کارگاه آموزشی عمومی نمایندگی نیما یوشیج بهشهر، به استادی دیدهبان محترم مسافر عبدالله ملکی، نگهبانی مسافر مسعود و دبیری مسافر منوچهر با دستور جلسه «هفته جشن دیدهبان» ۲۹ مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ شروع به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، عبدالله هستم، یک مسافر.
خدا را شکر که در نمایندگی نیما یوشیج و در جمع شما عزیزان هستم. نسبت به سال گذشته حضور بسیار کمرنگتر است. خب، شرایط کشور بحرانی بود، جنگ را پشت سر گذاشتیم و مشکل OT داشتیم؛ با همه این موارد، اولین بار است که میبینم نمایندگی اینقدر خلوت باشد.
من مسئول شعبه چالوس، گیلان و قائمشهر هم هستم. دو سه هفته پیش در قائمشهر حضور داشتم؛ سالن جای سوزن انداختن نبود. این موضوع قطعاً یک بازنگری لازم دارد. راهنمایان حتماً تلاش بیشتری صرف کنید؛ به هر حال یک ضعفی وجود دارد. گذشته از شرایط بدی که وجود دارد، یک ضعفی در درون ما هست که نمایندگیها ضعیف عمل میکنند.
در هر نمایندگی که حضور پیدا میکنیم، بیشترین دغدغه این است که ملکی یا زمینی تهیه شود و ساختمانی برای آنها ساخته شود. ماحصل این باشد که افراد بیشتری به درمان برسند و زندگیشان سامان پیدا کند.
قدر مسلم موضوع همین است که خانوادهها در آرامش بیشتری قرار بگیرند تا از این بحران، تاریکی، اختلافات شدید و مسئله اعتیاد خارج شوند و زندگی مطلوبی را تجربه کنند. امیدوارم راهنماها تلاش بیشتری داشته باشند و راهکار بهتری به کار گیرند تا این مشکل هم حل شود و پای افراد به کنگره باز شود.
کنگره ۶۰ مثل یک زمین زراعی است که یک کشاورز بذرش را در آن میپاشد؛ به نوعی که در جای خودش قرار میگیرد و زمین معمولاً آماده کشت است. گاهی اتفاق میافتد که موانعی بر سر راه قرار میگیرد؛ مثل علفهای هرز و سنگ که بذرها روی آنها قرار میگیرند. قطعاً عواملی مثل باد یا عامل شیمیایی هم میتواند دخیل باشد.
خب، زمان رشد باید برسد و تلاش بیشتر شود. در حال حاضر تمام تلاش کنگره به همین شکل است. همانطور که افراد به آموزشها گوش میکنند، باید بدانیم حدود سی سال پیش، در برههای که مواد مخدر در زمره جرایم سنگین و حتی مشمول اعدام بود، اقدامی شجاعانه صورت گرفت و مواد مخدر جلوی مسئولان کشور قرار داده شد و درخواست شد افراد برای درمان حضور پیدا کنند؛ آن هم با مصرف همین تریاک.
خیلی دوران سختی بود و این مسیر یکتنه با ایستادگی ادامه پیدا کرد؛ چراکه موضوع بهدرستی شناخته شده بود و این باور وجود داشت که یک روز افقنگری به نقطهای خواهد رسید که حقیقت به این شکل آشکار شود. فکر میکنم تا به امروز حدود صد و هشتاد هزار نفر در کنگره حضور پیدا کردهاند و به درمان رسیدهاند.
قطعاً آن روز این ایمان وجود داشت و آنچه پیاده شد، پیش از آن در ذهن پرورش پیدا کرده بود و حرکت در سختی جامعه انجام شد. نتیجه این شد که تشکل کنگره امروز به این نقطه رسید؛ بالغ بر دو هزار راهنما و هزار راهنمای تازهواردین در کنگره داریم.
هر شعبه پنج مرزبان مسافران و دو تا سه نفر مرزبان همسفران و یک ایجنت دارد که مجموعاً حدود ده نفر مسئول اجرایی هستند. کنگره به این صورت شکل گرفت که از همان ابتدا تفکر شورایینگر حاکم بود، نه به صورتی که مطلقاً یک نفر حرف بزند و همان کار انجام شود.
به این صورت بود که ابتدا دیدهبانها صلاحیت پیدا کردند و افرادی که شرایط مطلوبتری داشتند و خدمات بهتری ارائه داده بودند، بهوسیله شورای دیدهبانها گلچین میشدند و انتخاب صورت میگرفت. بیش از یک سال بر رفتار و عملکرد شخص متمرکز میشوند و در پایان بررسیها، موضوع به رأیگیری گذاشته میشود.
شرایط دشواری است و مسائل بسیاری وجود دارد که دقت زیادی میطلبد. عملکرد ما همیشه به این شکل است که نتیجهاش به زندگی ما برمیگردد. دقت داشته باشید که کنگره ۶۰ برای ما هدف نیست؛ کنگره ابزاری است که ما به اهداف خود برسیم.
یعنی من کنگره را یک راهکار بدانم، در موقعیتش قرار بگیرم و از آموزشهای آن استفاده کنم تا بتوانم در ارتقای کیفی زندگی خودم موفق باشم و انسان بهتری برای جامعه باشم. هرکسی به اندازه ظرفیت خودش و به نسبت علم و دانشی که فرا میگیرد، میتواند آن را در زندگی شخصی خودش اجرا کند؛ بهعنوان مرزبان، راهنما، ایجنت و حتی بهعنوان دیدهبان این امر را محقق سازد.
من اگر در زندگی شخصی خودم قادر نیستم با همسر و فرزندانم ارتباط خوبی برقرار کنم و توانایی برخورد درستی با آنها ندارم، قطعاً گوشهای از کار من ایراد دارد. قدر مسلم همهچیز آماده است و این من هستم که در یک نقطه نتوانستم به آن آگاهی، دانش و بیداری فراگیر برسم تا عملکرد بهینهای داشته باشم و درست عمل کنم.
ما بهعنوان مسافر، راهمان را خودمان انتخاب کردیم؛ خواسته یا ناخواسته به کنار، اگرچه بدون شک خواستهای در درون آن بوده است و مسیر مهیا شد. در واقع خانواده من و همسرم به این امید نیامدند که زندگیشان را برای من هزینه کنند و در نهایت گرفتار سیاهی و تاریکی اعتیاد شوند.
.jpg)
مشکلاتی که با قرص و دارو گریبانشان را میگیرد و مراجعه به مشاوره روانی و رفتاری و گذشتن از همهچیز، فقط به این خاطر که همسر یا عزیزشان به درمان برسد.
ساختار کنگره ۶۰ همواره بر دو محور کار میکند؛ یکی درمان و دارو و دیگری موضوع نگرش و اندیشه است. درمان در کنگره موضوع بسیار جاافتادهای است و راه سختی ندارد. البته برای شروع سخت است، نه برای کسی که ده ماه سفرش را طی کرده است.
در واقع، مرحله خودسازی تازه شروع میشود و فرد درصدد جبران تخریبهایی که اتفاق افتاده، خواهد بود. در مسیر کنگره باید در جایی حرکت کند که شعاع اضافه کند. خواسته کنگره از ما همین است.
در جلسات دیدهبانان بارها تأکید شده است که شما خدمتگزار کنگره هستید. درست است که اگر در هر جایی دستوری صادر کنید، قطعاً انجام میشود؛ ولی باید تمام این موضوع را در نظر بگیرید که این افراد همه آسیبدیدهاند؛ از جامعه، اطرافیان و مسیرهای درمانی که در گذشته داشتند. حتی عزیزترین افراد از اطرافیانشان گاهی با گفتار یا عملکردشان باعث رنجش خاطر این افراد شدهاند.
من بارها در جلسه اعضای لژیون انضباطی تأکید داشتهام که این افراد مجرم نیستند؛ کسانی که چند بار انضباطی شدند و خطا کردند. ما در جایی هستیم که باید از این افراد، انسانهای دیگری بسازیم.
اینکه شخصی آمد، مثل من و شما ده ماه سفر کرد، عملکرد ایدهآلی داشت، بهراحتی گل رهایی گرفت و خدمت کرد که کار سختی نبود. آن شخصی که مراحل سختی را سپری کرده و از زمین و زمان به او ضربه وارد شده، این شخص را به رهایی رساندن یعنی هنر.
خواسته کنگره این است که یک نفر در آرامش زندگی کند و یک خانواده مسیر درست را بیابد. خیلیها خارج از این در و محوطه، بدون اینکه دارو مصرف کنند، اخلاق درستی ندارند و خشم در وجودشان جریان دارد.
بحران در وجود خیلیها حاکم است و فشار عصبی و روانی بههمریخته، در کنارش اوضاع معیشتی بههمریخته و تورم و... در کل بحران زیاد است. اگرچه اعتقاد من این است که کسی که در مسیر کنگره قرار بگیرد و از آموزشها استفاده کند، باید یک سر و گردن از افراد عادی جامعه بالاتر قرار بگیرد.
در رفتار، گفتار و کردارش بهترین عملکرد را از خودش به جای بگذارد؛ خصوصاً گذشت و اخلاقمداری را بهخوبی اجرا کند.
ما اگر توانستیم در قبال یک انسان خشمگین کوتاه بیاییم، یعنی آموزشهای کنگره را بهخوبی به اجرا درآوردهایم؛ یعنی توانستهایم از بحران عبور کنیم.
اهداف کنگره ۶۰ مشخص است. اگر حضور سفر اولی در شعب کم شود، قطعاً انرژی کاهش پیدا میکند و خدمتگزار کم میشود. باید طوری عمل کنیم که افراد را در جامعه جذب کنیم.
خیلیها هنوز هم میترسند که بیایند. اینجا را میشناسند و نسبت به خیلی چیزها آگاهی دارند، ولی تردید دارند. چراکه اولین کاری که میکنند، در گوگل و فضای مجازی جستوجو میکنند و اولین جایی که به آنها پیشنهاد داده میشود و در بالای لیست نتایج جستوجو قرار میگیرد، کنگره ۶۰ است.
اولین روشی که به نمایش گذاشته میشود، روش تدریجی است؛ خیلی بهتر از راههای سخت و دشوار و روشهای دیگر است، ولی میترسند. نمیدانم چه چیزی را در نظر میگیرند و چه علتی مانع آنها میشود.
ما باید به شکلی عمل کنیم تا پای این افراد به کنگره باز شود. رسالت ما، کمک فرد رهاشده به فرد در حال مصرف است.
ایجنت پارک طالقانی هستم و جمعه در پارک حضور دارم. افراد زیادی با مشکلات و بیماریهای بسیار به پارک میآیند. چند مدت پیش شخصی از یزد با فرزند بیمارش به پارک آمد. طوری زمان را تنظیم میکرد که بتواند ابتدای وقت حضور داشته باشد.
دو هفته پیش بود؛ به این بنده خدا گفتم چرا این همه راه را میآیید؟ راهکارهایی که باید انجام دهید، به شما گفته شده است.
گفت: «بچه من ناراحتی روانی و مشکل اعصاب دارد.» رفتم و برگشتم، مشاهده کردم در دفتر مرزبانی سر و صدای زیادی به پا شده است.
ماجرا از این قرار بود که چند دقیقهای تأخیر ایجاد شده بود و فرزند این بنده خدا فریاد میکشید و جیغ و داد راه انداخته بود. پیگیر ماجرا شدم. پدرش گفت: «هر بار که پسرم این حضور را تجربه میکند، بدون اینکه داروی خاصی بگیرد یا کار خاصی انجام شود، تا یک ماه آرام میماند؛ ولی همین که تأخیر میشود، دوباره این اتفاق برایش میافتد و سیستمش به هم میریزد.»
این انرژی و کاریزمای خاص، جذب بسیاری را ایجاد میکند. این را عنوان کردم که بدانید آموزشهای کنگره و تأثیرگذاری ما چگونه است.
حدود سه هزار نفر در پارک حاضر میشوند؛ از صبح زود تا حدود ساعت دوازده و نیم. ما کمترین تنش را با این افرادی که درگیر مصرف مواد مخدر بودهاند داریم؛ افرادی که هرکدامشان بهتنهایی برای بر هم زدن آرامش یک خانواده و یک شهر کافی بودند.
با این تعداد افراد درمانشده و در حال درمان مواجه هستیم و کمترین تنش را تجربه میکنیم؛ در حالی که از نهادهای مختلف در اطراف، زیر ذرهبین قرار داریم و عملکرد ما را کاملاً زیر نظر دارند.
چند مدت پیش با من تماس گرفتند و گفتند در محوطه بالا چند نفر در حال مصرف شیشه بودند که دستگیرشان کردیم؛ آیا از افراد ساختار و سازوکار کنگره هستند یا خیر؟
اینگونه بررسی میکنند؛ مکان به مکان و نقطه به نقطه. در حالی که خدا را شکر با کمترین تنش مواجه هستیم.
اگر این افراد بدون آموزش در مکانی قرار بگیرند، بحران دامنهگیر و گستردهای اتفاق خواهد افتاد. همه اینها حاصل زحمات و تلاشهایی است که در مجموعه کنگره ۶۰ و در کنار آن، دیدهبانها انجام دادهاند.
دیدهبانها گذشته از مسائل مربوط به خدمت و قسمتی که در آن فعالیت میکنند، هرکدامشان بهعنوان دیدهبان رابط، مسئول حدود هفت تا ده شعبه هستند که گروه اجرایی هماهنگیهای خود را با دیدهبان مرتبط انجام میدهد.
تمام تلاش ما باید بر این باشد تا نمایندگیها بهنیکویی اداره شوند و تلاشها بهگونهای صورت بگیرد که افراد بیشتری به رهایی برسند.
خب در ادامه با مشارکت شما عزیزان همراه خواهیم بود امیدوارم تلاش کنیم از موهبت کنگره ۶۰ که در مسیر ما قرارگرفته به نحو مطلوب استفاده نماییم . در خاتمه برای همه شما آرزوی سلامتی دارم و امیدوارم حال دلتان خوب باشد چرا که مهمترین اصل زندگی ما همین است. تلاش کنیم که به حال خوش برسیم . از اینکه به صحبت های من گوش کردید از همه شما ممنون و سپاسگزارم.
مرزبان خبری مسافر مسلم
عکاس مسافر سبحان لژیون ششم
ویرایش و بارگذاری مسافر محمد جواد لژیون هشتم
گروه سایت نمایندگی نیمایوشیج بهشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
534