امروز در نمایندگی دورود میزبان اسیستانت همسفر منصوره هستیم، کسی که در این سالها نشان دادند که خستگی جادهها نمیتواند عشق به خدمت و لبخند او را کمرنگ کند. امیدوارم در نمایندگی دورود میزبان خوبی برای ایشان بوده باشیم.
همسفر منصوره به همراه مسافرش محمد با آنتی ایکس مصرفی تریاک وارد کنگره شدند. به مدت ۱۴ ماه به راهنمایی مسافر احسان و خانم آنی کماندار سفر کردند. به مدت ۱۰ سال و چند ماه است که با دستان پرمهر آقای مهندس آزاد و رها شدند.
لطفاٌ معنا و مفهوم عدالت را بیان کنید و این که به نظر شما تفاوت جایگاههای خدمتی در کنگره۶۰ چگونه با مفهوم عدالت ارتباط پيدا میکند؟
عدالت از نظر لغوی از کلمه عدل میآید و در عامیانه به معنی برابری و مساوات است؛ اما در اصل با کلمه تعادل هم خانواده است و به معنی هر چیزی در جای خودش قرار بگیرد. ما جمله بسیار سازنده و معروفی در کنگره داریم که هر کس در هر جایی قرار گرفته عین عدالت است؛ پس هر کدام از ما هم در هر جایگاهی قرار میگیریم؛ قطعاٌ به آن نیاز داشتهایم یا برای رسیدن به آن تلاش کردهایم؛ دقیقاٌ مثل یک سفر اولی که 10 ماه تلاش میکند و سی دی مینویسد سر ساعت جلسات را شرکت میکند روی برنامه داروی خودش است و در نهایت به جایگاه سفر دومی و رهایی دست پیدا میکند یا سفر دومی که به دنبال آموزش بیشتر است و دوست دارد بهای حال خودش را بدهد؛ پس در جایگاههای خدمتی قرار میگیرد لازم است بدانیم که قرار گرفتن در جایگاه خدمتی به منزله آن نیست که شخص از هر نظر کامل شده؛ بلکه گاهی افراد در آن جایگاه قرار میگیرند تا بتوانند به واسطه آن جایگاه خود را به تکامل نزدیک کنند.
از آنجاییکه همسفران دورود اکثراٌ سفر اولی هستند نقش همسفر را در سفر مسافر چگونه ارزیابی میکنید و حضور درست همسفر چه تأثیری بر روند سفر و آرامش خانواده دارد؟
همسفرها به استحکام بنیان خانواده کمک میکنند و به قول دکتر امین در سیدی مسئولیت، همسفر به کسی گفته میشود که تمام نیروی خودش را برای بخشیدن گذشته و برای احیاء خانواده و مسافرش خرج کند؛ پس یک نیروی کمکی و تکمیلکننده در کنار مسافر است که هر جایی مسافر کم آورد یا خسته شد یا مسیر را اشتباه رفت سریع میتواند او را به مسیر برگرداند و این زمانی است که همسفر باید کار خودش را درست انجام بدهد و آموزش بگیرد و در صدد اصلاح خودش باشد و تمرکزش روی خودش و خانوادهاش باشد؛ اما اگر همسفری فقط بخواهد برای کنترلگری و دخالت در کار مسافر به کنگره۶۰ بیاید؛ قطعاٌ حضورش نه تنها کمکی نمیکند؛ بلکه باعث میشود هم مسافر و هم همسفر به اعماق تاریکی بیشتری فرو بروند.
.jpg)
خدمت در کنگره۶۰ چه تفاوتی با یک مسئولیت معمولی دارد و چگونه میتوان از تبدیل شدن خدمت به منیت جلوگیری کرد؟
در نگاه اول به هر دو باید کاری را انجام داد؛ اما اگر به مسئله ریز شویم خدمت یعنی اینکه بتوانی بدون هیچ چشمداشتی کاری که به تو واگذار کردهاند را انجام بدهی و در این حین ممکن است؛ حتی از خودت و خواستههای شخصی خودت هم عبور کنی و آن را به اتمام برسانی و در اکثر مواقع دلی است و از درون قلب شخص جوشش میکند و با شور و شوقی که همراه با معرفت و شعور است انجام میشود و خدمتگزاران اکثراٌ نیازی به پاداش نمی بینند؛ چون پاداش درونی دریافت می کنند؛ اما مسئولیت کاری است که شخص بر طبق وظیفه باید انجام دهد و در قبال آن گاهی مزد و پاداش هم میگیرد یک نگاه دیگری هم میشود به این سوال کرد اینکه نوع نگاه ما به کاری که میخواهیم انجام دهیم بین مسئولیت و خدمت مرزی قرار میدهد. اگر ما بدانیم خدمتی که انجام میدهیم اول خدمت به خودمان است و برای خودمان است قطعاٌ دچار منیت نمیشویم از طرفی منیت یکی از اضلاع مثلث جهالت است و ضلع مقابل آن آموزش است؛ پس در خدمت نیز ما نیاز به آموزش داریم تا دچار منیت نشویم.
آیا عدالت فقط مربوط به رفتار ما با دیگران است یا هر فرد ابتدا باید عدالت را در مورد عملکرد و مسئولیت خودش اجرا کند؟
آقای مهندس میفرمایند عدالت آن چیزی نیست که به نفع تو باشد؛ پس هر کسی باید این جمله را سر لوحه کار خود قرار دهد و چه در رفتار با دیگران و چه در مورد خودش همیشه این را مد نظر داشته باشد و هر شخصی اگر میخواهد حرفش بر روی دیگران تاثیر بگذارد؛ باید ابتدا خودش آن را عملی کرده باشد؛ پس اگر ما میخواهیم عدالت در مورد ما رعایت شود؛ باید خودمان در عمل این کار را کرده باشیم.
مهمترین آموزشی که خودتان در طول سالهای حضور و خدمت در کنگره۶۰ دریافت کردهاید چه بوده و این آموزش چه تغییری در زندگی شخصی و اجتماعی شما ایجاد کرده است؟
کنگره هر لحظه و هر حالش برای من آموزش بوده کنگره مدرسه انسانسازی است و من انسان بودن، عشق و محبت واقعی، گذشت، فداکاری، بخشش و ایثار را فراگرفتهام؛ وقتی به چهره آقای مهندس نگاه میکنم همه این ویژگیها و صفات درونشان موج میزند و من به عنوان شاگرد کوچک ایشان سعی میکنم در هر لحظه ذرهای از این اموج عشق را دریافت کنم و کویر تشنه درونم را سیراب کنم. آقای مهندس به ما هنر زندگی کردن را یاد دادند و من با کمک این آموزشها توانستهام نظم و برنامهریزی را درون کارها پیاده کنم و این کار باعث پیشرفت در زندگی شخصی و اجتماعی من شده است.
سخن پایانی:
شاکر خداوند و آقای مهندس هستم که چنین بستری را مهیا نمودهاند که من بتوانم آموزش بگیرم و خدمت کنم. حضور ارزشمند راهنماهایم را در این مسیر ارج مینهم و از راهنمای فعلیام خانم آنی کماندار که بسیار تا بسیار در این دوره از ایشان آموزش دیدهام سپاسگزارم و برای همه این عزیزان خیر فراوان میطلبم. از ایجنت، مرزبانان و همه همسفران خوب و پر مهر نمایندگی دورود سپاسگزارم که من را مورد لطف خودشان قرار دادند و از شما نیز برای انجام مصاحبه تشکر میکنم. آرزوی موفقیت برای همه همسفران نمایندگی دورود دارم.
.jpg)
طراح سوال و مصاحبهکننده: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر نازنین زهرا (لژیون اول)
عکاس: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر نازنین (لژیون سوم)
ارسال: همسفر سمیرا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دورود
- تعداد بازدید از این مطلب :
939