جلسه یازدهم از دور بیست و هفتم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی پاکدشت با استادی راهنمای محترم مسافر نصرالله نگهبانی مسافر پهلوان علیرضا و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه ( وادی ششم و تاثیر آن روی من ) چهارشنبه ۲۸ مرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان نصرالله هستم یک مسافر
دستور جلسه: «وادی ششم و تاثیر آن روی من»
قبل از هر چیز باید بدانیم عقل چیست که من بخواهم اجرایش کنم. آیا عقل همان مغز است؟ آیا در وادی برایمان توضیح داده شده که عقل چیست؟ آیا ما عقل داریم؟ آیا کسی که مصرفکننده میشود، صاحب عقل نبوده که مصرفکننده شده؟ اینها چیزهایی است که آدم از خودش میپرسد، چون معمولاً اجتماع ما را اینطوری میبیند که مصرفکننده اگر عقل داشت، مصرف کننده نمیشد و این به ما تلقین شده خودمان هم بعضی وقتها فکر میکنیم واقعاً عقل نداریم در صورتی که همه موجودات خصوصاً انسان صاحب عقل هستند.
عقل روزنهای است که هر کدام از ما داریم و از عقل کل که صاحب آن خداوند و کائنات است به ما الهام میشود، چقدر و چطوری بستگی به آن روزنهای دارد که ما ارتباطمان را با عقل کل برقرار میکنیم هرچقدر آن روزنه بازتر و فراختر باشد مطمئناً کارهای ما عاقلانهتر است.
این روزنه ارتباطی ما با عقل کل از طریق آگاهی ماست، از طریق بینش ماست که آن هم جز با راه مستقیم و راه پالایش و تصفیه راه دیگهای نداریم کار سختی نیست ما آمدیم اینجا و شاخصترین ایرادی که داشتیم فکر میکردیم اعتیادمان بود اما بعد تازه فهمیدیم که نه این به دید ما شاخصترین بود اما ایرادهای دیگهای هم داریم که باید درست شود و درست کردن آنها یعنی در مسیر مستقیم بودن و به سمت ارزشها حرکت کردن.
یک قدمی که برمیداریم در درون ما معمولاً یک جنگی هست: یکی میگوید «برو»، یکی میگوید «نرو» این بستگی دارد ما چقدر به سمت ضدارزشها باشیم در کتاب گفته شده مقابل عقل نفس اماره است من میگویم نفس اماره خب یک دستهای دارد برای خودش که شامل جن، نفس اماره و یک سری کارهای ضدارزشی اینها دسته نفس امارهاند و دسته عقل هم روح و حرکتهای درست به سمت ارزشهاست.
هرچی به سمت ارزشها برویم، صدای روح بلندتر به گوشمان میرسد اما اگر به سمت ضدارزشها برویم صدای شیطان، نفس اماره و جن را میشنویم.
مگر نداریم دو تا فرشته به صورت تمثیل هرچند به قول آقای مهندس واقعی است یکی جن و یکی روح سمت چپ و راست ما که ما را ترغیب میکنند یکی به کار خوب و یکی به کار بد اگر در مسیر ارزشها باشیم صدای آن که به کار بد وادارمان میکند کمتر شندیده میشود.
اگر بخواهیم به نتیجه برسیم فقط یک راه داریم و بهقول آقای مهندس؛ اگر میخواهیم درست زندگی کنیم راه آن صراط مستقیم میباشد اینکه راه میانبری وجود داشته باشد نیست و آنهایی که رفتند به دید ظاهر بله موفق شدند اما نهایتاً به بنبست رسیدند، مسیر ارزشها مسیر صراط مستقیم است زمانی که در صراط مستقیم بودی حتماً وحی بهت میشود و خداوند نیروهایی را میفرستد که در مسیرت کمکت میکنند.
عقل را ما داریم ولی واقعیتش این است یک پرده یا «خمر» روی عقل ما کشیده شده است فرض کن یک ماشین آخرین سیستم داری بردهای گذاشته توی پارکینگ یک چادر هم کشیدی روش خب همهجا بگو من ماشین دارم اما ازش استفاده نمیکنی عقل داری ولی پوششی روش است ما باید بتوانیم این پوشش را برداریم تا به فرمان عقل برسیم.
در وادی سیزده، مهندس فستیوال حیوانات را بیان میکند اگه خوانده باشید میگوید: پرستوها و قناریها و پرندههای ریز آمدند یک ارکستر بذارند آواز بخوانند، همزمان با شروع اینها یک سری دیگه از حیوانات مثل خرس، گوریل و ... از آن سمت شروع کردن به دست زدن و رقصیدن آنقدر سر و صدا بود که کسی صدای آواز را نمیشنید این تمثیل است برای من که عقلام دارد میگوید این کار را بکن ولی آنقدر سرم شلوغ است از مسائل مختلف ضدارزشی که صدای عقل را نمیشنوم و به خاطر همین است که اشتباه میکنیم.
ممنون از اینکه به صحبت های من گوش کردید.
تایپ، عکس، ویراستاری و بارگذاری: مسافر امیرحسین لژیون ۱۵.
- تعداد بازدید از این مطلب :
57