارد لیست نمیشه ، مرزبان یا راهنما بهم تذکر میده و این خروجی اینکه من دقیقا به فرمان عقلم گوش ندادم و اجراش نکردم حالا راهش چیه؟ راهش اینکه همون اول قضیه رو برای خودم مشخص کنم که من باید قبل ساعت پنج سر جلسه باشم زمانیکه عقل به من میگه باید حرکت کنی دیگه باید حرکت کنی یا صبح از خواب میخوایم بیدار بشیم دیگه باید بیدار بشیم هی چند دقیقه دیگه بخوابم این دقیقا همون جاییکه حکم عقل رو اجراء نکردیم حالا خروجیش چی میشه این میشه که من تایمم بهم میخوره با همون ده دقیقه و من باید برای درمان اعتیادم باید کاملا نظم رو اجراء کنم و برای اجرا درآوردن نظم باید حکم عقل رو به صورت کامل اجرا کنم .
نکته اصلی این است که به جای کارهای هیجانی یا افراطی ،باید کارهارا کوچک ، منظم و قابل اجرا کرد مثلا به جای یک باره انجام دادن یک کار بزرگ روزی ده دقیقه به آن پرداخت که قدم های کوچک و پیوسته ، با راهنمایی عقل ، آرامش می آورند و ماندگار میمانند.
- تعداد بازدید از این مطلب :
38