English Version
This Site Is Available In English

جایی میان دود و تصمیم

جایی میان دود و تصمیم

جلسه لژیون ویلیام وایت نمایندگی چرمهین با استادی و نگهبانی راهنمای وایت مسافر سعید، با دستور جلسه «وادی ششم و تاثیر ان روی من   » یکشنبه۲۵ مرداد ساعت ۱۵:۳۰ شروع بکار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان سعید هستم یک مسافر .

در مسیر درمان، یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها این است که چه کسی در وجود من فرمان می‌دهد؟
آیا عقل، این فرمانرواست یا خواسته‌ها، عادت‌ها و لذت‌های زودگذر؟

وادی ششم به ما می‌آموزد که عقل زمانی می‌تواند فرمانروا باشد که آموزش ببیند و ما بتوانیم حکم آن را اجرا کنیم. دانستن به‌تنهایی کافی نیست؛ فاصله میان دانستن و عمل کردن، همان جایی است که بسیاری از انسان‌ها متوقف می‌شوند.

سیگار نمونه روشنی از این تضاد است. انسان ممکن است به‌خوبی بداند که مصرف دخانیات برای جسم زیان‌آور است، اما دانستنِ مضرات سیگار به‌تنهایی باعث رهایی نمی‌شود. اگر عقل حکم به تغییر بدهد، باید این حکم از مرحله آگاهی عبور کند و به اجرا برسد.

در کنگره ۶۰، درمان سیگار نیز صرفاً کنار گذاشتن یک ماده نیست؛ بلکه فرصتی برای شناخت و تربیت عقل و بازسازی ارتباط انسان با جسم و جهان درون خویش است. آموزش‌های لژیون ویلیام وایت، در کنار روش درمانی کنگره ۶۰، به فرد کمک می‌کند تا موضوع سیگار را از یک «عادت» ساده فراتر ببیند و مسئولیت تصمیم خود را بپذیرد.

وقتی انسان می‌گوید: «می‌دانم سیگار برای من مضر است، اما نمی‌توانم آن را کنار بگذارم»، در حقیقت هنوز فرمان عقل به مرحله اجرا نرسیده است. اما هنگامی که آموزش، تفکر و تجربه در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، فرد به نقطه‌ای می‌رسد که می‌تواند میان خواسته نفس و حکم عقل تفاوت قائل شود.

اینجاست که پیوند وادی ششم با درمان سیگار معنا پیدا می‌کند.

حکم عقل، فرمانی برای جنگیدن با خود نیست؛ فرمانی برای بازگرداندن انسان به تعادل است.

سیگار ممکن است در ظاهر تنها یک نخ و یک عادت به نظر برسد، اما در مسیر درمان، می‌تواند نمادی از بسیاری از خواسته‌هایی باشد که انسان می‌داند به ضرر او هستند و با این حال، اجرای فرمان عقل را به تعویق می‌اندازد.

وادی ششم به ما یادآوری می‌کند که عقل باید از جایگاه یک ناظر خاموش خارج شود و به فرمانروا تبدیل گردد؛ اما فرمانروا بودن تنها با صدور حکم معنا ندارد. فرمانروا زمانی فرمانرواست که فرمانش اجرا شود.

از همین‌جاست که درمان سیگار اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند.
فردی که قدم در این مسیر می‌گذارد، در واقع تمرین می‌کند که به جای تسلیم شدن در برابر خواسته‌های لحظه‌ای، تصمیمی را که با تفکر و آموزش گرفته است به مرحله عمل برساند.

در این مسیر، شکست یا سختی نباید به معنای ناتوانی تعبیر شود. هر مرحله می‌تواند تجربه‌ای برای شناخت بهتر خود و تقویت قدرت تصمیم‌گیری باشد. آنچه اهمیت دارد، ادامه دادن مسیر و تبدیل آموزش به عمل است.

عقل با دانستن رشد نمی‌کند؛ با اجرای درست فرمان‌های خود رشد می‌کند.

شاید بتوان گفت یکی از زیباترین جلوه‌های وادی ششم همین است: انسان زمانی از بند یک عادت رها می‌شود که اختیار خود را دوباره به دست می‌آورد. آن روز، مسئله فقط سیگار نیست؛ مسئله این است که انسان یاد گرفته است فرمانده زندگی خویش باشد.

پس ارتباط دستور جلسه وادی ششم با موضوع سیگار، ارتباطی عمیق و بنیادی است.
سیگار می‌تواند میدان آزمون باشد؛ میدانی که در آن، عقل و خواسته‌ها در برابر یکدیگر قرار می‌گیرند و انسان باید انتخاب کند که کدام‌یک فرمانروای وجود او باشد.

اگر عقل فرمانروایی کند، مسیر تغییر آغاز می‌شود.
اگر آموزش به عمل تبدیل شود، درمان معنا پیدا می‌کند.
و اگر انسان بتواند حکم عقل را اجرا کند، رهایی دیگر یک رؤیا نیست؛ به یک تجربه واقعی تبدیل می‌شود.

وادی ششم به ما نمی‌گوید فقط خوب فکر کنیم؛ به ما می‌آموزد آنچه را عقل به درستی تشخیص داده است، اجرا کنیم.

و شاید درمان سیگار یکی از روشن‌ترین صحنه‌هایی باشد که در آن می‌توان این حقیقت را تجربه کرد:

فرمانروا بودن عقل، یعنی توانایی انتخاب درست؛ و رهایی، نتیجه اجرای آن انتخاب است.

 

مرزبان خبری : مسافر عبدالرضا 

تایپ ویرایش و ارسال : مسافر پوریا 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .