میخواهم تجربه و برداشت خود را از سیدی طناب (آقای مهندس) با شما در میان بگذارم. برداشت اصلی من این بود که انسان موجود بسیار ارزشمندی است و باید یاد بگیرد چطور قدر خودش را بداند و در مسیر درست حرکت کند. در این سیدی از طناب به عنوان یک مثال استفاده شده است؛ طنابی که همه در اختیار داریم، اما یکی با آن خود را به بند میکشد و دیگری با آن بالا میرود.
طناب همان شرایط زندگی ما است و این به دانایی ما بستگی دارد که چطور از آن استفاده کنیم. خیلیها هستند که از نظر مالی عالی به نظر میرسند، اما از نظر روحی و درونی از عشق و محبت خالی هستند. تمثیلهای موج دریا و شنهای روان به زیبایی یادآوری کردند که انسان نیز باید همیشه در حرکت باشد. در هستی، سکون یعنی ایستایی و ایستایی یعنی عدم رشد. همه چیز در حال تغییر است؛ از احساساتمان مثل شادی، غم و خشم گرفته تا تغییرات جسمی و گذر عمر.
بحث جالب دیگر، تفاوت صورت پنهان انسان با حیوانات بود؛ همان حقیقتی که از ابتدای خلقت همراه ما بوده است؛ همچنین یاد گرفتیم که چقدر مراقبت از جسممان مهم است. در آخر مفهوم جنگ بدون خونریزی برای من بسیار ماندگار بود؛ یعنی زندگی همیشه با سختی و رنج همراه است؛ اما اگر شجاع باشیم، نگاه و محاسباتمان عوض میشود و این قدرت اندیشه است که در نهایت ما را به سمت حقیقت میبرد.
منبع: سیدی طناب
نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون بیست)
رابط خبری: همسفر نگار رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون بیست)
ویرایش و ثبت: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر الهام نگهبان سایت
همسفران نمایندگی شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
71